لُرِتا هایراپِتیان تبریزی، مشهور به لرتا (زادهٔ ۱۹۱۱ در زرگندهٔ تهران – درگذشتهٔ ۲۹ مارس ۱۹۹۸ در وین)، بازیگر ارمنی‌تبار تئاتر ایران و همسر عبدالحسین نوشین بود که از کودکی پا به صحنه گذاشت، در دههٔ ۱۳۱۰ با گروه‌های پیشگام لاله‌زار و سپس «تروپ نوشین» درخشید، بعدها در مسکو آموزش آکادمیک تئاتر دید و با بازگشت به ایران در تئاتر فردوسی و چند فیلم دههٔ ۱۳۵۰ (از جمله «اسرار گنج درهٔ جنی») دیده شد؛ از این پیوند هنری یک پسر به نام کاوه به‌جا ماند، قدِ او در منابع رسمی ذکر نشده، محل تولدش تهران است و سال‌های آغاز بازیگری‌اش به دههٔ ۱۳۱۰ بازمی‌گردد؛ زندگی شخصی و حرفه‌ای‌اش با فراز و فرودهای سیاسی و مهاجرت گره خورد، اما میراثش در استاندارد کردن تمرین، بیان و بدن‌زبانِ رئالیستی بر صحنهٔ ایران ماندگار شد.

بیوگرافی لرتا

بیوگرافی لرتا

لُرِتا هایراپِتیان تبریزی، که با نام هنری لرتا شناخته می‌شود، از اثرگذارترین چهره‌های زن بر صحنهٔ تئاتر ایران در سدهٔ بیستم بود؛ بازیگری ارمنی‌تبار که از کودکی پا به صحنه گذاشت، در جوانی با عبدالحسین نوشین همراه شد، در میانهٔ عمر آموزش آکادمیک بازیگری را در مسکو پی گرفت و در دههٔ ۱۳۵۰ با چند اثر سینمایی و یک سریال تلویزیونی نزد عموم مخاطبان ایرانی شناخته‌تر شد. مسیر زندگی و کار او، آیینه‌ای از تاریخ تئاتر مدرن ایران است: از گروه‌ها و تماشاخانه‌های پیشگام لاله‌زار تا تئاتر فردوسی، از سال‌های پرتلاطم سیاسی ۱۳۲۰–۱۳۳۲ تا مهاجرت و سال‌های پایانی در وین. 


سن لرتا

سال تولد لرتا ۱۹۱۱ میلادی (۱۲۹۰ خورشیدی) ثبت شده است. او ۲۹ مارس ۱۹۹۸ در شهر وین درگذشت؛ یعنی در زمان درگذشت ۸۶–۸۷ سال داشت. این بازهٔ زمانی بلند، به‌روشنی در تحول‌های حرفه‌ای او نیز دیده می‌شود: کودکی و نوجوانی در تهران و ورود زودهنگام به صحنه، جوانی با نقش‌های پرشمار در گروه‌های پیشرو، میانسالی با ازدواج و همکاری حرفه‌ای با عبدالحسین نوشین، و پختگی با تحصیل آکادمیک در دانشگاه/مدرسهٔ هنر مسکو و بازگشت به ایران. از دههٔ ۱۳۵۰ نیز چند حضور سینمایی و تلویزیونی در کارنامه‌اش ثبت شد و سرانجام اواخر دههٔ ۱۳۵۰ ایران را ترک کرد و در اتریش اقامت گزید. این تاریخ‌ها و نقاط عطف، چکیدهٔ تقویم زندگی هنرمندی است که هم نسل‌های گوناگون تئاتر ایران را از نزدیک لمس کرد و هم در اقتضائات اجتماعی و سیاسی هر دوره نقش تازه‌ای بر دوش گرفت. 

اگر «سن» را از زاویهٔ زیست‌حرفه‌ای ببینیم، لرتا در دههٔ ۱۳۱۰، یعنی در اوایل دههٔ سوم زندگی، به‌طور جدی با گروه‌های حرفه‌ای همکاری کرد و خیلی زود زیر نظر کارگردانان صاحب‌نام، از نمایش‌نامه‌های موزیکال تا آثار شکسپیر، روی صحنه رفت. چهل‌ودوسالگی‌اش با ۱۳۳۲/۱۹۵۳ و کوچ موقت به شوروی هم‌زمان شد؛ دوره‌ای که به تحصیل رسمی تئاتر انجامید. در اواخر دههٔ ۱۳۴۰ و اوایل دههٔ ۱۳۵۰، حدود شصت‌سالگی، ورود به سینما و سپس تلویزیون را تجربه کرد و با وجود فاصلهٔ سنی از نسل تازه‌نفس هنرپیشه‌ها، «قدرت حضور» و «کنترل بیان» خود را همچنان حفظ کرد. چنین تداومی نشان می‌دهد که برای او، سن نه محدودیت که پشتوانهٔ پختگی و حضور آگاهانه در نقش‌ها بود.


قد لرتا

دربارهٔ قدِ لرتا هیچ دادهٔ مستند و تأییدشدهٔ قابل ارجاعی در منابع مرجع دیده نمی‌شود؛ نه در زندگینامه‌های معتبر و نه در مدخل‌های دانشنامه‌ای. در پروندهٔ هنرمندانی که در نیمهٔ نخست قرن بیستم فعال بوده‌اند، ثبتِ ویژگی‌های تن‌سنجی (مانند قد) اساساً رواج نداشت و آنچه گاه در رسانه‌های غیرتخصصی یا شبکه‌های اجتماعی تکرار می‌شود، یا حدس غیرمستند است یا نقل قولی بدون منبع. ازاین‌رو انتشار عددی دربارهٔ قد لرتا، بدون پشتوانهٔ روشن، دقیق نیست و همان‌گونه که در مدخل‌های فارسی و انگلیسیِ او نیز می‌بینیم، چنین عددی ذکر نشده است.

اما نبودِ عدد، از تحلیل «جنس حضور» او بازنمی‌دارد. تماشاگران تئاترِ کلاسیک تهران، لرتا را به بدن‌زبانِ سنجیده، ایستادن متعادل روی صحنه، و بیان شمرده و پرطنین می‌شناختند؛ کیفیت‌هایی که با میزانسن‌های دقیق و قاب‌بندی‌های آن دوره گره می‌خورد. کارگردانانی که با او همکاری می‌کردند (از واهرام پاپازیان در شکسپیر تا عبدالحسین نوشین در آثار متنوع اروپایی)، بر «تناسب حضور» و «تعادل بصری» تکیه داشتند؛ یعنی همان چیزی که باعث می‌شود اندازه‌های جسمانی به مسئلهٔ اصلی بدل نشوند. به بیان ساده، آنچه از لرتا در حافظهٔ تماشاگران ماند، نه قد—بلکه کیفیت حضور و «درست‌نشستنِ نقش» در قاب بود. این رویکرد حرفه‌ای، معیار مناسبی برای مواجهه با هنرمندانِ نسل‌های قدیمی‌تر است که صحنه و نقش را با چند نشانهٔ کلیدی پیش می‌برند، نه با «اعداد» و «مشخصات فیزیکی» غیرمرتبط.


همسر لرتا

همسر لرتا، عبدالحسین نوشین—نمایش‌نامه‌نویس و کارگردان پیشرو تئاتر ایران—بود. ازدواج آن دو در نیمهٔ نخست دههٔ ۱۳۱۰ ثبت شده و در منابع فارسی، سال ۱۳۱۳/۱۹۳۴ به‌عنوان آغاز زندگی مشترک و ۱۳۵۰/۱۹۷۱ (سال درگذشت نوشین) به‌عنوان پایانِ آن آمده است. حاصل این زندگی، یک پسر به نام کاوه (متولد اکتبر ۱۹۴۳) بود. پیوند لرتا و نوشین فقط ازدواج نبود، ائتلافی هنری نیز به شمار می‌رفت: از تشکیل «تروپ نوشین» در اوایل دههٔ ۱۳۱۰ تا همکاری در اجراهای بزرگِ «اتللو»، «ولپونه»، «پرندهٔ آبی» و «چراغ گاز» و سپس حضور در تئاتر فردوسی؛ جایی که نوشین و گروهش استانداردهای اروپایی اجرا را در فضای لاله‌زار نهادینه کردند و لرتا از ستاره‌های صحنه بود. 

فراز و فرودهای سیاسی دههٔ ۱۳۲۰ و دستگیری نوشین پس از اجرای «چراغ گاز» و رویدادهای ۱۳۲۷، سایه‌ای سنگین بر زندگی خانوادگی‌شان انداخت. چند سال بعد، ۱۳۳۲/۱۹۵۳، با خروج پنهانی نوشین از کشور و مهاجرت او، لرتا نیز برای پیوستن به همسرش راهی شوروی شد؛ دوره‌ای که هر دو به تحصیل آکادمیک روی آوردند. این همراهی، به‌رغم همهٔ فشارها، نشان می‌دهد که زندگی شخصی و حرفه‌ای لرتا به‌طور وثیقی با نوشین گره خورده بود؛ هم در شادی‌های خلاقانهٔ صحنه و هم در دشواری‌های تبعید و دوری


محل تولد لرتا

تهران، و دقیق‌تر زرگنده (جنوب تجریش)، محل تولد لرتاست. او در خانواده‌ای ارمنی چشم به جهان گشود؛ پدرش هامبارتسوم هایراپتیان، بازرگان پارچه از قره‌باغ، و مادرش ماری‌ـ‌ترِز—دختر ماکسیم دلا روکا، داروساز ایتالیایی و شهروند مالتا—بود. همین شجرهٔ چندفرهنگی سبب شد که لرتا از همان کودکی با زبان‌ها و فرهنگ‌های گوناگون تماس نزدیک داشته باشد: دبستان را در مدرسهٔ فرانسوی ژاندارک آغاز کرد و سپس در مدرسهٔ روس‌ها ادامه داد. آشنایی با زبان‌های اروپایی و همنشینی با محافل فرهنگی تهرانِ دهه‌های ۱۳۰۰، بعدها در انتخاب نقش‌ها و فهم ادبیات نمایشی به او پشتوانه‌ای جدی بخشید. 

تهرانِ آن سال‌ها، به‌ویژه محور لاله‌زار، کانون نمایش‌های موزیکال، اپرت و آثار اقتباسیِ اروپایی بود. حضور گروه‌های متنوع—از «کلوپ موزیکال» تا «جامعهٔ باربد»، «کمدی ایران» و «کمدی اخوان»—برای جوانی چون لرتا فرصتی فراهم می‌کرد تا از تمرین‌های مدرسه‌ای به اجراهای حرفه‌ای قدم بگذارد. افزون بر این، رفت‌وآمد روشنفکران و ادیبان—از صادق هدایت تا بزرگ علوی—به پاتوق‌های هنری شهر، شبکه‌ای انسانی می‌ساخت که بازیگرانِ بااستعداد را در مسیر پروژه‌های جدی‌تری قرار می‌داد. در چنین بستر شهری و فرهنگی بود که «لرتا» نه‌فقط به‌عنوان یک نام، که به‌مثابه نشانه‌ای از زنِ تحصیل‌کردهٔ شهری و چندزبانه پا گرفت و کم‌کم در یاد تماشاگران ماندگار شد. 


تحصیلات لرتا

مسیر آموزشی لرتا، ترکیبی از تحصیل ابتدایی و متوسطهٔ مدرن در تهران و آموزش آکادمیک تئاتر در مسکو است. او ابتدا در ژاندارک و سپس در «مدرسهٔ روس‌ها» درس خواند؛ مدارسی که ذهن او را با زبان و ادبیات اروپایی آشنا کرد. این آشنایی بعدها وقتی به شوروی رفت، به‌سرعت به سرمایه‌ای عملی بدل شد: لرتا در مدرسهٔ تئاتر هنری مسکو/دانشگاه مسکو وارد دورهٔ بازیگری شد و آموزش‌های نظام‌مند در بدن‌تمرینی، بیان، تحلیل نقش و میزانسن دید. در همان سال‌ها با شیوهٔ بازی رئالیستی روسی (متأثر از استانیسلاوسکی) و کارگاه‌های تمرینی آشنا شد؛ چیزی که بعدها در کنترل احساسات و طبیعی‌نمایی بازی او روی صحنه در تهران به‌خوبی دیده می‌شود. 

این تحصیل آکادمیک، به لرتا زبان مشترک تازه‌ای برای گفت‌وگو با کارگردانان داد؛ زبانی که در تمرین‌های طولانی، خوانش میزگردی متن و طراحی کنش به کار می‌آمد. به همین دلیل، او پس از بازگشت به ایران، تنها یک بازیگرِ صرف نبود؛ در کارگردانی هم دست داشت و در تئاتر کسری با اجرای «گناهکارانِ بی‌گناه» نشان داد که قادر است از دل سنتِ اجراییِ کلاسیک، به اجرای دقیق و مدرن برسد. ترکیب «دانش آکادمیک» و «تجربهٔ صحنه‌ایِ ایران» شاید مهم‌ترین عامل ماندگاری سبک لرتا در ذهن هم‌دوره‌ای‌ها و شاگردان نسل بعدی بود. 


سال شروع بازیگری لرتا

ورود لرتا به صحنه بسیار زودهنگام بود: ده‌سالگی را با اجرای مدرسه‌ای و یازده‌سالگی را با یک نمایش موزیکال تجربه کرد. از چهارده‌سالگی در نمایش‌های مولیر به کارگردانی هایک/کاراکاش حضور یافت و اندکی بعد به دعوت محمود ظهیرالدینی به کمدی اخوان پیوست و «تاجر ونیزی» را بازی کرد. سپس نزد اسماعیل مهرتاش به «جامعهٔ باربد» رفت و در اپرت‌های موزیکالِ «لیلی و مجنون» و «یوسف و زلیخا» نقش‌های اصلی را ایفا کرد—در نقش زلیخا آواز هم خواند. ۱۹۳۲/۱۳۱۱ «تروپ نوشین» با محوریت نوشین و همراهی لرتا شکل گرفت و یک‌سال بعد نیز در «سرانجام هرمزان» روی صحنهٔ لاله‌زار دیده شد. واهرام پاپازیان، بازیگر و کارگردان نامدار ارمنی، اجرای چند اثر شکسپیر را با حضور لرتا مدیریت کرد و این همکاری تا ۱۹۳۳/۱۳۱۲ ادامه یافت. 

در کنار این مسیر تئاتری، حضور لرتا در سینما در بازهٔ ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۳ ثبت شده است؛ از «شب اعدام» (داوود ملّا‌پور، ۱۳۴۹) تا «اسرار گنج درهٔ جنی» (ابراهیم گلستان، ۱۳۵۳) و نیز یک همکاری بین‌المللی. ۱۳۵۶ هم در مجموعهٔ تلویزیونی «خسرو میرزای دوم» نقش‌آفرینی کرد؛ تجربه‌ای که نشان می‌داد بازیگریِ پرورش‌یافته بر صحنه، چگونه می‌تواند برای قاب تلویزیون به‌قاعده و مینی‌مال شود. اگر «سال شروع بازیگری» را به معنای حضور حرفه‌ای بدانیم، بر پایهٔ منابع، دههٔ ۱۳۱۰ (با اجرای منظم در گروه‌های ثابت) را می‌توان آغاز حرفه‌ای دانست؛ هرچند پیش‌درآمد این مسیر، از کودکی شروع شده بود. 


فیلم ها ، سریال ها و آثار لرتا

نمایش‌ها

عمده نمایش‌های لرتا عبارتند از:[۱۰۶][۱۰۷][۱۰۸][۱۰۹][۱۱۰]

نام نمایش سال اجرا نویسنده مترجم کارگردان محل اجرا
تاجر ونیزی ویلیام شکسپیر کمدی اخوان
لیلی و مجنون اسماعیل مهرتاش جامعه باربد
یوسف و زلیخا جامعه باربد
خسرو و شیرین جامعه باربد
سرانجام هرمزان خرداد ۱۳۱۲ فتح‌الله‌خان معتمدی خوانساری
قزل ارسلان پسر امیرارسلان رومی ۱۳۱۲
۱۳۱۲ واهرام پاپازیان
اتلو ۱۳۱۴ ویلیام شکسپیر ناصرالملک واهرام پاپازیان
پیراهن ابریشمی
سامسون و دلیله پُل دِمازی مانوئل ماروتیان
اوشین، نامزد ولیعهد لوون شانت مانوئل ماروتیان
باربر مارسی هانری برنشتاین[ح] مانوئل ماروتیان
تاجر ونیزی ۱۳۲۳ ویلیام شکسپیر ترجمه رضا آذرخشی عبدالحسین نوشین تئاتر فرهنگ
ولپن ۱۳۲۳

دی ۱۳۲۶

بن جانسن عبدالحسین نوشین عبدالحسین نوشین تئاتر فرهنگ

تئاتر فردوسی

سرگذشت (رزماری) بهمن ۱۳۲۶ کلماتسن بارکلی تئاتر فردوسی
مردم (توپاز) اسفند ۱۳۲۶

۱۳۳۰

مارسل پانیول عبدالحسین نوشین عبدالحسین نوشین تئاتر فردوسی

تئاتر سعدی

مستنطق آبان ۱۳۲۶ جی. بی. پریستلی تئاتر فردوسی
پرنده آبی ۱۳۲۶ موریس مترلینک عبدالحسین نوشین عبدالحسین نوشین تئاتر فردوسی
بادبزن خانم ویندرمیر ۱۳۳۰–۱۳۲۹ اسکار وایلد لرتا تئاتر سعدی
چراغ گاز[خ] ۱۳۳۰? (۱۳۲۶) پاتریک همیلتون[د] مسعودی و خوانساری نوشین تئاتر فردوسی؟ (تماشاخانه بهمن)
شنل قرمز بهمن ۱۳۳۰ اوژن بریو لرتا تئاتر سعدی
اوژنی گرانده انوره دو بالزاک
سرگذشت وشمگیر
عشق و اتفاق
گناهکاران بی‌گناه ۱۳۴۵ آلکساندر آستروفسکی لرتا تئاتر کسری
ماجرای شبانه ۱۳۴۴ ژیلبر سواژون[ذ] لرتا تئاتر کسری
گربه روی شیروانی داغ تنسی ویلیامز لرتا تئاتر کسری
ازدواج به سبک ایتالیایی تئاتر کسری
دو جلاد فرناندو آرابال ایرج انور
ادیپ شهریار داریوش فرهنگ
همان طوری که بوده‌ایم آرتور آدامف آربی اوانسیان
ایلف کوچولو هنریک ایبسن آربی اوانسیان

سینمایی

ردیف نام فیلم سال نقش کارگردان
۱ شب اعلام ۱۳۴۹ داوود ملاپور
۲ احساس داغ ۱۳۵۰ روبیک زادوریان
۳ معرکه ۱۳۵۰ روبیک زادوریان
۴ همای سعادت ۱۳۵۰ فابی چاناکیا
۵ باشرف‌ها ۱۳۵۱ قدرت‌الله بزرگی
۶ اسرار گنج دره جنی ۱۳۵۳ ابراهیم گلستان

مجموعه تلویزیونی

  • خسرو میرزای دوم (۱۳۵۶، نصرت‌الله کریمی)

دربارهٔ زندگی شخصی لرتا

تصویر زندگی شخصی لرتا، آمیزه‌ای از ریشه‌های چندفرهنگی، همراهیِ عاشقانه و حرفه‌ای با نوشین، و تاب‌آوری در برابر رویدادهای سیاسی است. او در خانواده‌ای ارمنی با پیوندهای روسی و مالتایی بزرگ شد، از همان آغاز با زبان‌های اروپایی مأنوس بود و در نوجوانی استعداد آواز و بازیگری‌اش آشکار شد. ازدواج با نوشین، زندگی او را وارد مدار تئاتر علمی و مدرن کرد: تمرین‌های روشمند، ترجمه و اجراهای دقیق، و ایجاد ذائقهٔ تازه برای تماشاگر ایرانی. در سال‌های پس از ۱۳۲۷ و سپس ۱۳۳۲، فشارهای سیاسی بر گروه نوشین، تعقیب و دستگیری، و در نهایت مهاجرت به شوروی مسیر خانواده را دگرگون کرد. در مسکو هر دو تحصیل را جدی گرفتند و پس از چند سال، لرتا به ایران برگشت و در کنار همکاران قدیمی، تئاتر کسری را فعال کرد.

در دههٔ ۱۳۵۰، لرتا در چند فیلم و یک سریال ظاهر شد. پس از انقلاب ۱۳۵۷ همراه کاوه، تنها فرزندش، ایران را ترک کرد و در وین ساکن شد. سال‌های پایانی عمر را دور از وطن گذراند و ۲۹ مارس ۱۹۹۸ در همان‌جا درگذشت. آنچه از او مانده، فراتر از فهرست آثار، «سرمشق»ی برای حضور حرفه‌ای زنان روی صحنهٔ ایران است: ترکیب دانش، انضباط تمرینی، دقت در بیان و بدن و اخلاق حرفه‌ای. همین ویژگی‌هاست که امروز، هنگام مرور تاریخ تئاتر ایران، نام لرتا را کنار نخستین زنان اثرگذار و پیشرو قرار می‌دهد. 


تأثیر و میراث

برای فهم تأثیر لرتا بر تئاتر ایران، باید به سه لایهٔ هم‌زمان توجه کرد. لایهٔ نخست، تکنیک بازیگری است: لرتا با آموزش آکادمیک مسکو و تجربهٔ طولانی صحنه، الگویی از «بازی طبیعی» را پیش نهاد که بر تحلیل نقش، کنترل احساس و تعادل حرکت تکیه دارد—نه بر اغراق گفتاری/بدنی. این سبک، در خودآگاه بسیاری از هنرمندان زنِ پس از او نیز اثر گذاشت؛ از «چگونه ایستادن» تا «چگونه شنیده شدن» روی صحنه. لایهٔ دوم، سازمانِ حرفه‌ای اجراست: هم‌کاری با نوشین در تئاتر فردوسی به استانداردسازیِ تمرین منظم، نظم پشت‌صحنه، مدیریت صحنه و دکور کمک کرد و مخاطب را با متن/اجرای اروپایی آشنا ساخت. لایهٔ سوم، معنای اجتماعیِ حضور زن روی صحنه است: لرتا از نخستین زنانی بود که نقش‌های اصلی و پیچیده را بر عهده گرفت و نشان داد که «زنِ بازیگر» می‌تواند حامل تفکر اجرایی و شریک مدیریت هنری نیز باشد. 

از نظر «میراث»، نام لرتا در کنار کتاب‌ها و پژوهش‌هایی که دربارهٔ او نوشته شده (از جمله «بُردی از یادم» اثر زاون قوکاسیان) تثبیت شده است. این آثار، روایت زندگی و کار او را با اسناد و عکس‌ها پی می‌گیرند و برای پژوهشگران تاریخ تئاتر ایران مرجع محسوب می‌شوند. در کنار نوشته‌ها، یادداشت‌ها و یادمان‌های متعدد دربارهٔ لرتا و نوشین، جایگاه آن دو را به‌عنوان زوجی که هم زندگی و هم تئاتر را در کنار هم پیش بردند، بازخوانی می‌کند. حاصل همهٔ این‌ها، تصویری روشن از هنرمندی است که به نظم، آموزش و اخلاق حرفه‌ای وفادار ماند و نشان داد که راه پایداری در هنر، نه از میان جنجال‌ها، بلکه از کار پیوسته و سنجیده می‌گذرد. 


جمع‌بندی 

بیوگرافی لرتا گره خورده است به تاریخ تئاتر مدرن ایران: متولد ۱۹۱۱ در تهران (زرگنده)، ارمنی‌تبار، پرورش‌یافته در مدارس ژاندارک و روس‌ها و سپس دانش‌آموختهٔ تئاتر در مسکو. سن لرتا در زمان درگذشت (۱۹۹۸، وین) ۸۶–۸۷ سال بود. در کارنامهٔ او، از سال شروع بازیگری در دههٔ ۱۳۱۰ با گروه‌هایی چون کمدی اخوان، جامعهٔ باربد و کمدی ایران تا همکاری با واهرام پاپازیان و «تروپ نوشین» دیده می‌شود. همسر لرتا، عبدالحسین نوشین، از پایه‌گذاران تئاتر علمی ایران بود و زندگی مشترک و حرفه‌ای‌شان از ۱۳۱۳/۱۹۳۴ تا ۱۳۵۰/۱۹۷۱ دوام داشت؛ حاصل این پیوند فرزندی به نام کاوه است. در میانهٔ قرن، ۱۳۳۲، برای تحصیل و پیوستن به نوشین به شوروی رفت، در دانشگاه/مدرسهٔ هنر مسکو آموزش دید و سپس به ایران بازگشت؛ دههٔ ۱۳۵۰ با چند فیلم («شب اعدام»، «اسرار گنج درهٔ جنی» و…)، و ۱۳۵۶ با سریال «خسرو میرزای دوم» شناخته‌تر شد. محل تولد لرتا—تهران/زرگنده—و ریشه‌های چندفرهنگی خانواده‌اش، زمینهٔ آشنایی او با زبان‌ها و ادبیات اروپایی را فراهم کرد و در تحصیلات لرتا و سبک بازیِ دقیق و طبیعی‌اش بازتاب یافت. دربارهٔ قد لرتا عدد رسمی و معتبری منتشر نشده و منابع مرجع چنین داده‌ای را ذکر نکرده‌اند. زندگی شخصی لرتا، افزون بر هم‌راهی با نوشین، با تاب‌آوری در برابر فشارهای سیاسی و مهاجرت تعریف می‌شود؛ هنرمندی که در پایان عمر در وین زیست و همان‌جا درگذشت. به یک جمله: لرتا نمونه‌ای از حضور آگاهانهٔ زن در تئاتر ایران است—حضورِ ساخته‌شده با آموزش، نظم و اخلاق حرفه‌ای، از سال‌های آغازین قرن بیستم تا آستانهٔ سدهٔ نو.

این مطلب را به اشتراک بگذارید

بیوگرافی های دیگر

آخرین مطالب سایت میتراکانا

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

0
سبد خرید شما
سبد خرید خالیخرید