اولین فردی که توانست قدرت تایتان‌ها را از آن خود کند، فردی به نام یمیر فریتز (Ymir Fritz) نام داشت. او را به عنوان برده‌ی پادشاه الدیا می‌شناختند و این پادشاه از قدرتی که به وسیله یمیر به دست می‌آورد در جهت تخریب مارلی و سایر نقاط دنیا استفاده می‌کرد. یمیر به مدت سیزده سال بعد از بیدار کردن این قدرت نتوانست زنده بماند و جان خود را از دست داد. جسدی که از او به جای مانده بود را به زور به دخترانش یعنی ماریا، رز، و شینا خوراندند. قدرت‌های او را می‌توان به چند بخش تقسیم کرد که با عنوان نه تایتان قابل شناخت است.

یمیر فریتز (Ymir Fritz)

در ادامه پس از مرگ یمیر، او به مختصات انتقال پیدا کرد، جایی که تایتان‌ها از شن‌ها شکلی را به خود گرفتند و با اطاعت کردن از خاندان سلطنتی حامل قدرتی خارق العاده به نام قدرت بنیادی شدند. همچنین می‌توانید برای خواندن مانگا حمله به تایتان کلیک کنید.

تاریخچه یمیر فریتز

تقریباً حدود ۲۰۰۰ سال پیش، روستای یمیر توسط گروهی که به الدیایی‌ها معروف بودند مورد حمله قرار گرفت و اهالی آن که به شدت دچار ترس شده بودند به بردگی گرفته شدند، این اتفاق در حالی افتاد که حتی به زبان‌هایشان رحم نکردند و آن‌ها را بریدند. یک شب، یمیر با باز گذاشتن درب یک آغل چند خوک را فراری داد. بعداً فریتز که به عنوان حاکم قبیله می‌شناختند از برده‌ها سؤالاتی در خصوص مقصر این ماجرا پرسید. به طوری که با اشاره برده‌ها به یمیر، او را ر‌ها کردند و از او به عنوان یک طعمه شکار استفاده کردند.

تاریخچه یمیر فریتز
تاریخچه یمیر فریتز

یمیر زخمی و ناامید با رسیدن به یک درخت بزرگ غیرعادی که بر روی آن اثری از شکاف بزرگی قرار داشت، مواجه شد. یمیر با هدفی که به دنبال داشت و با قصد پناه گرفتن وارد شکاف درخت شد. به طوری که در ادامه ماجرا به دلیل نداشتن اطلاعی از زیر گودال به پایین رفت و درون یک چاله مایع افتاد. در آنجا با عجایبی مرموز و شگفت رو به رو شد تا جایی که با دیدن موجودی مرموز شبیه به ستون فقرات نتوانست مقابله کند و با او ترکیب شد، وی را تبدیل به اولین تایتان کرد.

یمیر با در دست داشتن این قدرت جدید به قبیله بازگشت تا عین اینکه به فریتز خدمت کند از تایتان خود برای ساخت پل‌ها، گردآوری ثروت و کشت زمین برای الدیایی‌ها بهره ببرد. او با دستور پادشاه قادر به انجام هر کاری بود تا توانست رقیب الدیا یعنی مارلی را شکست دهد. فریتز بعد از شکست دادن رقیب خود به عنوان پاداشِ خدماتی که یمیر انجام داده بود با او ازدواج کرد و او را به همسری خود درآورد. با برگزیدن همسری یمیراز پیوند آن‌ها سه فرزند به نام‌های رز، ماریا و شینا متولد شدند.

سال‌ها بعد (سیزده سال بعد)، یمیر برای اینکه بتواند از فریتز محافظت کند در یک اقدام به ترور نتوانست از خود دفاع کند و جانش را از دست داد و خود را در یک سرزمین مرموز یافت. بعد از فوت یمیر، پادشاه فریتز دختران خود را مجبور به انجام کاری کرد که پیامد‌های خوبی را به دنبال نداشت تا جایی که به آنها دستور داد جسد مادرشان را بخوردند و قدرت تایتانی به آن‌ها منتقل شود. سپس پادشاه به دخترانش امر کرد تا فرزندآوری کنند و این روند در حالی ادامه داشت که حتی پس از مرگ حامل هم جسد خورده شود. این دستور بدین دلیل از پیش صادر شده بود تا کنترل الدیا بر تایتان‌ها همیشه حفظ شود. به این ترتیب با این روند ادامه دار قدرت یمیر به نه تایتان تقسیم شد.

افسانه‌های یمیر فریتز

با در گذشت یمیر و مدتی بعد از مرگ او، وجود او را به قدری مهم و پر اهمیت می‌دانستند که به عنوان یک معجزه الهی برای الدیایی‌ها قلمداد شد. ترمیم‌دهندگان این ادعا را داشتند که یمیر و مطیعان یمیر “فرزندان برگزیده خدا” را شامل می‌شوند که باید به آن‌ها احترام بگذارند. حتی یک فرقه الدیایی در ادامه همین مطیعان وجود داشت که یمیر را در این فرقه به عنوان یک الهه پرستش و از خوبی‌هایش برای آیندگان تعریف می‌کردند.

افسانه‌های یمیر فریتز
افسانه‌های یمیر فریتز

از سوی دیگر، بعد از سقوط امپراتوری الدیا در نبرد بزرگ تایتان‌ها، دولت جدیدی با نام مارلی روی کار آمد و این دولت افسانه‌هایی را در قالب افتراآمیز در مورد قدرت یمیر بازگو کرد تا جایی که او را نشات گرفته از شیطان توصیف کردند.

این مطلب را به اشتراک بگذارید

1,236 تعداد بازدید

دیدگاه ها

برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
0
    0
    سبد خرید شما
    سبد خرید خالیخرید