هما خاکپاش، بازیگر پیشکسوت و چهره آشنای سینما و تلویزیون ایران، متولد سال ۱۳۳۹ در دامغان است که فعالیت هنری خود را از اواسط دهه ۶۰ آغاز کرد و با حضور در آثار نوستالژیک و پربینندهای همچون «آینه عبرت» و «آرایشگاه زیبا» به شهرت رسید. او که اغلب با ایفای نقشهای مادرانه و دلسوز در حافظه مخاطبان تثبیت شده، در زندگی شخصی دارای دو فرزند پسر است و در سالهای اخیر به دلیل صراحت لهجه در نقد شرایط صنفی بازیگران و شجاعت در صحبت پیرامون جراحیهای زیباییاش، چهرهای متفاوت و جسور از خود به نمایش گذاشته است.
بیوگرافی هما خاکپاش
در آلبوم خاطرات ذهنی ما از سریالهای دهه شصت و هفتاد شمسی، چهرههایی وجود دارند که شاید همیشه نقش اول نبودند، اما حضورشان چنان گرم و صمیمی بود که به جزئی جداییناپذیر از خانوادههای تلویزیونی تبدیل شدند. هما خاکپاش یکی از همین چهرههای ماندگار است. بانویی که با سیمایی مهربان و صدایی که گاهی صلابت مادرانه و گاهی مظلومیت زنانه در آن موج میزد، سالهای سال مهمان خانههای مردم ایران بود. او را با نقشهای متعددی در سریالهای پربینندهای چون “آینه عبرت” و “آرایشگاه زیبا” به یاد میآوریم؛ دورانی که خیابانها برای دیدن این سریالها خلوت میشد. هما خاکپاش نمادی از نسلی از بازیگران است که در دوران گذار سینمای ایران، با تعهد و عشق کار کردند و تصویرگر زنانی بودند که با چادر و روسری، بار زندگی را به دوش میکشیدند. اما زندگی او تنها به این نقشها خلاصه نمیشود. او زنی است که صراحت لهجهاش در سالهای اخیر درباره بیعدالتیهای سینما و البته شجاعتش در بیان مسائل شخصی مانند جراحیهای زیبایی، او را همچنان در کانون توجه نگه داشته است. در این مقاله قصد داریم غبار از چهره خاطرات برگیریم و به زندگی واقعی این هنرمند پیشکسوت بپردازیم.
سن هما خاکپاش
برای درک جایگاه هنری هما خاکپاش، باید به تقویم زندگی او نگاهی بیندازیم. هما خاکپاش متولد دوم آذر ماه سال ۱۳۳۹ است. تولد در آخرین ماه پاییز، فصلی که با رنگها و احساسات آمیخته است، شاید بیارتباط با روحیه حساس و هنری او نباشد. نام اصلی او در شناسنامه “مهبوبه” است، اما در دنیای هنر و میان مردم با نام “هما” شناخته میشود. او متعلق به نسلی است که نوجوانیشان با انقلاب اسلامی و جوانیشان با دوران دفاع مقدس همزمان شد.
اکنون که این متن نوشته میشود، هما خاکپاش در دهه هفتم زندگی خود (۶۳-۶۴ سالگی) به سر میبرد. این سن برای یک بازیگر زن در ایران، سنِ پختگی و البته مواجهه با چالشهای جدید است. بازیگران همنسل او، گنجینههایی از تجربه هستند که سالها در شرایط سختِ فیلمسازیِ دهههای گذشته کار کردهاند. سن هما خاکپاش نشان میدهد که او بیش از سه دهه از عمرش را وقف هنر کرده است. او در سنی وارد سینما شد که انرژی جوانی داشت و اکنون در سنی است که میتواند نقشهای مادربزرگهای مهربان یا زنان باتجربه و پخته را ایفا کند. نکته قابل توجه درباره سن او، سرزندگی و روحیه بالای اوست. برخلاف برخی از همکارانش که با بالا رفتن سن دچار انزوا میشوند، هما خاکپاش همچنان در محافل هنری حضور دارد، سفر میکند و در فضای مجازی فعال است. او نشان داده است که عدد سن نمیتواند مانعی برای شاد زیستن و دیده شدن باشد. با این حال، او همواره از اینکه فیلمنامهنویسان نقشهای مناسبی برای زنان در این گروه سنی نمینویسند، گلایه دارد. در سینمای جهان، زنان در دهه شصت زندگیشان نقشهای محوری بازی میکنند، اما در ایران متأسفانه دایره نقشها برای این سن محدودتر میشود. با این وجود، هما خاکپاش با حفظ ظاهر و انرژی خود، تلاش میکند همچنان در میدان رقابت باقی بماند و ثابت کند که دود از کنده بلند میشود.
قد هما خاکپاش
در بررسی ویژگیهای ظاهری بازیگران، قد هما خاکپاش و استایل او همواره متناسب با نقشهایی بوده که ایفا کرده است. او دارای قدی متوسط (حدود ۱۶۰ تا ۱۶۵ سانتیمتر) است. این قد و قامت در سینمای ایران، استانداردی رایج برای ایفای نقشهای رئالیستی و خانوادگی محسوب میشود. فیزیک بدنی او به گونهای است که به راحتی در قالب نقشهای “مادر ایرانی” جای میگیرد.
در دهههای شصت و هفتاد که اوج فعالیت او بود، معیارهای فیزیکی بازیگران با امروز تفاوت داشت. در آن دوران، قد خیلی بلند یا فیزیک خاص مدلینگ مدنظر نبود، بلکه چهرهای که بتواند معصومیت، صبوری و چهرهی آشنای زن ایرانی را تداعی کند، اولویت داشت. قد هما خاکپاش به او اجازه میداد تا در کنار اکثر بازیگران مرد آن دوره (مانند محمود دینی، جواد گلپایگانی و…) ترکیب متناسبی در قاب تصویر ایجاد کند. او نه آنقدر ریزنقش بود که در صحنه گم شود و نه آنقدر درشتهیکل که بر دیگران سایه بیندازد. استایل و پوشش او نیز در طول سالها تغییراتی داشته است. در فیلمها، ما او را بیشتر با چادر یا مانتوهای گشادِ مرسوم آن زمان دیدهایم که وقار خاصی به کاراکترهایش میبخشید. اما در زندگی شخصی و مراسمها، او زنی خوشپوش و امروزی است. هما خاکپاش به ظاهر خود اهمیت میدهد و معتقد است که یک بازیگر باید همیشه آراسته باشد. این توجه به استایل و تناسب اندام در سنین میانسالی، نشاندهنده احترامی است که او برای حرفه و مخاطبانش قائل است. زبان بدن او نیز همواره گرم و پذیراست؛ نوعی صمیمیت در حرکات دست و چهرهاش وجود دارد که باعث میشود مخاطب احساس کند با یکی از اعضای فامیل خود روبروست.
همسر هما خاکپاش
زندگی شخصی و خانوادگی هما خاکپاش، یکی از باثباتترین بخشهای زندگی اوست. هما خاکپاش سالها پیش ازدواج کرده و متاهل است. حاصل این ازدواج دو فرزند پسر به نامهای “علی” و “کیوان” است. زندگی خانوادگی او برخلاف بسیاری از حواشی رایج در سینما، زندگی آرام و دور از جنجالی بوده است.
ازدواج در سنین جوانی و تشکیل خانواده، اولویت اصلی او در کنار فعالیتهای هنری بود. مدیریت همزمانِ نقش مادری در خانه و بازیگری در بیرون، کار دشواری بود که زنان بازیگر نسل او با فداکاری انجام میدادند. در دورانی که پروژههای فیلمبرداری گاهی ماهها طول میکشید و امکانات رفاهی امروز وجود نداشت، حمایت همسر هما خاکپاش نقش کلیدی در تداوم فعالیت هنری او داشت. او بارها در مصاحبههایش اشاره کرده که اگر همراهی و درک همسرش نبود، شاید نمیتوانست در این مسیر سخت دوام بیاورد. فرزندان او، علی و کیوان، در محیطی فرهنگی رشد کردند اما راه مادر را در بازیگری ادامه ندادند. هما خاکپاش مادری دلسوز و مهربان است که رابطه بسیار نزدیکی با پسرانش دارد. او حالا در مرحلهای از زندگی است که از دیدن موفقیت فرزندانش و بودن در کنار آنها لذت میبرد. نکته جالب در مورد زندگی مشترک او این است که او سعی کرده حریم خصوصی خانوادهاش را حفظ کند و کمتر عکسهای همسر یا جزئیات خصوصی زندگیاش را در فضای رسانهای منتشر کند. این مرزبندی میان زندگی حرفهای و شخصی، باعث شده تا کانون خانوادهاش از آسیبهای شهرت در امان بماند. او نمونهای از یک زن موفق ایرانی است که توانسته تعادل میان کار و خانه را برقرار کند.
محل تولد هما خاکپاش
ریشههای هر هنرمندی در زادگاهش نهفته است. محل تولد هما خاکپاش شهر دامغان است. دامغان، شهری کویری با تاریخی کهن و مردمی سختکوش و بااصالت، جایی است که هما خاکپاش چشم به جهان گشود. البته او سالهای زیادی از عمرش را در تهران گذرانده است، اما اصالت دامغانی او بخشی از هویتش محسوب میشود.
رشد کردن در شهری با فرهنگ سنتی و اصیل، تأثیر عمیقی بر شخصیت او گذاشت. شاید آن صبوری و متانتی که در نقشهایش میبینیم، وامدار همان فرهنگ کویری باشد. هما خاکپاش بعدتر به تهران مهاجرت کرد، شهری که مرکز تپنده هنر و سینمای ایران بود. مهاجرت از شهرستان به پایتخت برای ورود به دنیای هنر، چالش بزرگی بود که بسیاری از بازیگران همنسل او تجربه کردند. تهران برای او شهر فرصتها بود؛ جایی که توانست استعداد خود را شکوفا کند و به چهرهای شناختهشده تبدیل شود. با این حال، او هرگز ریشههای خود را فراموش نکرد. گاهی در صحبتهایش میتوان ردپایی از سادگی و بیآلایشی مردم شهرستان را دید که در تضاد با پیچیدگیهای زندگی مدرن تهرانی است. این پیشینه جغرافیایی به او کمک کرد تا نقش زنان شهرستانی و سنتی را با باوری عمیق ایفا کند. او میدانست که زنان در بافت سنتی چگونه فکر میکنند، چگونه لباس میپوشند و دغدغههایشان چیست. بنابراین وقتی در سریالها نقش مادری را بازی میکرد که نگران فرزندش است، این نگرانی از یک تجربه زیسته و شناخت فرهنگی نشأت میگرفت، نه صرفاً تکنیک بازیگری.
تحصیلات هما خاکپاش
در دورانی که هما خاکپاش وارد عرصه بازیگری شد، داشتن تحصیلات آکادمیک در رشته بازیگری به اندازه امروز مرسوم و الزامی نبود. تحصیلات هما خاکپاش دیپلم است (برخی منابع به فوق دیپلم نیز اشاره کردهاند). اما باید توجه داشت که دانشگاه اصلی برای بازیگران آن دوره، “صحنه تجربه” بود.
هما خاکپاش از آن دسته بازیگرانی است که بازیگری را نه در کلاسهای تئوری دانشگاه، بلکه در عمل و در کنار بزرگان سینما آموخت. در دهههای ۶۰ و ۷۰، بسیاری از بازیگران مطرح سینمای ایران تحصیلات غیرمرتبط داشتند یا با مدرک دیپلم وارد این عرصه میشدند، اما استعداد ذاتی و پشتکارشان باعث میشد تا ماندگار شوند. او دورههای تجربی را گذراند و با دقت در کار کارگردانان و بازیگران نقش مقابلش، فوت و فن بازیگری را یاد گرفت. نداشتن تحصیلات دانشگاهی در رشته تئاتر، هرگز برای او مانع محسوب نشد. او با هوش هیجانی بالا و درک درست از فیلمنامه، توانست نقشهایش را تحلیل کند. البته او همواره مشوق جوانان برای تحصیلات آکادمیک بوده است، اما معتقد است که تجربه، معلمی است که درسهایش در هیچ کتابی یافت نمیشود. او در “دانشگاهِ صداوسیما” و در لوکیشنهای واقعی، درسِ حس، بیان و حرکت را پاس کرد. کارنامه پربار او نشان میدهد که سواد هنری لزوماً با مدرک دانشگاهی سنجیده نمیشود، بلکه خروجی کار و ماندگاری در ذهن مخاطب، بهترین گواه بر دانش یک هنرمند است.
سال شروع بازیگری هما خاکپاش
نقطه آغاز فعالیت حرفهای هما خاکپاش، سفری به گذشته سینمای ایران است. سال شروع بازیگری هما خاکپاش به سال ۱۳۶۵ بازمیگردد. او فعالیت خود را با بازی در فیلم سینمایی “خانه ابری” به کارگردانی اکبر خواجویی آغاز کرد. ورود به سینما در اواسط دهه شصت، یعنی درست در بحبوحه جنگ تحمیلی و شرایط خاص اجتماعی آن روزگار، نشان از شجاعت و عشق او به هنر داشت.
پس از آن، او خیلی زود جذب تلویزیون شد که در آن سالها مخاطبان بسیار زیادی داشت. سالهای ۶۶ و ۶۷ سالهای پرکاری برای او بود. اما شاید بتوان گفت که نقطه عطف کارنامه او و زمانی که چهرهاش در حافظه جمعی ثبت شد، بازی در سریال “آینه عبرت” (محصول سالهای ۶۷ تا ۷۰) بود. این سریال که به معضل اعتیاد میپرداخت، خیابانها را خلوت میکرد و هما خاکپاش در یکی از اپیزودهای آن خوش درخشید. همچنین حضور در سریال ماندگار “آرایشگاه زیبا” به کارگردانی مرضیه برومند در سال ۱۳۶۹، جایگاه او را تثبیت کرد. شروع فعالیت او در دورانی بود که رقابت میان بازیگران زن به دلیل محدودیت نقشها بسیار شدید بود، اما هما خاکپاش توانست با ارائه بازیهای روان و باورپذیر، جای خود را پیدا کند. او از سال ۱۳۶۵ تا امروز، یعنی نزدیک به ۴۰ سال، در دهها فیلم و سریال ایفای نقش کرده است. این تداوم و استمرار، از او یک چهره پیشکسوت و قابل احترام ساخته است. او شاهد تغییرات بسیاری در سینمای ایران بوده؛ از نگاتیوهای قدیمی تا دوربینهای دیجیتال، و در تمام این سالها سعی کرده خود را با جریان سینما همراه کند.
فیلم ها ، سریال ها و آثار هما خاکپاش
سینمایی
- ز مثل زندگی (۱۳۹۹)
- عشق خاموش (۱۳۹۵)
- اشک و سکوت (۱۳۹۰)
- ازدواج صورتی (۱۳۸۳)
- غزل (۱۳۸۰)
- شور عشق (۱۳۷۹)
- دنیای وارونه (۱۳۷۶)
- زندگی (۱۳۷۶)
- قاصدک (۱۳۷۵)
- عروس کاغذی (۱۳۷۴)
- مادرم گیسو (۱۳۷۴)
- مرد نامرئی (۱۳۷۴)
- یحیی (۱۳۷۴)
- روزهای خوب زندگی (۱۳۷۳)
- دره هزار فانوس (۱۳۷۲)
- چشمهایم برای تو (۱۳۷۱)
- سفر (۱۳۷۱)
- لبه تیغ (۱۳۷۱)
- پسر ایران از مادرش بیخبر است
مجموعه تلویزیونی
| سال |
مجموعه تلویزیونی |
کارگردان |
توضیحات |
| ۱۳۶۷ |
آینه عبرت |
محسن شاه محمدی |
شبکه ۱ |
| ۱۳۶۹ |
آرایشگاه زیبا |
مرضیه برومند |
شبکه ۲ |
| ۱۳۷۰ |
تعطیلات نوروزی |
خسرو ملکان |
شبکه ۱
پخش در نوروز ۷۱ |
| ۱۳۷۰ |
این خانه دور است |
بیژن بیرنگ
مسعود رسام |
شبکه ۲/پخش در سال ۷۴ |
| ۱۳۷۱ |
سیمرغ |
حسین قاسمی جامی |
شبکه ۱ |
| ۱۳۷۱ |
خاله سارا |
فرامرز باصری |
شبکه ۱ |
| ۱۳۷۲ |
روحالله |
محمدمهدی عسگرپور |
شبکه ۲ |
| ۱۳۷۲ |
ده هزار فانوس |
احمدرضا گرشاسبی |
شبکه ۲
از این مجموعه یک فیلم به همین نام در سینما اکران شد |
| ۱۳۷۲ |
همسران |
بیژن بیرنگ |
شبکه دو |
| ۱۳۷۳ |
هدف گمشده |
یوسف سیدمهدوی |
شبکه ۱ |
| ۱۳۷۳ |
بهاران در بهار |
غلامرضا رمضانی |
شبکه ۲/پخش در ماه رمضان |
| ۱۳۷۴ |
داستان یک زندگی |
کامبیز دری |
شبکه ۱ |
| ۱۳۷۴ |
آخرین ستاره شب |
منوچهر پوراحمد |
شبکه ۱ |
| ۱۳۷۴ |
مکافات عمل |
احمدرضا جغتایی |
شبکه ۱ |
| ۱۳۷۵ |
بازی تلخ |
|
شبکه ۱ |
| ۱۳۷۵ |
ریشه در دشت خون |
حسین فرخی |
شبکه ۲ |
| ۱۳۷۵ |
گلستان |
محمدتقی رنجبر |
شبکه ۱ |
| ۱۳۷۵ |
زندگی تازه |
حسین حکمت جو |
شبکه ۲ |
| ۱۳۷۵ |
فریاد بی صدا |
داریوش جهانگیری |
|
| ۱۳۷۵ |
تنگنا |
داریوش منتظری |
|
| ۱۳۷۵ |
شب طویل عشق |
حمید صفایی |
|
| ۱۳۷۶ |
مردان آنجلس |
فرجالله سلحشور |
شبکه ۱ |
| ۱۳۷۶ |
بامن بمان مادر |
علی عسگری |
شبکه ۱ |
| ۱۳۷۶ |
سفر سبز |
بهروز طاهری |
شبکه ۱ |
| ۱۳۷۷ |
پزشکان |
مسعود کرامتی |
شبکه ۳ |
| ۱۳۷۷ |
یک پنجره به سوی ماه |
علی روئینتن |
شبکه ۲ |
| ۱۳۷۷ |
رنگ خاکستری |
علی بیابانی |
شبکه ۱ |
| ۱۳۷۷ |
روزهای زندگی |
سیروس مقدم |
شبکه ۳ |
| ۱۳۷۸ |
بوی خاک |
علی بیابانی |
شبکه ۱ |
| ۱۳۷۸ |
دلبر آهنی |
مهدی صباغزاده |
شبکه تهران/پخش در نوروز ۷۹ |
| ۱۳۷۹ |
نیستان |
حسین مختاری |
شبکه ۳ |
| ۱۳۷۹ |
سفر باران |
بهروز طاهری |
شبکه ۱ |
| ۱۳۷۹ |
قلب یخی |
مسعود رشیدی |
شبکه ۲ |
| ۱۳۷۹ |
تلخ و شیرین |
ابوالفضل امیدیان |
شبکه ۲ |
| ۱۳۸۰ |
پلیس جوان |
سیروس مقدم |
شبکه سه |
| ۱۳۸۰ |
یادداشتهای کودکی |
پریسا بخت آور |
شبکه تهران/پخش در ماه رمضان |
| ۱۳۸۰ |
قسمت |
علی ملاجانی |
شبکه ۱ |
| ۱۳۸۰ |
خط قرمز |
قاسم جعفری |
شبکه ۳ |
| ۱۳۸۱ |
راز سکوت |
حسین حکمت جو |
شبکه ۲ |
| ۱۳۸۱ |
زنبقهای وحشی |
بهرام کاظمی |
شبکه ۱ |
| ۱۳۸۱ |
سرآغاز یک باغ |
علی پاکاریان |
|
| ۱۳۸۱ |
وصلتی دوباره |
حسین بلنده |
شبکه ۲ |
| ۱۳۸۱ |
باران عشق |
احمد امینی
فریدون حسن پور |
شبکه تهران |
| ۱۳۸۲ |
داوطلب |
مسعود تکاور |
شبکه ۱ |
| ۱۳۸۲ |
روژان |
ماشاالله شاهمرادیزاده |
شبکه ۲ |
| ۱۳۸۳ |
تب سرد |
علیرضا افخمی |
شبکه ۳ |
| ۱۳۸۳ |
آهوی ماه نهم |
مسعود نوابی |
شبکه ۱ |
| ۱۳۸۳ |
آپارتمان ۱۱۰ |
بهروز طاهری |
شبکه ۱ |
| ۱۳۸۴ |
پای پیاده |
اصغر توسلی |
شبکه تهران |
| ۱۳۸۴ |
او یک فرشته بود |
علیرضا افخمی |
شبکه ۲ |
| ۱۳۸۵ |
نرگس |
سیروس مقدم |
شبکه ۳ |
| ۱۳۸۷ |
منظومه آتش |
مرتضی متولی |
شبکه ۱ |
| ۱۳۸۷ |
رستگاران |
سیروس مقدم |
شبکه ۳ |
| ۱۳۸۸ |
دفتر مشق |
کریم سربخش |
شبکه آموزش |
| ۱۳۹۲ |
بچههای نسبتاً بد |
سیروس مقدم |
شبکه یک |
| ۱۳۹۳ |
معراجیها |
مسعود ده نمکی |
شبکه ۱ |
| ۱۳۹۵ |
پرستاران |
علیرضا افخمی |
شبکه یک |
| ۱۳۹۹ |
بیگانه ای با من است |
آرش معیریان |
شبکه دو |
| ۱۳۹۹ |
خانه امن |
احمد معظمی |
شبکه یک |
- تلهفیلم «همدلشدگان» (۱۳۹۳)
- تلهفیلم «چقدر وقت داری؟» (۱۳۸۹–۱۳۸۸)
- تلهفیلم «پل» (۱۳۸۷)
- تلهفیلم داستانی «انتخاب موفق»[۵] (۱۳۹۵)
درباره زندگی شخصی هما خاکپاش
درباره زندگی شخصی هما خاکپاش باید گفت که او زنی بسیار پرانرژی، اجتماعی و اهل سفر است. برخلاف برخی از نقشهایش که زنانی غمگین یا گرفتار مشکلات بودند، هما خاکپاش در زندگی واقعی فردی شاد و سرزنده است. او علاقه زیادی به گشت و گذار و دیدن مکانهای جدید دارد و اگر صفحه اینستاگرامش را دنبال کنید، عکسهای متعددی از سفرهای داخلی و خارجی او میبینید.
او همچنین به ورزش و سلامتی اهمیت میدهد و سعی میکند با پیادهروی و تغذیه سالم، آمادگی جسمانی خود را حفظ کند. هما خاکپاش زنی رُک و صریح است. او ترسی از بیان واقعیتهای زندگیاش ندارد. معاشرت با دوستان قدیمی و همکاران پیشکسوت، بخش مهمی از زندگی اجتماعی او را تشکیل میدهد. او در مراسمهای خیریه و جشنهای هنری حضور فعالی دارد. یکی دیگر از ابعاد زندگی شخصی او، دغدغههای معیشتی و صنفی است. او بارها به عنوان نمایندهای نانوشته از سوی بازیگران نسل خودش، درباره مشکلات بیمه، مسکن و بیکاری هنرمندان صحبت کرده است. او معتقد است که هنرمندان نباید در دوران پیری فراموش شوند. در خانه، او یک کدبانوی تمامعیار است و دستپختش در میان فامیل و دوستان تعریف میشود. عشق او به خانواده و نوههایش (اگر داشته باشد) و فرزندانش، موتور محرک زندگی اوست. او توانسته است با مدیریت درست، زندگی شخصیاش را از تنشهای حرفهای دور نگه دارد و پناهگاهی امن برای خود بسازد.
ماجرای جراحیهای زیبایی و حواشی آن
یکی از موضوعاتی که نام هما خاکپاش را در سالهای اخیر در فضای مجازی و رسانهها برجسته کرد، ماجرای جراحیهای زیبایی او بود. برخلاف بسیاری از بازیگران که انجام عملهای زیبایی را انکار میکنند، هما خاکپاش با شجاعت و صداقت تمام درباره این موضوع صحبت کرد و حتی تصاویری از این فرآیند منتشر شد.
او عملهای زیبایی مانند جراحی بینی و لیفت صورت انجام داده است. انتشار عکسهای قبل و بعد از عمل او، واکنشهای متفاوتی را در پی داشت. برخی انتقاد کردند که چرا یک بازیگر پیشکسوت باید دست به چنین کارهایی بزند، اما بسیاری دیگر صداقت او را تحسین کردند. هما خاکپاش در پاسخ به انتقادها گفت که “زیبایی حق هر زنی است و سن و سال نباید مانع از رسیدگی به خود شود.” او معتقد است که چهره بازیگر ابزار کار اوست و باید همیشه شاداب و سرحال به نظر برسد. همچنین او اشاره کرد که در دنیای امروز، چهرههای جوانتر و شادابتر شانس بیشتری برای گرفتن نقش دارند و او نمیخواهد به خاطر چین و چروک صورت، از دایره انتخاب کارگردانان خارج شود. این صراحت لهجه او، تابوی صحبت درباره جراحی زیبایی در میان بازیگران مسن را شکست. او نشان داد که یک زن در دهه شصت زندگیاش هم میتواند به زیبایی خود اهمیت دهد و نگران قضاوتهای دیگران نباشد. این ماجرا نشاندهنده روحیه مدرن و جسور اوست که زیر لایهای از نقشهای سنتی پنهان شده بود.
گلایههای تلخ از بیمهری سینما و مافیا
بخش دیگری از زندگی هما خاکپاش که بسیار پرجستوجو و البته دردناک است، گلایههای او از وضعیت سینما و تلویزیون است. او در مصاحبههای متعدد، از بیکاری پیشکسوتان و وجود “مافیا” در انتخاب بازیگران به شدت انتقاد کرده است. او معتقد است که نقشها بر اساس توانایی تقسیم نمیشوند، بلکه روابط و مهمانیهای شبانه تعیینکننده هستند.
هما خاکپاش بارها گفته است: “چرا باید بازیگرانی که سالها زحمت کشیدهاند، اکنون خانهنشین باشند و کسانی که یکشبه آمدهاند، تمام نقشها را بگیرند؟” او از اینکه دستمزدهای بازیگران پیشکسوت پرداخت نمیشود یا بسیار ناچیز است، گلهمند است. او روایتی تلخ از وضعیت معیشتی همکارانش دارد که حتی برای اجاره خانه یا هزینههای درمان با مشکل مواجه هستند. این صحبتهای او، صدای بسیاری از بازیگران خاموش نسل او بود. او با شجاعت از تهیهکنندگانی که پول بازیگران را میخورند و از کارگردانانی که پیشکسوتان را فراموش کردهاند، انتقاد میکند. او میگوید که سینما بیرحم است و وقتی پیر شدی، تو را مثل یک مهره سوخته کنار میگذارد. با این حال، او هنوز امیدوار است و میگوید اگر نقشی خوب پیشنهاد شود، با جان و دل بازی میکند. این گلایهها ناشی از عشق او به بازیگری است؛ عشقی که با وجود تمام بیمهریها، هنوز در قلبش زنده است. او نمیخواهد فراموش شود و میخواهد تا آخرین نفس جلوی دوربین باشد، جایی که به آن تعلق دارد.
جمعبندی
هما خاکپاش، چهرهای آشنا و دوستداشتنی که خاطرات بسیاری را برای ما زنده میکند، بازیگری است که با عشق و صبوری در سینمای ایران ماندگار شد. در این مقاله خواندیم که سن هما خاکپاش و تجربه چهلسالهاش، او را به گنجینهای ارزشمند تبدیل کرده است. قد هما خاکپاش و چهره مهربانش، او را مادرِ همیشگی سریالهای ما کرد. همراهی همسر هما خاکپاش و زندگی آرام خانوادگیاش، پشتوانهای برای موفقیتهایش بود. محل تولد هما خاکپاش در دامغان، ریشههای اصیل او را ساخت.
با وجود اینکه تحصیلات هما خاکپاش آکادمیک نبود، اما او در مکتب تجربه درس پس داد. از سال شروع بازیگری هما خاکپاش در دهه شصت تا کنون، او فراز و نشیبهای زیادی را دید. در بخش درباره زندگی شخصی هما خاکپاش با زنی شجاع آشنا شدیم که از جراحی زیبایی و نقد مافیا ترسی ندارد. هما خاکپاش ثابت کرد که میتوان پیشکسوت بود اما کهنه نشد؛ میتوان مادر بود اما به خود رسید. او هنوز هم برای ما همان چهره گرم و صمیمی است که قاب تلویزیون را روشن میکرد.