کامبیز دیرباز، بازیگر ایرانی متولد ۱۲ شهریور ۱۳۵۴ در تهران (حدوداً ۵۰ ساله)، با کارشناسی بازیگری از دانشگاه آزاد تهرانمرکز، از تئاتر در سال ۱۳۷۶ آغاز کرد و سال ۱۳۷۸ با «دختران انتظار» وارد سینما شد؛ در «دوئل» (۱۳۸۲) درخشید و سیمرغ بلورین نقش مکمل مرد گرفت، سپس با «اخراجیها»، «در چشم باد»، «نابرده رنج»، «میکائیل»، «آقازاده» و «زخم کاری» میان عموم مخاطبان تثبیت شد. درباره قد عدد رسمیِ قابلاتکا منتشر نشده و آنچه گاه نقل میشود غیررسمی است؛ بااینحال بخش مهمی از شناسنامهٔ بازی او «حضور فیزیکی کنترلشده» و اقتصاد بیانی است. در زندگی شخصی، ازدواجِ برآمده از آشنایی تئاتری و دختری به نام نیاز را علنی کرده و بهطور ثابت مرزی روشن میان کار و حریم خانواده نگه داشته است. جمعبندی کارنامهاش نشان میدهد دیرباز با اتکا به آموزش آکادمیک، تجربه مداوم در تئاتر/سینما/تلویزیون و نقشآفرینیهای کماغراق اما پرقدرت، به یکی از چهرههای قابلاعتماد و ماندگار بازیگری معاصر ایران تبدیل شده است.
بیوگرافی کامبیز دیرباز
کامبیز دیرباز از چهرههای شناختهشده و ماندگارِ بازیگری معاصر ایران است؛ بازیگری که از تئاتر آغاز کرد، در سینما با «دوئل» به نقطه عطف رسید، با نقش «مجید سوزوکی» در «اخراجیها» میان مخاطبان عام محبوب شد و با سریالهایی مثل «در چشم باد»، «میکائیل» و «زخم کاری»، دامنه مخاطبانش را گسترش داد. امضای او در نقشآفرینی، حضور فیزیکی مؤثر، بیان کماغراق و باورپذیری احساسی است؛ ترکیبی که از او یک «چهره قابل اعتماد» نزد تماشاگر ایرانی ساخته است.
سن کامبیز دیرباز
تاریخ تولد کامبیز دیرباز ۱۲ شهریور ۱۳۵۴ (۳ سپتامبر ۱۹۷۵) ثبت شده است. بر این اساس، او در آبان ۱۴۰۴ حدود ۵۰ ساله است. عدد سن در ظاهر یک داده ساده است، اما برای خوانش مسیر حرفهای دیرباز اهمیت تحلیلی دارد؛ او به نسلی تعلق دارد که دهه ۱۳۷۰ را با تئاتر و تلویزیون آغاز کرد، اوایل دهه ۱۳۸۰ با سینما به اوج رسید و از اواسط دهه ۱۳۹۰ به بعد دوباره با سریالهای جریانساز، چهرهای پرکار و اثرگذار شد. یعنی سنِ حرفهای او همزمان با تغییر ذائقهی مخاطب ایرانی، رشد پلتفرمهای نمایش خانگی و جابهجاییهای ژانری در سینما پیش رفت. وقتی میگوییم «۵۰ ساله»، عملاً از بازیگری حرف میزنیم که بیش از ۲۵ سال تجربه مداوم در سه رسانه تئاتر، تلویزیون و سینما دارد. این استمرار، دلیل اصلی پختگی نقشآفرینیهای اخیر اوست: درامی مثل «زخم کاری» یا شخصیتهای مأمورقانونمحور در سریالها، از همین تجربه بلندمدت تغذیه میکنند. نکته دیگر این است که دیرباز در میانهی عمر هنریاش، از کلیشهی یک «تیپ ثابت» عبور کرده و در ژانرهای جنگی، اجتماعی، ملودرام، کمدی و اکشن واقعگرا کار کرده است. همین تنوع، بهعلاوه آمادگی بدنی و تسلط بر لحن، باعث شده سن زیستیاش بهمعنای کاهش تحرک یا تکرار نقشها نباشد؛ برعکس، تبدیل به سرمایهای برای نقشهای پیچیدهتر شده است.
قد کامبیز دیرباز
در منابع رسمیِ سینمایی فارسی، عدد قطعی و تأییدشدهای برای قد کامبیز دیرباز منتشر نشده است. در برخی دانشنامهها و فهرستهای غیررسمیِ قدِ بازیگران، اعدادی در بازه ۱۸۱ تا ۱۸۳ سانتیمتر نقل میشود؛ اما این اعداد مرجع قابل استناد قطعی ندارند. از منظر تحلیل بازی، مهمتر از رقم دقیق قد، نحوهی استفادهی دیرباز از فیزیک و زبان بدن در نقشهاست. او معمولاً در نقشهایی حضور دارد که اقتدار آرام و ثبات رفتاری میطلبند؛ یعنی شخصیتهایی که با کمترین حرکت، پیام قدرت یا کنترل را منتقل میکنند. این انتخابهای کارگردانان نشان میدهد حضور بدنیِ قانعکننده در قاب، بخش ثابت کاراکترسازی دیرباز است. در آثار جنگی و اکشن، از ایستایی بدن، شانههای باز و راهرفتن حسابشده استفاده میکند؛ در درامهای خانوادگی یا اجتماعی، با تعلیق نگاه، مکثهای ظریف و تغییرات ریز در تُن صدا به عمق میرسد. بنابراین حتی اگر قد دقیقش برای ما معلوم نباشد، اثر فیزیک او بر قاب آشکار است: قابهایی که بهکمک کادربندی ساده و بازی «کماغراق»، جای را برای باورپذیری خالی میکنند. نتیجه، «قدیّتِ حضوری» است که تماشاگر میبیند و حس میکند؛ عدد دقیق قد، در برابر کیفیت حضور اهمیت ثانویه دارد. اگر هم بهضرورت انتشار، عددی باید ذکر شود، بهتر است با قیدِ احتیاط و بدون قطعیت باشد تا با اصول زندگینامهنویسی حرفهای تعارض پیدا نکند.
همسر کامبیز دیرباز
زندگی مشترک کامبیز دیرباز از آن دست موضوعاتی است که خودِ او ترجیح داده خصوصی بماند. در روایتهایی که از زبان او در برنامههای تلویزیونی نقل شده، آشنایی همسرش با او به دوران تئاتر برمیگردد؛ جایی که نقش سیاوش و فرنگیس در یک نمایش، به آشنایی و سپس ازدواج انجامید. ثمره این ازدواج، دختری به نام «نیاز» است که گهگاه در حاشیه خبرها و شبکههای اجتماعی تصاویرش دیده میشود؛ با این حال، دیرباز راهبرد مشخصی دارد: مرزبندی بین چهره عمومی و حریم خانواده. این انتخاب، در سالهای اخیر که بسیاری از هنرمندان ناخواسته در معرض هیاهوی فضای مجازیاند، تصمیمی حرفهای و محافظهکارانه تلقی میشود. از منظر مخاطبشناسی نیز، همین کمحاشیهبودن سبب شده تمرکز رسانهای روی کارنامه هنری او باقی بماند. درباره نام و پیشینه همسر، چون اظهار رسمی و مستند قابل انتشار از سوی خودِ بازیگر وجود ندارد، ذکر جزئیات فراتر از همان روایتِ آشنایی در تئاتر، غیردقیق و غیرحرفهای است. با اینهمه، میتوان گفت انتخاب دیرباز برای تقلیل نمایش زندگی خصوصی، با تصویر عمومیاش همخوان است: محترم، کمحرف و دقیق؛ و همین پرهیز از رواج جزئیات شخصی، باعث شده هر خبر رسمی درباره او بهجای حاشیهها، پیرامون پروژههای تازه، نقشها و جوایز بچرخد.
محل تولد کامبیز دیرباز
در منابع معتبر فارسی، محل تولد کامبیز دیرباز «تهران» ذکر شده است. در برخی معرفیهای انگلیسیزبان، به تنکابن (مازندران) اشاره شده و حتی بعضی رسانههای مجازی، از «اصالت تنکابنی» سخن گفتهاند. برای زیستنامه دقیق، اتکا به بانکهای اطلاعاتی رسمیِ فارسی و زندگینامههای دانشگاهی/سینمایی معیار مطمئنتری است؛ بنابراین میتوان جمعبندی کرد که تولد در تهران ثبت شده و پیوندهای خانوادگی/اصالتی با شمال کشور (بهویژه مازندران) نیز در روایتهای رسانهای دیده میشود. این دوگانه، به هر حال، تناقض محتوایی نیست: بسیاری از هنرمندان در شهری متولد میشوند اما ریشههای خانوادگیشان به شهر یا استان دیگر برمیگردد. فارغ از این نکته، آنچه در سیر حرفهای دیرباز اثر گذاشته، زیست شهریِ تهران است: دسترسی به دانشکدههای هنر، تجربه تئاتر حرفهای در سالنهای پایتخت، ورود به تلویزیون سراسری و پیوستن به پروژههای بزرگ سینمایی. بهاینترتیب، حتی اگر «اصالت» مازندرانی را بپذیریم، تولد و رشد حرفهای در تهران، زمینهی شکلگیری شبکه همکاران و مسیر پرشتاب دهه ۱۳۸۰ را برایش هموار کرده است.
تحصیلات کامبیز دیرباز
مدرک دانشگاهی کامبیز دیرباز «کارشناسی رشته بازیگری» از دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز است. این مسیر آموزشی، در کنار تجربه عملی تئاتر، به او ترکیبی از «دانش نظری» و «انضباط اجرایی» بخشیده است. در جریان تحصیل، تمرکز بر فنون بدنی، بیان، بداههپردازی کنترلشده و تحلیل متن از دیرباز یک بازیگر «فنی و آگاه به ساختار» ساخته است. روایتهایی هم وجود دارد که میگوید او در دوره دبیرستان به رشتههای فنی/هنری علاقهمند بود و سپس آگاهانه به بازیگری روی آورد؛ که با واقعیتِ پس از دانشگاهاش همخوان است: ورود به تئاتر حرفهای، همکاری با گروههای دانشگاهی و نیمهحرفهای و بعد جذبشدن به پروژههای سینمایی. نکتۀ مهم در تحصیلات دیرباز، کاربردیبودنِ آموزش است: او از آن دسته بازیگرانی است که اصول بدن، صدا، ریتم و تمرکز را نهفقط بهصورت نظری، بلکه در اجرا و تمرینهای طولانی تئاتری ملکه ذهن کرده است. شاید به همین دلیل است که در قابهای نزدیک (کلوزآپ) هم اغراق بیانی ندارد و با جزئیات ریز عضلات صورت و مکثهای کوتاه، تغییر وضعیت شخصیت را منتقل میکند؛ رفتاری که بهروشنی ریشه در ترکیب آموزش آکادمیک و تمرینهای صحنه دارد.
سال شروع بازیگری کامبیز دیرباز
شروع فعالیت هنری کامبیز دیرباز به سال ۱۳۷۶ و حضور در نمایش «سیاوشخوانی» برمیگردد. ورود به سینما برای او دو سال بعد رقم خورد: ۱۳۷۸ با فیلم «دختران انتظار». فقط چهار سال بعد، با «دوئل» (۱۳۸۲) به سیمرغ بلورینِ بهترین بازیگر نقش مکمل مرد رسید؛ جهشی کمنظیر که نشان میداد آموزش و تمرینهای تئاتری، در سینما هم ثمر سریع میدهد. پس از آن، نقش «مجید سوزوکی» در فیلم پرفروش «اخراجیها» او را به نامی آشنا برای عموم مخاطبان بدل کرد؛ نقشی که از دل تیپهای خیابانی میآمد اما با بیان کنترلشده و ردّی از معصومیت بهیادماندنی شد. در تلویزیون، «تب سرد» و سپس «در چشم باد» (در نقش «نادر ایرانی») میدانهای بزرگتری فراهم کردند. دهه ۱۳۹۰، دهه استقرار چهره تلویزیونی دیرباز بود: «نابرده رنج»، «میکائیل» (نقشِ محوری یک مأمور قانون)، «گاندو» و حضورهای پررنگ در پلتفرمهای نمایش خانگی. در همین سالها «تکتیرانداز» و دیگر آثار سینمایی نیز نشان دادند که دیرباز هنوز در ژانرهای بدنی و پرتحرک میدرخشد. جمعبندی این مسیر: از تئاتر به سینما، از سینما به تلویزیون، و دوباره بازگشت به قابهای پُردید؛ مسیری که انعطافپذیری و دوام او را ثابت میکند.
فیلم ها ، سریال ها و آثار کامبیز دیرباز
سینمایی
| سال |
فیلم |
نقش |
کارگردان |
| ۱۳۷۸ |
دختران انتظار |
حسامی |
رحمان رضایی |
| ۱۳۸۰ |
نغمه |
|
ابوالقاسم طالبی |
| ۱۳۸۲ |
دوئل |
|
احمدرضا درویش |
| گرداب |
|
حسن هدایت |
| ۱۳۸۴ |
به نام پدر |
|
ابراهیم حاتمیکیا |
| ۱۳۸۵ |
مقلد شیطان |
|
افشین صادقی |
| سرگیجه |
|
محمد زرین دست |
| اخراجیها |
مجید سوزوکی |
مسعود ده نمکی |
| ۱۳۸۷ |
یک گزارش واقعی |
|
داریوش فرهنگ |
| کلبه |
|
جواد افشار |
| عیار ۱۴ |
|
پرویز شهبازی |
| انعکاس |
|
رضا کریمی |
| ۱۳۸۸ |
شرط اول |
|
مسعود اطیابی |
| ۱۳۸۹ |
قفس طلایی |
|
محمد زرین دست |
| ۱۳۹۱ |
شاباش |
|
حامد کلاهداری |
| خاکستر و برف |
احسان |
روحالله سهرابی |
| ۱۳۹۳ |
ساکن طبقه وسط |
|
شهاب حسینی |
| یک خواب راحت |
|
آرش قادری |
| ۱۳۹۵ |
ماه گرفتگی |
|
مسعود اطیابی |
| ۱۳۹۶ |
سوءتفاهم |
|
احمدرضا معتمدی |
| جنون |
|
کامران قدکچیان |
| ۱۳۹۷ |
تخته گاز |
ستار چلنگر |
محمد آهنگرانی |
| آینده |
|
امیر پورکیان |
| ۱۳۹۸ |
خروج |
معاون رئیسجمهور |
ابراهیم حاتمی کیا |
| ۱۳۹۹ |
تک تیرانداز |
عبدالرسول زرین |
علی غفاری |
| ۱۴۰۰ |
۲۸۸۸[۷] |
|
کیوان علی محمدی و علی اکبر حیدری |
| ۱۴۰۱ |
حدود ۸ صبح |
رضا آهنچیان |
منوچهر هادی |
| ۱۴۰۲ |
تمساح خونی |
در نقش خودش |
جواد عزتی |
فیلمهای تلویزیونی و نمایش خانگی
| سال |
فیلم |
نقش |
کارگردان |
| ۱۳۸۸ |
کیلومتر ۱۴ (اپیزود اول) |
|
جواد افشار |
| کیلومتر ۱۴ (اپیزود دوم) |
آرش قادری |
| بی کسی |
آرش قادری |
| سر سپرده |
بهمن گودرزی |
| ۱۳۹۱ |
قصه خاطره |
محمد باقرآبادی |
| ۱۳۹۲ |
شام ایرانی |
محمد شایسته |
| ۱۳۹۷ |
۱۳ شمالی |
کامبیز دیرباز |
علیرضا امینی |
| رالی ایرانی ۲ |
|
آرش معیریان |
| ۱۳۹۹ |
آقازاده[۸] |
شهنام |
بهرنگ توفیقی |
| ۱۴۰۰ |
شبهای مافیا |
گرداننده |
سعید ابوطالب |
| ۱۴۰۱ |
پدر خوانده |
گرداننده |
سعید ابوطالب |
| ۱۴۰۲ |
زخم کاری:بازگشت[۹] |
مسعود طلوعی |
محمدحسین مهدویان |
| پدر خوانده ۲ |
گرداننده |
سعید ابوطالب |
| ۲شات |
مهمان |
علی میرمیرانی |
| ۱۴۰۳ |
زخم کاری:انتقام |
مسعود طلوعی |
محمدحسین مهدویان |
| زخم کاری:مجازات |
مسعود طلوعی |
محمدحسین مهدویان |
مجموعه تلویزیونی
| سال |
فیلم |
نقش |
کارگردان |
توضیحات |
| ۱۳۷۸ |
آژانس دوستی |
|
کارگردانی گروهی |
شبکه ۱ |
| ۱۳۷۹ |
همسفر |
|
قاسم جعفری |
شبکه ۳ |
| ۱۳۷۹ |
جوان امروز |
|
یوسف سیدمهدوی |
شبکه ۳ |
| ۱۳۸۰ |
رستوران خانوادگی |
|
حسین سهیلی زاده |
اپیزودهای دام – ستاره |
| ۱۳۸۳ |
تب سرد |
پیمان |
علیرضا افخمی |
شبکه ۳ |
| ۱۳۸۶ |
پریدخت |
نصرت |
سامان مقدم |
شبکه ۲ |
| ۱۳۸۸–۱۳۸۹ |
در چشم باد |
نادر ایرانی |
مسعود جعفری جوزانی |
شبکه ۱ |
| ۱۳۹۱ |
نابرده رنج |
اسد پنبه |
علیرضا بذرافشان |
شبکه ۳ |
| ۱۳۹۲ |
بوی باران |
هاتف ملکان |
حسین تبریزی |
شبکه ۲ |
| ۱۳۹۳ |
کیفر |
جهان |
| ۱۳۹۴ |
آقا و خانم سنگی |
سعید سنگی |
شاهد احمدلو |
طنز خانوادگی |
| میکائیل |
میکائیل موحد |
سیروس مقدم |
پلیسی – شبکه ۱ |
| پشت بام تهران |
غیاث صفا |
بهرنگ توفیقی |
شبکه ۱ |
| ۱۳۹۵–۹۶ |
زیر پای مادر |
خلیل دشتی |
درام (رمضان ۹۶) شبکه ۱ |
| ۱۳۹۸ |
شرایط خاص |
آصف مهرمنش / محمدحسین علیانی |
وحید امیرخانی |
کمدی – شبکه ۳ |
| دست فرمون |
مجری |
|
مسابقه – شبکه نسیم |
| گاندو |
محسن |
جواد افشار |
پلیسی معمایی – شبکه ۳ |
تئاتر
- ماربازی (۱۳۹۸)
- شهید محمد جهان آرا (سومین حلقه از تریلوژی پرتره نگاریهای جنگ) (۱۳۹۶)
- یک زن یک مرد (۱۳۸۶)
- سیاوش خوانی (۱۳۷۸)
درباره زندگی شخصی کامبیز دیرباز
از زندگی شخصی کامبیز دیرباز اطلاعاتی که خودِ او علنی کرده محدود و روشن است: ازدواجی برآمده از آشنایی در تئاتر، دختری به نام نیاز، و پرهیز از نمایش عمومیِ حریم خانواده. او بهندرت درباره جزئیات زندگی روزمرهاش صحبت میکند و اگر هم کرده، در قالب روایتهای کوتاه و گذرا بوده است. این سیاست رسانهایِ کمحاشیه، دو پیامد دارد: نخست، تمرکز رسانهها روی پروژهها و نقشها باقی میماند؛ دوم، تصویر عمومیِ دیرباز بهعنوان هنرمندی حرفهای و محترم تقویت میشود. در شبکههای اجتماعی نیز، هرچند صفحه رسمیاش فعال است، اما غلبه با محتوای کاری است نه خصوصی. از علایق شخصی، میتوان به پیگیری جدی فوتبال و موسیقی (در حد اشارههای مقطعی) و البته پیوستگی با فضای تئاتر اشاره کرد؛ دیرباز در گفتوگوهایش بارها به «نفس کشیدن روی صحنه» بهعنوان تمرینِ همیشهگی بازیگر اشاره کرده است. در مجموع، زندگی شخصی او با کارِ مداوم و نظم حرفهای گره خورده است: حضور پررنگ در پروژهها، پذیرش نقشهای متنوع و تمرکز بر فرم بازیِ بدون اغراق. همین خصلتهاست که سبب شده دیرباز، با وجود شهرت گسترده، دچار فرسایش چهره نشود و همچنان قابل اتکا بماند.
آثار شاخص و مسیر حرفهای: از «دوئل» تا «میکائیل» و «زخم کاری»
برای مرور تخصصی کارنامه، چند ایستگاه مهم را باید دید. «دوئل» نقطهای است که دیرباز را از بازیگرِ امیدبخش به چهرهای تثبیتشده تبدیل کرد؛ نقش مکملی که بر دوش ریتم فیزیکی و صدای کنترلشده میچرخید و سیمرغ را برایش آورد. «به نام پدر» و «عیار ۱۴» نشان دادند که او در ملودرامهای انسانی هم توان نوسان بین خشونت بیرونی و شفقت درونی را دارد. در «اخراجیها»، رگههای کمیک و تراژیک را همزمان نگه داشت و از دام تیپسازیِ صرف گریخت. در تلویزیون، «در چشم باد» به او امکان تجربه بازه زمانی و تحولات شخصیتی طولانی داد؛ «نابرده رنج» محبوبیت را تثبیت کرد و «میکائیل» با شمایلِ مأمور قانون، وجهی تازه از اقتدار آرام او را ساخت. در سالهای اخیر، حضور در «آقازاده» و سپس در فصلهای تازه «زخم کاری» (نقش «مسعود طلوعی») نشان داد که دیرباز میتواند در قصههای تیره و چندلایه هم نقطه اتکای روایی باشد؛ جایی که مخاطب بهدنبال مردی عملگرا و قابل پیشبینی میگردد، قاب روی او توقف میکند. جمعبندی کارنامه: طیف نقشها از سرباز و مأمور تا پدر و ضدقهرمان امتداد یافته، اما اصل بازی ثابت مانده است: اقتصاد در بیان، تکیه بر بدن و چشم، و باورپذیریِ رفتاری.
جوایز و افتخارات
مهمترین عنوان در کارنامه جوایز، سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای «دوئل» (بیست و دومین جشنواره فیلم فجر) است؛ جایزهای که ارزشش فقط در «بُردن» نیست، در جایگاهی است که برای بازیگر میسازد: از آن پس، دیرباز در ردیف بازیگران قابل اتکای نقشهای دشوار قرار گرفت. در کنار این، نامزدیها و تقدیرها در جشنها و محافل دیگر، تصویری از ثبات کیفیت ارائه میدهند. اما شاید مهمتر از تندیسها، اعتبار صنفی باشد: اینکه کارگردانانِ متفاوت (از درویش و حاتمیکیا تا مهدویان و کارگردانان تلویزیون) سراغ او میآیند، یعنی سرمایه رواییِ او برای تولیدات مختلف کاربردی و مطمئن است. در فضای نمایش خانگی، که رقابت شدید و بازخورد سریع مخاطب جریان دارد، تداوم حضور در سریالهای پربیننده، خود شاخص کامیابی حرفهای است. نتیجه آنکه جایزه فیزیکی فقط نقطهای در نمودار است؛ خط روند کارنامه دیرباز نشان میدهد اوج و فرودش کم بوده و سطح بازی در طول زمان بالا و باثبات مانده است؛ این همان افتخار پایدار یک بازیگر حرفهای است.
جمعبندی
بیوگرافی کامبیز دیرباز تصویری از بازیگری حرفهای و کمحاشیه به دست میدهد: او در ۱۲ شهریور ۱۳۵۴ متولد شد و امروز در میانه دهه پنجم زندگی، همچنان در نقشهای متنوع میدرخشد. درباره سن کامبیز دیرباز، با توجه به تاریخ تولد، او ۵۰ ساله است و بیش از ۲۵ سال سابقه مداوم در تئاتر، سینما و تلویزیون دارد. در محل تولد کامبیز دیرباز، منابع فارسی «تهران» را ثبت کردهاند و در برخی معرفیها به پیوندهای مازندرانی اشاره شده است؛ در هر حال، رشد حرفهای در تهران مسیر او را ساخته است. تحصیلات کامبیز دیرباز، کارشناسی بازیگری از دانشگاه آزاد تهران مرکز است و همین آموزش آکادمیک، همراه با تمرینهای صحنه، به اقتصاد بیانی و کنترل بدن در بازی او شکل داده است. درباره قد کامبیز دیرباز، عدد رسمی قابل اتکا منتشر نشده و اعدادی که گاه نقل میشوند، غیررسمیاند؛ مهمتر از رقم دقیق، اثر فیزیک و زبان بدن او در قاب است. در بخش سال شروع بازیگری کامبیز دیرباز، باید به ۱۳۷۶ در تئاتر و ۱۳۷۸ در سینما اشاره کرد؛ و خیلی زود، با «دوئل» به سیمرغ بلورین نقش مکمل رسید. در زندگی شخصی کامبیز دیرباز، یک نکته روشن است: مرزبندیِ محترمانه با حریم خانواده؛ ازدواجی که ریشه در آشنایی تئاتری دارد و دختری به نام نیاز. کارنامهاش، از «اخراجیها» تا «میکائیل»، «در چشم باد»، «آقازاده» و «زخم کاری»، نشان میدهد که چگونه اقتدار آرام، بیان کماغراق و باورپذیری احساسی، شناسنامه هنری او شده است؛ شناسنامهای که امروز، هم در سینما و هم در نمایش خانگی، قابل اتکاست.