اوری ریس (Uri Reiss) از دیگر شخصیت‌های معروف در انیمه اتک آن تایتان است که به عنوان برادر جوان‌تر راد ریس شناخته می‌شود و همچنین عموی هیستوریا ریس و فریدا ریس هم به حساب می‌آید. او تا یک مقطع زمانی یعنی تا پیش از سال ۸۴۲ (پادشاه حقیقی دیوار‌ها) قلمداد می‌شد و کنی آکرمن را به عنوان بهترین دوستش می‌شناختند. او با به ارث بردن قدرت تایتان بنیادی از پدرش به این نتیجه رسید که در نهایت علاوه بر قدرتش، تاج و تختش هم به فریدا ریس (برادرزاده‌اش) واگذار کند.

اوری ریس (Uri Reiss)

تاریخچه اوری ریس

همانطور که گفتیم نسبت اوری با آقای ریس این است که دومین فرزند او تلقی می‌شود و برادر جوان‌ترش با نام راد ریس با آن‌ها زندگی می‌کرد. از آنجایی که پدر آن‌ها عنوان وارث تایتان بنیادی را به خود اختصاص داده بود، این توانایی را در خود می‌دید که با قدرت بی‌کرانش به جنگ میان تایتان‌ها برای همیشه خاتمه دهد، به همین خاطر اوری و راد از او این درخواست را داشتند تا انسان‌ها از گرفتاری آن‌ها به آزادی برسند با این حال پدرشان این خواسته را هیچ وقت قبول نکرد و حتی دلیل آن را نیز به طور کامل تعریف نمی‌کرد.

مدتی بعد، اوری توانست عنوان وارث بعدی، تایتان بنیادی را بر عهده بگیرد تا جایی که با داشتن اراده‌ای قوی، تایتان‌ها را وادار به توقف کرد. اوری با برگزاری مراسمی آیینی و حتی با بلعیدن پدرش این فرآیند را در پیش گرفت تا بتواند با ارث بردن قدرت تایتان‌ها و خاطراتی از دنیا به ادامه اعمالش بپردازد. با این حال اوری نیز همان کار‌ها و تفکر وارثان قبلی را ادامه داد و تایتان‌ها را از جنگیدن متوقف نکرد.

تاریخچه اوری ریس
تاریخچه اوری ریس

بعد از اینکه تایتان بنیادی توانست به وسیله اوری ارث را کاملاً از آن خود کند، کنی آکرمن متوجه شد که اوری پادشاه حقیقی در نظر گرفته شده است. او به دنبال کردن او ادامه داد و تلاش کرد او را به قتل برساند. با این حال اوری از این کار جلوگیری کرد و با فرم تایتانی خود او را اسیر کرد. کنی در نهایت خود را تسلیم نکرد و حتی چاقوی در دستش را به سمتی که اوری قرار گرفته بود پرت کرد. با وجود لجاجت راد برای مرگ کنی اما اوری او را بخشید و جانش را نجات داد. او به کنی آکرمن این گفته را بازگو کرد که به دلیل رنجش بسیاری که خانواده آکرمن نسبت به خاندان سلطنتی دارد، پرتاب شدن چاقو به سمتش را لایق او دانسته است.

اوری با تعظیم در برابر کنی به او احترام گذاشت و به خاطر رنجی که خانواده‌اش تا به آن روز کشیده‌اند معذرت خواهی کرد. کنی از احترام گذاشتن به آن‌ها با عنوان یک پادشاه قدرتمند تعجب کرد. پس از ماجرای پیش آمده، کنی علاوه بر اینکه محافظ اوری شد بلکه تبدیل به بهترین دوست او هم شد. اوری هم توانست با در نظرگرفتن رویداد‌های صورت گرفته، حمله به اصل و نسب آکرمن‌ها را تا حد ممکن متوقف کند.

مدتی بعد اوری قدرت و جایگاهی که به او اختصاص داشت را به برادرزاده‌اش فریدا (با پانزده سال سن) بخشید و در نتیجه خودش با رضایت کامل به دست فریدا بلعیده شد.

این مطلب را به اشتراک بگذارید

116 تعداد بازدید

دیدگاه ها

برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
0
    0
    سبد خرید شما
    سبد خرید خالیخرید