الف های سیلوان، یا الف های جنگلی، الف های کوئندی (آنانی که با صدا سخن میگویند) ساکن جنگل های سرزمین میانه بودند. در اواخر عصر سوم، الفهای سیلوان عمدتاً متعلق به گالادریم (یا مردم درخت الف ها بودند) یا الفهای میرکوود بودند.
الف های سیلوان در ارباب حلقه ها

تاریخچه الف های سیلوان
الفهای سیلوان از نوادگان ناندور به حساب میآمدند و بنابراین در اصل بخشی از تلریها بودند که در درههای آندوین در طول سفر بزرگ الدار در دوران “Elder Days” مستقر بودند. الف های سیلوان خود را در قلمروهای جنگلی خود در آن سوی کوه های مه آلود مخفی کردند و تبدیل به قومی پراکنده شدند که به سختی از آواری یا ناآرزومندان (شاخهای از الفها بودند که از آغاز سفر بزرگ خودداری کردند)، الفهای تاریک قابل شناسایی بودند. با وجودی که عدهای از ناندورها به اریادور ادامه دادند و بعدها وارد بلریاند شدند، در درههای آندوین باقی ماندند و از این دومی الفهای سیلوان سرچشمه گرفتند. داستان الف ها در کتاب برن و لوتین، کتاب سقوط گاندولین و کتاب سیلماریلیون گفته شده است که خواندنشان شما را از بسیاری از داستان الف ها آگاه می کند.
همچنین گفته شده است که بعضی از آواریهای غربی که در اریادور و درههای آندوین سکونت داشتند، با الدارها (الفهای سفر بزرگ) دوست بودند و با الفهای جنگلی ادغام شدند. اینها نلیارین آواری (پنی “یکی از تنها شش قبیله آواری بود که ذکر شد”) بودند و بنابراین از راه دور شبیه ناندور و سیندار بودند.

در اوایل عصر دوم، بسیاری از تلری ها، بازماندگان دوریات و اوسیریاند، لیندون را ترک کردند تا قلمروهای جنگلی را در میان الف های سیلوان ایجاد کنند. قبل از ساخت برج تاریک (باراد دور که به نام برج تاریک نیز شناخته میشود، قلعه اصلی سائورون در فلات گورگوروت در موردور بود) در سال ۲۰۱۸ بود.عصر دوم ۱۰۰۰ که سیندار این مهاجرت را انجام داد.
الف های سیلوان در ادامه
در اوایل دوران دوم، اوروفر از دوریات (پدر تراندویل و پدربزرگ لگولاس “او یک الف سیندار از قلمروی وودلند و یکی از نه عضو یاران به حساب میآید که برای ویران کردن حلقه یگانه عازم سفر میشوند”) به همراه چند سیندار دیگر به گرینوود بزرگ (قلمرو الفهای جنگلی سیلوان و گروهی از سیندارها شناخته میشد که پس از ویرانی بلریاند به آنجا آمدند)، در شرق کوههای مهآلود آمدند.

در آنجا، او پادشاه الفهای سیلوان در شرق آندوین شد و قلمرو وودلند را در عصر دوم ۷۵۰ تأسیس کرد. فرهنگ قوم سیلوان در مقایسه با فرهنگ بلریاندیک سیندار بی ادب و روستایی بود، ولی به زودی، سیندار با الف های سیلوان ادغام شد و زبان آنها را قبول کرد و نامهایی به شکل و سبک سیلوانی به خود گرفت.

اگرچه الفهای سیلوان ابتدا در جنوب وود مستقر بودند، که در اطراف آمون لنک متمرکز بودند، آنها به طور مداوم به سمت شمال عقبنشینی کردند (سه بار در عصر دوم) و پس از اینکه سایه در اواسط میرکوود افتاد. عصر سوم، الف های سیلوان در منتهی الیه شمال شرقی جنگل زندگی میکردند. پادشاه آنها، تراندویل (پسر اوروفر، که در جنگ آخرین اتحاد جان سپرد)، یک قلعه زیرزمینی (سالنهای الونکینگ) برای خود و مردمش با الهام از منگروت (هزار مغاره یا غار دوریات) تینگول در روزهای دور ساخت.
الف های سیلوان گالادریم
اطلاعات کمی از تاریخ اولیه آنها وجود دارد مگر اینکه در عصر دوم، آنها از طریق یک شاهزاده سیندارین به نام آمدیر اداره میشدند. پس از ویرانی ارگیون در سال ۱۶۹۷، بسیاری از تبعیدیان آن، هم نولدور و هم سیندار، از طریق خزاددوم به شرق فرار کردند و به الفهای سیلوان لورین ملحق شدند و با آنها درآمیختند.

آمدیر (نام یکی از پادشاهان اولیهی لورین) در نبرد آخرین اتحاد ناپدید شد، بنابراین پسرش، آمروت (ارباب محزون لورین)، به سلطنت رسید. در طول سلطنت او، دورین بانه در خزاددوم رها شد و بسیاری از مردم لورین به جنوب به اتلوند فرار کردند. خود آمروت نیز در میان آنها بود و در خلیج بلفالاس غرق شد. در این زمان بود که گالادریل و کلبورن لرد و بانوی لورین شدند.
الف های سیلوان در تاریخ بعد
اگرچه هر دو قلمرو سیلوان در نبرد حلقه (جنگی میان سائورون، پادشاه تاریکی موردور، که سعی کرد تا سرزمین میانه را فتح کند) مورد تهاجم قرار گرفتند، سقوط سائورون موجب صلحی طولانی شد و الفهای سیلوان در ارین لاسگالن که اکنون پاک شده بود، مدتها بدون مشکل باقی ماندند. الفهای سیلوان بار دیگر در جنوب وود مستقر شدند، ولی این الفهای لورین (گالادریم یا مردم درخت الفها بودند که عمدتاً سیلوانی بودند) بودند که از آندوین گذر کردند تا در قلمرو جدیدی به نام شرق لورین (قلمرویی از الفها تلقی میشد که در جنوب ارین لاسگالن “جنگل برگهای سبز” در پی نبرد حلقه تأسیس شد) ساکن شوند. اگرچه سرزمین اصلی لوتلورین (لورین شکوفه) پس از درگذشت گالادریل و سلبورن محو شد، الف های سیلوان جنگلی برای سال های طولانی در زیر درختان خود با آرامش زندگی کردند.

کتاب های سه بعدی میتراکانا
دیدگاه ها









