بیوگرافی گیتی پاشایی تهرانی
تاریخ هنر ایران پر از نامهای درخشانی است که هر کدام به نوعی در شکلگیری فرهنگ و هنر معاصر نقش داشتهاند. در میان تمام زنانی که در دهههای گذشته در عرصه موسیقی و سینما فعالیت میکردند، نام گیتی پاشایی تهرانی با یک وقار، تخصص و اصالت خاص گره خورده است. او تنها یک خواننده با صدایی مخملی و متفاوت نبود، بلکه یک آهنگساز تحصیلکرده، یک بازیگر توانمند و یکی از پیشگامان حضور زنان در عرصههای تخصصی هنر مانند ساخت موسیقی متن فیلم بود. صدای او که با ترانههایی عمیق و گاهی نوستالژیک در حافظه شنیداری مردم ایران ثبت شده است، هنوز هم پس از گذشت سالها طراوت و زیبایی خود را حفظ کرده است.
گیتی پاشایی تهرانی از آن دسته هنرمندانی بود که هرگز به دنبال شهرتهای کاذب و جنجالهای رسانهای نرفت. او هنر را برای خود هنر میخواست و مسیر زندگیاش نشان میدهد که تا چه اندازه برای ارتقای سطح دانش و سواد موسیقایی خود تلاش کرد. از نشستن در محضر اساتید بزرگ موسیقی اصیل ایرانی گرفته تا سفر به قارهای دیگر برای آموختن معماری و هارمونی موسیقی جهانی، همه و همه از او شخصیتی ساختند که در تاریخ هنر ایران بیبدیل است. در این مقاله قصد داریم به طور جامع و کامل، ابعاد مختلف زندگی شخصی و هنری این بانوی هنرمند را بررسی کنیم تا با یکی از تاثیرگذارترین چهرههای فرهنگی دهههای پیشین ایران بیشتر آشنا شویم.
سن گیتی پاشایی تهرانی
برای بررسی سن گیتی پاشایی تهرانی و مسیری که او در طول عمر خود طی کرد، باید به دهههای آغازین قرن حاضر خورشیدی بازگردیم. گیتی پاشایی در تاریخ ۲۳ خرداد سال ۱۳۱۹ پا به عرصه وجود گذاشت. متولد شدن در دهه بیست خورشیدی، به معنای بزرگ شدن در دورانی بود که جامعه ایران در حال گذار از سنتهای قدیمی به سوی نوعی مدرنیته فرهنگی بود. او جوانی و شکوفایی خود را در دهههای چهل و پنجاه خورشیدی تجربه کرد؛ دهههایی که از آنها به عنوان دوران طلایی موسیقی و سینمای ایران یاد میشود.
گیتی پاشایی در سنین جوانی، زمانی که در دهه بیست و سی زندگی خود قرار داشت، توانست با صدای خاص و متفاوت خود، جایگاهی تثبیت شده در میان خوانندگان آن زمان پیدا کند. بر خلاف بسیاری از خوانندگان همنسل خود که از سنین نوجوانی وارد مارکت موسیقی تجاری میشدند، او ترجیح داد ابتدا پایههای سواد هنری خود را محکم کند. به همین دلیل، پختگی در صدای او از همان سالهای ابتدایی فعالیتش کاملا مشهود بود. او در بهترین سالهای عمر خود، یعنی در اوج جوانی، نه تنها به اجرای ترانههای ماندگار پرداخت، بلکه با ازدواج و تشکیل خانواده، فصل جدیدی از بلوغ فکری و عاطفی را تجربه کرد.
متاسفانه دست روزگار اجازه نداد تا این هنرمند بزرگ، دوران کهنسالی را تجربه کند و از اندوختههای ارزشمند سالها فعالیت هنریاش در دهههای بعدی زندگی بهره ببرد. گیتی پاشایی تهرانی در تاریخ ۱۷ اردیبهشت سال ۱۳۷۴، پس از یک دوره مبارزه سخت و طاقتفرسا با بیماری، چهره در نقاب خاک کشید. او در زمان درگذشت تنها ۵۴ سال سن داشت. مرگ در سن ۵۴ سالگی برای هنرمندی که هنوز در اوج توانایی برای خلق آثار جدید، به ویژه در زمینه آهنگسازی فیلم بود، یک ضایعه بزرگ و جبرانناپذیر برای هنر ایران محسوب میشد. با این حال، او در همین ۵۴ سال عمر پربار خود، آثاری از خود به جای گذاشت که بسیاری از هنرمندان در طول یک قرن زندگی نیز قادر به خلق آنها نیستند.
قد گیتی پاشایی تهرانی
وقتی صحبت از ویژگیهای ظاهری هنرمندان دهههای گذشته به میان میآید، یافتن اعداد و ارقام دقیق و ثبت شده در منابع رسمی کار بسیار دشواری است. در مورد قد گیتی پاشایی تهرانی نیز عدد دقیقی به عنوان سانتیمتر در آرشیوهای مستند وجود ندارد، اما با بررسی تصاویر به جا مانده، فیلمها و اجراهای صحنهای او، میتوان به درک روشنی از فیزیک ظاهری و حضور صحنهای او دست یافت. گیتی پاشایی دارای قدی متوسط و متناسب با استانداردهای بانوان ایرانی در آن دوره بود، اما آنچه او را در تصاویر و روی صحنه متمایز میکرد، وقار، زبان بدن و استایل منحصربهفرد او بود.
در دهههای چهل و پنجاه، حضور یک هنرمند زن روی صحنه معمولا با پوششهای پر زرق و برق و گاهی اغراقآمیز همراه بود. اما گیتی پاشایی همواره با ظاهری بسیار شیک، ساده و در عین حال قدرتمند ظاهر میشد. او با استفاده از لباسهایی که طراحی مینیمال و کلاسیک داشتند، باعث میشد تا قد و قامت او بسیار کشیدهتر و باابهتتر به نظر برسد. این استایل خاص، نشاندهنده سلیقه و شاید تاثیر تحصیلات او در رشته معماری بود که تناسبات و زیباییشناسی را به خوبی میشناخت. قامت او روی صحنه، نمادی از یک زن روشنفکر و هنرمند بود که بیشتر از آنکه بخواهد با ظاهرش جلب توجه کند، قصد داشت با هنر و صدای خود مخاطب را تسخیر کند.
حضور او در سینما نیز این موضوع را تایید میکند. در فیلمهایی که او در آنها حضور یافت، دوربین به خوبی توانسته بود کاریزما و حضور فیزیکی او را ثبت کند. قد و قامت او در کنار بازیگران مرد سینمای آن زمان، ترکیبی متناسب و سینمایی ایجاد میکرد. در نهایت باید گفت در دنیای هنر، “قد” و “بزرگی” یک هنرمند با سانتیمتر اندازهگیری نمیشود، بلکه با سایهای که هنر او بر جامعه میاندازد سنجیده میشود. گیتی پاشایی از نظر جایگاه هنری و تاثیرگذاری، یکی از بلندقامتترین زنان تاریخ موسیقی و سینمای ایران است که حضور سنگین و باوقارش در تمام عکسهای به یادگار مانده از او، کاملا احساس میشود.
همسر گیتی پاشایی تهرانی
یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین بخشهای زندگی این بانوی هنرمند، ازدواج و زندگی مشترک او با یکی از غولهای بیبدیل سینمای ایران است. همسر گیتی پاشایی تهرانی، مسعود کیمیایی، کارگردان نامدار و خالق موج نوی سینمای ایران است. این دو هنرمند در سال ۱۳۴۸ با یکدیگر ازدواج کردند. پیوند گیتی پاشایی به عنوان یک خواننده و موسیقیدان با مسعود کیمیایی به عنوان یک فیلمساز پیشرو، تنها یک پیوند زناشویی نبود، بلکه یک تلاقی شگفتانگیز میان موسیقی و سینما در بالاترین سطح خود بود.
زندگی با مسعود کیمیایی که در آن سالها با ساخت فیلمهایی چون “قیصر” و “گوزنها” در حال تغییر دادن مسیر سینمای ایران بود، قطعا حال و هوای خاصی داشت. خانه آنها محل رفت و آمد بزرگترین روشنفکران، نویسندگان، شاعران و بازیگران آن دوره بود. گیتی پاشایی در این محیط کاملا هنری، نه تنها نقش یک همسر حامی را ایفا میکرد، بلکه خود به عنوان یک مشاور هنری و یک وزنه سنگین فرهنگی در کنار کیمیایی حضور داشت. درک متقابل آنها از هنر باعث شد تا این زوج بتوانند سالهای متمادی در کنار یکدیگر زندگی پرباری را تجربه کنند.
حاصل این ازدواج هنری، پسری به نام پولاد کیمیایی است که در سال ۱۳۵۹ به دنیا آمد. تولد پولاد، رنگ و بوی جدیدی به زندگی این زوج بخشید. گیتی پاشایی که همواره زنی مستقل و فعال بود، پس از تولد فرزندش نقش مادری را با تمام وجود پذیرفت و ارتباط بسیار عمیق و عاشقانهای با پولاد داشت. اگرچه زندگی هنرمندان بزرگ همیشه با فراز و نشیبها و حواشی خاص خود همراه است، اما ازدواج گیتی پاشایی و مسعود کیمیایی یکی از نمادینترین پیوندهای هنری در تاریخ معاصر ایران باقی مانده است؛ پیوندی که بعدها منجر به همکاریهای درخشان گیتی پاشایی به عنوان آهنگساز در فیلمهای همسرش شد.
محل تولد گیتی پاشایی تهرانی
ریشهها و محیطی که یک انسان در آن رشد میکند، تاثیر مستقیمی بر آینده او دارد. محل تولد گیتی پاشایی تهرانی، شهر تهران، پایتخت ایران است. او در یکی از محلههای اصیل تهران به دنیا آمد و در خانوادهای بزرگ شد که با فرهنگ و هنر غریبه نبودند. تهران در دهه بیست خورشیدی شهری بود که آرام آرام داشت پوست میانداخت. ورود رادیو، تاسیس هنرستانهای موسیقی و شکلگیری کافهها و سالنهای فرهنگی، از تهران یک بستر مناسب برای رشد استعدادهای ناب ساخته بود.
یکی از نکات بسیار جالب و مهم در مورد پیشینه خانوادگی او در تهران، این است که پدربزرگش، جعفر منصوری، یکی از شاعران و نوازندگان چیره دست تار و نی در زمان خود بود. بزرگ شدن در خانهای که نوای موسیقی اصیل ایرانی در آن طنینانداز بود و شعر و ادبیات در آن جایگاه ویژهای داشت، بذر هنر را از همان کودکی در دل گیتی جوان کاشت. تهران به او این امکان را داد تا به بهترین اساتید موسیقی دسترسی داشته باشد و بتواند از همان سنین کم، گوش موسیقیایی خود را با شنیدن آثار فاخر پرورش دهد.
علاوه بر این، زندگی در پایتخت باعث شد تا او در جوانی بتواند به راحتی وارد محافل حرفهای رادیو و تلویزیون ملی ایران شود. تهران در آن روزگار مرکز تمام تولیدات فرهنگی بود و هنرمندی که در این شهر متولد و بزرگ شده بود، راه هموارتری برای رسیدن به استودیوهای ضبط و شبکههای پخش داشت. با این حال، او هرگز به فضای محدود پایتخت اکتفا نکرد و روحیه جستجوگرش او را برای کسب دانش به آن سوی مرزها کشاند، اما تهران همیشه به عنوان خانه و نقطه آغازین درخشش او در قلبش باقی ماند؛ شهری که در نهایت نیز در خاک آن آرام گرفت.
آهنگ ها و آثار گیتی پاشایی تهرانی
فیلمشناسی
بازیگر
- «سفر سنگ» (۱۳۵۶، مسعود کیمیایی) در نقش فاطمه (دوبلور: نیکو خردمند)
آهنگساز
- «تیغ و ابریشم» (۱۳۶۴، مسعود کیمیایی)
- «سرب» (۱۳۶۷، مسعود کیمیایی)
- «گروهبان» (۱۳۶۹، مسعود کیمیایی)
تحصیلات گیتی پاشایی تهرانی
یکی از وجوه تمایز بسیار پررنگ گیتی پاشایی با بسیاری از هنرمندان همعصر خود، سطح بالای سواد آکادمیک و تحصیلات گیتی پاشایی تهرانی است. او معتقد بود که هنر تنها به داشتن یک استعداد ذاتی محدود نمیشود، بلکه باید با علم و دانش صیقل داده شود. مسیر تحصیلی او بسیار جذاب و تا حدودی متفاوت است. او در ابتدا برای یادگیری اصولی موسیقی ایرانی، به سراغ بزرگترین اساتید زمان خود رفت. او ردیفهای موسیقی سنتی، آواز و گوشههای آوازی را در محضر اساتید بینظیری چون فرامرز پایور، مهدی فروغ و محمود کریمی آموخت. شاگردی کردن در مکتب چنین اساتید سختگیری، پایههای موسیقی کلاسیک ایران را در ذهن او نهادینه کرد.
اما روحیه کمالگرای او به همین جا ختم نشد. گیتی پاشایی در یک اقدام جسورانه برای ادامه تحصیلات به ایالات متحده آمریکا سفر کرد. نکته جالب و شگفتانگیز در بیوگرافی او این است که او در شهر نیویورک، در کالج سیتی نیویورک (City College of New York)، در رشته معماری مشغول به تحصیل شد. انتخاب رشته معماری نشاندهنده ذهن هندسی، ساختارگرا و هنری اوست. معماری و موسیقی هر دو با ریاضیات، هارمونی و تناسبات سر و کار دارند و تحصیل در این رشته قطعا در شکلگیری نگاه هنری او بیتاثیر نبوده است.
پس از تجربه تحصیل در رشته معماری در نیویورک، عشق به موسیقی دوباره او را به مسیر اصلیاش بازگرداند. او این بار به شهر سیاتل رفت و در آنجا به طور تخصصی در رشتههای هارمونی و ارکستراسیون (سازبندی) به تحصیل پرداخت. این بخش از تحصیلات او در آمریکا، کلید اصلی موفقیتهای بعدی او بود. ترکیب شناخت عمیق از موسیقی اصیل ایرانی با دانش روز هارمونی و ارکستراسیون غربی، از گیتی پاشایی یک موسیقیدان کامل و یک آهنگساز مسلط ساخت که میتوانست موسیقیهایی بسازد که هم ریشه در خاک ایران داشتند و هم از استانداردهای جهانی برخوردار بودند.
سال شروع بازیگری گیتی پاشایی تهرانی
با وجود اینکه گیتی پاشایی در ذهن مردم بیشتر به عنوان یک خواننده و موسیقیدان شناخته میشود، اما او تجربه بسیار مهم و ماندگاری در عرصه سینما نیز دارد. سال شروع بازیگری گیتی پاشایی تهرانی به سال ۱۳۵۶ خورشیدی بازمیگردد. در این سال، او در فیلم سینمایی بسیار مهم و نمادین “سفر سنگ” به کارگردانی همسرش، مسعود کیمیایی، به ایفای نقش پرداخت. این فیلم که در سالهای ملتهب پیش از انقلاب ساخته شد، دارای لایههای عمیق اجتماعی و سیاسی بود.
ورود گیتی پاشایی به عرصه بازیگری با فیلم “سفر سنگ” یک اتفاق ساده نبود. او در این فیلم در نقش شخصیتی به نام “فاطمه” ظاهر شد. بازی او در این فیلم بسیار کنترلشده، درونی و به دور از اغراقهای رایج در سینمای آن زمان بود. او توانست با نگاهها و سکوتهای معنادار خود، روح یک زن روستایی رنجکشیده اما مقاوم را به خوبی به تصویر بکشد. همبازی شدن با بازیگران قدرتمندی چون سعید راد و فرزانه تاییدی، نشان داد که او از اعتماد به نفس بالایی در مقابل دوربین برخوردار است و توانایی درک درست یک فیلمنامه سنگین را دارد.
جالب اینجاست که او بر خلاف بسیاری از خوانندگان آن دوره که برای افزایش فروش فیلمها صرفا به عنوان چهرههای تجاری وارد سینما میشدند، حضور در سینما را بسیار جدی گرفت. فیلم سفر سنگ تنها تجربه جدی و بلند او در زمینه بازیگری باقی ماند. پس از آن، با تغییر شرایط کشور و وقوع انقلاب، مسیر زندگی هنری او تغییر کرد و او ترجیح داد به جای قرار گرفتن در مقابل دوربین، به عنوان یک آهنگساز در پشت صحنه به خلق موسیقی برای فیلمها بپردازد. اما همان یک تجربه در سال ۱۳۵۶ کافی بود تا نام او به عنوان یک هنرمند چندوجهی در تاریخ سینمای ایران ثبت شود.
درباره زندگی شخصی گیتی پاشایی تهرانی
نگاهی به آنچه درباره زندگی شخصی گیتی پاشایی تهرانی گفته شده، تصویر زنی را نشان میدهد که بسیار صبور، اندیشمند و به شدت خانوادهدوست بود. کسانی که از نزدیک با او معاشرت داشتند، او را انسانی بسیار مبادی آداب، جدی در کار و مهربان در روابط دوستانه توصیف میکنند. او برخلاف هیاهوی دنیای شهرت، به شدت مراقب حریم خصوصی خود و خانوادهاش بود. خانه او همواره پناهگاهی برای آرامش و خلق هنر بود و او سعی میکرد پسرش پولاد را در محیطی فرهنگی و به دور از حواشی زرد سینما بزرگ کند.
زندگی شخصی او در سالهای پس از انقلاب با تغییرات زیادی همراه بود. با ممنوعیت فعالیت خوانندگان زن، او که عاشق خلق کردن بود، دچار انزوا نشد. او استودیوی خانگی خود را به راه انداخت و تمام تمرکزش را روی آهنگسازی گذاشت. این روحیه تسلیمناپذیر نشان میدهد که او زنی نبود که با بسته شدن یک در، متوقف شود. او در خلوت خود میخواند، مینوشت و برای فیلمهای همسرش موسیقیهای درخشانی میساخت. ارتباط عمیق او با پسرش پولاد یکی از زیباترین بخشهای زندگی اوست. پولاد کیمیایی همواره در مصاحبههایش از مادرش به عنوان بزرگترین حامی و منبع الهام خود یاد میکند.
متاسفانه فصل پایانی زندگی شخصی گیتی پاشایی با یک مبارزه سخت گره خورد. در اواخر دهه شصت، او متوجه شد که به بیماری سرطان سینه مبتلا شده است. او با شجاعت تمام با این بیماری روبرو شد و برای گذراندن دورههای درمانی پیشرفته به کشور آلمان (شهر هامبورگ) سفر کرد. ماهها تحمل درد و شیمیدرمانی نتوانست روحیه هنری او را از بین ببرد. او در همان روزهای سخت بیماری نیز به موسیقی فکر میکرد. در نهایت، پس از یک دوره طولانی درمان، او به ایران بازگشت تا روزهای پایانی عمرش را در وطن و در کنار خانوادهاش سپری کند. این استقامت و عشق به زندگی و هنر، تحسین تمام کسانی را که در آن روزهای سخت کنارش بودند برانگیخت.
ورود به دنیای موسیقی و آهنگسازی فیلم توسط گیتی پاشایی تهرانی
اگرچه گیتی پاشایی در دهههای چهل و پنجاه با خواندن ترانههای ماندگاری همچون “گل مریم”، “شب من” و “دل بوالهوس” به یکی از محبوبترین صداهای رادیو و تلویزیون تبدیل شده بود، اما شاهکار اصلی هنری او که نمایانگر سواد بالای موسیقاییاش بود، پس از انقلاب و با ورود به عرصه ساخت موسیقی متن فیلم رقم خورد. در دورانی که زنان از خوانندگی تکخوانی محروم شدند، گیتی پاشایی از تحصیلات آکادمیک خود در آمریکا در رشته هارمونی و ارکستراسیون استفاده کرد و به عنوان یکی از معدود آهنگسازان زن در سینمای ایران، طلوعی دوباره داشت.
اولین و درخشانترین تجربه او در زمینه ساخت موسیقی متن، برای فیلم “تیغ و ابریشم” (۱۳۶۴) به کارگردانی مسعود کیمیایی بود. ساخت موسیقی برای فیلمهای کیمیایی که همیشه دارای فضایی تلخ، حماسی و خیابانی هستند، کار بسیار دشواری است. گیتی پاشایی با هوش سرشار خود، موسیقیای خلق کرد که دقیقا روی تصاویر فیلم مینشست و به انتقال احساسات شخصیتها کمک میکرد. موفقیت این تجربه باعث شد تا او برای فیلم تحسینشده “سرب” (۱۳۶۷) نیز موسیقی بسازد. موسیقی فیلم سرب یکی از ماندگارترین ملودیهای تاریخ سینمای ایران است که فضای دلهرهآور و تاریخی فیلم را به بهترین شکل ممکن بازتاب میدهد.
او همچنین در سال ۱۳۶۹ موسیقی متن فیلم “گروهبان” را تصنیف کرد. استفاده او از سازهای زهی، تسلط بر فضاسازی ارکسترال و درک عمیق از ریتم و درام سینمایی، باعث شد تا منتقدان سینما و موسیقی او را به عنوان یک آهنگساز طراز اول بپذیرند. این دستاورد برای یک زن در آن سالها، یک اتفاق تاریخی و تابوشکنانه بود. گیتی پاشایی ثابت کرد که صدای یک زن هنرمند تنها از حنجرهاش به گوش نمیرسد، بلکه میتواند از طریق نتهایی که برای یک ارکستر بزرگ مینویسد، در سالنهای تاریک سینما جاودانه شود.
درگذشت و میراث ماندگار گیتی پاشایی تهرانی در هنر ایران
هر داستانی پایانی دارد و داستان زندگی پربار گیتی پاشایی تهرانی در یک روز بهاری به پایان رسید. او در تاریخ ۱۷ اردیبهشت سال ۱۳۷۴، پس از سالها مبارزه با بیماری سرطان، در سن ۵۴ سالگی در شهر تهران درگذشت. خبر درگذشت او جامعه هنری ایران را در اندوهی عمیق فرو برد. مسعود کیمیایی که یکی از بزرگترین همراهان هنری زندگیاش را از دست داده بود و پولاد کیمیایی که در سنین نوجوانی از مهر مادر محروم شد، روزهای بسیار تلخی را پشت سر گذاشتند.
پیکر این بانوی هنرمند با حضور جمع کثیری از هنرمندان، سینماگران و دوستدارانش تشییع شد و در قطعه هنرمندان بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد. مقبره او امروز محلی برای ادای احترام کسانی است که با صدا و ملودیهای او خاطره دارند. اما مرگ فیزیکی یک هنرمند هرگز به معنای پایان او نیست. میراثی که گیتی پاشایی از خود به جای گذاشت، همچنان زنده و پویاست. ترانه “گل مریم” او که با صدایی بغضآلود و لطیف خوانده شده، هنوز هم توسط نسلهای جدید شنیده و بازخوانی میشود و به عنوان یکی از زیباترین عاشقانه-عارفانههای موسیقی پاپ سنتی ایران شناخته میشود.
مهمترین میراث او برای زنان هنرمند ایرانی، شکستن مرزها بود. او نشان داد که یک خواننده پاپ میتواند تحصیلات عالیه در رشتههای سخت و پیچیدهای مانند معماری و ارکستراسیون داشته باشد. او ثابت کرد که زنان میتوانند در عرصههای کاملا مردانه سینما در آن زمان، یعنی ساخت موسیقی متن فیلمهای اکشن و درام، به موفقیتهای بینظیری دست یابند. نام گیتی پاشایی تهرانی همواره به عنوان نمادی از اصالت، دانش، مقاومت و هنر ناب در تاریخ معاصر ایران خواهد درخشید.
جمع بندی
در این مقاله تلاش کردیم تا نگاهی جامع و دقیق به زندگی یکی از تاثیرگذارترین بانوان هنرمند ایران داشته باشیم. در بررسی بیوگرافی گیتی پاشایی تهرانی، با زنی روبرو شدیم که هنر را با دانش و اصالت ترکیب کرد. دریافتیم که سن گیتی پاشایی تهرانی در زمان درگذشت تنها ۵۴ سال بود، اما در همین فرصت کوتاه آثاری جاودانه خلق کرد. اگرچه عدد دقیقی برای قد گیتی پاشایی تهرانی ثبت نشده، اما استایل و وقار او در سینما و روی صحنه بینظیر بود. ازدواج و همکاری با همسر گیتی پاشایی تهرانی، یعنی مسعود کیمیایی، فصل مهمی از تاریخ هنر ایران را رقم زد.
او که محل تولد گیتی پاشایی تهرانی شهر تهران بود، از ریشههای هنری خانوادهاش بهره برد و با سفر به آمریکا، تحصیلات گیتی پاشایی تهرانی را در رشتههای معماری و موسیقی تکمیل کرد. بررسی سال شروع بازیگری گیتی پاشایی تهرانی ما را به فیلم نمادین “سفر سنگ” برد و در نهایت، خواندن درباره زندگی شخصی گیتی پاشایی تهرانی نشان داد که او با شجاعت تمام با بیماری سرطان مبارزه کرد و به عنوان یک آهنگساز فیلم و خواننده بیتکرار، نام خود را تا ابد در قلب هنر دوستان زنده نگه داشت.













