مهری مهرنیا، بازیگر پیشکسوت و صاحبسبک سینمای ایران، متولد سال ۱۲۹۶ در سوادکوه مازندران بود که فعالیت هنری خود را از سال ۱۳۲۷ آغاز کرد و با بیش از شش دهه حضور مستمر، به نمادی از نقشهای زنان رنجکشیده، دایههای مهربان و مادران اصیل سنتی تبدیل شد. این هنرمند که دانشآموختهی مکتب تجربه بود و سابقه همکاری با کارگردانان برجستهای چون ابراهیم گلستان و بهمن فرمانآرا را در کارنامه داشت، برای بازی درخشانش در فیلم «تنوره دیو» موفق به دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن شد. مهرنیا که سالهای پایانی عمرش را با گلایه از بیمهریها در آسایشگاه سالمندان کهریزک سپری کرد، سرانجام در ۳۰ بهمن ۱۳۸۷ دار فانی را وداع گفت، اما نامش به عنوان یکی از ستونهای استوار و تکرارنشدنی تاریخ بازیگری ایران جاودانه ماند.
بیوگرافی مهری مهرنیا
در تاریخ پرفراز و نشیب سینمای ایران، چهرههایی وجود دارند که شاید هیچگاه در نقش “ستاره” یا “جوان اول” فیلمها ظاهر نشدند، اما حضورشان چنان عمیق، واقعی و تاثیرگذار بود که بدون آنها گویی چیزی در قاب سینما کم بود. مهری مهرنیا یکی از این ستونهای استوار و تکرارنشدنی هنر نمایش در ایران بود. زنی که او را با چادر گلدار، نگاهی پر از تجربه، صورتی که چین و چروکهایش هر کدام قصهای داشت و صدایی که زنگِ زندگی میداد، میشناسیم. او نماد رنج، صبر و گاهی اقتدار زنان سنتی ایران بود. مهری مهرنیا بازیگری بود که نه با چهرهی عروسکی، بلکه با قدرت بازیگری و حس نابی که داشت، توانست سیمرغ بلورین را در دستانش بگیرد و تحسین بزرگترین کارگردانان روشنفکر سینمای ایران را برانگیزد. اگر میخواهید بدانید زنی که از سوادکوه مازندران برخاست و به یکی از ماندگارترین چهرههای سینمای ایران تبدیل شد، چه مسیری را طی کرد و سالهای پایانی عمرش را با چه اندوهی سپری کرد، این مقاله کاملترین و دقیقترین مرجعی است که میتوانید مطالعه کنید. در اینجا قرار است زندگی زنی را ورق بزنیم که تاریخ زنده سینمای ایران بود.
سن مهری مهرنیا
صحبت از سن مهری مهرنیا، صحبت از یک قرن زندگی و تجربه است. مهری مهرنیا متولد سال ۱۲۹۶ شمسی بود. این تاریخ تولد یعنی او در اواخر دوران قاجار و در بحبوحه تغییرات عظیم سیاسی و اجتماعی ایران چشم به جهان گشود. او متعلق به نسلی بود که تاریخ معاصر ایران را با تمام پوست و گوشت خود لمس کرده بودند. زمانی که او متولد شد، سینما در ایران هنوز طفلی نوپا بود و شاید کمتر کسی تصور میکرد دختری از خطه شمال، روزی به یکی از بازیگران اصلی این هنر تبدیل شود.
مهری مهرنیا عمری طولانی و با برکت داشت. او در ۳۰ بهمن ۱۳۸۷ و در سن ۹۱ سالگی دار فانی را وداع گفت. رسیدن به دهه نود زندگی، فرصتی بود که به او اجازه داد تا دورههای مختلف سینمای ایران را تجربه کند. از دوران فیلمفارسیهای اولیه تا شکلگیری موج نوی سینمای ایران در دهه چهل و پنجاه، و سپس سینمای پس از انقلاب، مهری مهرنیا در تمام این دورانها حضور داشت و نقشآفرینی کرد. سن او در بازیگری یک امتیاز بزرگ محسوب میشد؛ او خیلی زودتر از آنچه که باید، در نقشهای بالاتر از سن خود جا افتاد و به اصطلاح “پیرزنِ سینما” شد، اما پیرزنی که هر بار روحی تازه به نقش میدمید.
گذر زمان بر چهره مهری مهرنیا، نقشهای از وقار و اصالت ترسیم کرده بود. در سالهای پایانی عمر، اگرچه گرد پیری و بیماری بر تنش نشسته بود، اما همچنان آن نگاه نافذ و آن بیان صریح را حفظ کرده بود. سن بالای او باعث شده بود تا گنجینهای از خاطرات شفاهی سینمای ایران باشد. او با کسانی همبازی بود که امروزه تنها نامی از آنها در کتابهای تاریخ سینما باقی مانده است. زندگی او پلی بود میان سنت و مدرنیته در هنر بازیگری ایران. طول عمر او به ما یادآوری میکند که برای ماندگار شدن، باید ریشههایی عمیق داشت و مهری مهرنیا، درختی کهنسال در باغ سینمای ایران بود که سایهاش بر سر بسیاری از آثار ماندگار گسترده شده بود.
قد مهری مهرنیا
در بیوگرافیهای سینمایی، معمولاً ویژگیهای فیزیکی بازیگران مورد توجه قرار میگیرد. اگرچه عدد دقیقی به سانتیمتر از قد مهری مهرنیا در منابع تاریخی ثبت نشده است و در زمان فعالیت او، اندازهگیریهای دقیق مدلینگ مرسوم نبود، اما بر اساس تصاویر و فیلمهای به جا مانده، او دارای قدی متوسط و ریزنقش بود. اما نکته بسیار مهم در مورد فیزیک مهری مهرنیا این است که او ثابت کرد بزرگی یک بازیگر به قد و قامت فیزیکی او نیست، بلکه به “قامت هنری” و حضور صحنهای اوست.
مهری مهرنیا با همین اندام ریزنقش و چهرهای که شاید در استانداردهای رایج ستارهسازی نمیگنجید، توانست صحنهها را تسخیر کند. او وقتی در مقابل دوربین قرار میگرفت، چنان انرژی و حسی از خود ساطع میکرد که تمام توجه تماشاگر را به خود جلب میکرد. فیزیک او به گونهای بود که برای ایفای نقش زنان رنجکشیده، دایههای مهربان، مادربزرگهای قصهگو و پیرزنان روستایی بسیار مناسب بود. او یاد گرفته بود که چگونه با زبان بدن، خمیدگی شانهها و لرزش دستانش، بارِ سنگین زندگی شخصیتهایی که بازی میکرد را به نمایش بگذارد.
در بسیاری از فیلمها، او در کنار بازیگران بلندقامت و مردان درشتهیکل سینما قرار میگرفت، اما هرگز در سایه آنها گم نمیشد. استایل بدنی او بخشی از ابزار بازیگریاش بود. او با استفاده از همین فیزیک، کاراکترهایی را خلق کرد که مظهر استقامت بودند. چهره استخوانی و چشمان نافذش در ترکیب با قد و قامت معمولیاش، به او کمک میکرد تا به شدت “واقعی” و “ملموس” به نظر برسد. تماشاگر با دیدن او احساس نمیکرد که در حال تماشای یک بازیگر است، بلکه انگار یکی از زنان آشنای کوچه و بازار یا مادربزرگ خود را میدید. این ویژگی فیزیکی در خدمت رئالیسم بازیگری او بود و او را به یکی از باورپذیریترین بازیگران تاریخ سینمای ایران تبدیل کرد.
همسر مهری مهرنیا
زندگی شخصی و خانوادگی هنرمندان قدیمی، اغلب در هالهای از احترام و حریم خصوصی قرار دارد و اطلاعات کمتری نسبت به سلبریتیهای امروزی از آنها در دسترس است. مهری مهرنیا ازدواج کرده بود و صاحب فرزند بود. او زندگی خانوادگی خود را سالها پیش تشکیل داد، اما جزئیات دقیقی از نام و شغل همسرش در منابع عمومی و مصاحبههایش به طور گسترده بازتاب داده نشده است. آنچه مشخص است، او تلاش میکرد تعادلی میان وظایف مادری و همسری با شغل سخت و وقتگیر بازیگری ایجاد کند.
در دورانی که مهری مهرنیا وارد عرصه هنر شد (دهههای ۲۰ و ۳۰ شمسی)، پذیرش زن به عنوان بازیگر در جامعه سنتی ایران کار آسانی نبود. ازدواج و داشتن خانواده در کنار کار هنری، چالشهای بزرگی را برای زنان آن دوره ایجاد میکرد. با این حال، مهری مهرنیا توانست با استقامت، این مسیر را طی کند. او در مصاحبههای سالهای پایانی عمرش، اشاراتی گلایهآمیز به وضعیت خانوادگی و تنهاییاش داشت که نشان میداد شاید در سالهای کهولت، آن گرما و حمایت خانوادگی که انتظارش را داشت، دریافت نکرده بود.
روایتهای تلخی از سالهای آخر زندگی او وجود دارد که نشان میدهد او با وجود داشتن فرزند، احساس تنهایی عمیقی میکرد. او سالهای پایانی عمرش را در آسایشگاه سالمندان کهریزک گذراند. این موضوع یکی از غمانگیزترین بخشهای زندگی شخصی او بود که همواره در رسانهها بازتاب داشت. او بارها در گفتگو با خبرنگاران گفته بود که “هیچکس سراغی از من نمیگیرد” و این جمله دردناک، نشاندهنده فاصله عاطفی یا فیزیکی بود که میان او و خانوادهاش ایجاد شده بود. هرچند قضاوت درباره روابط خانوادگی کار دشواری است، اما آنچه مسلم است، مهری مهرنیا در زندگی شخصیاش زنی بود که بار زیادی را بر دوش کشید و در نهایت، در خلوت و تنهایی چشم از جهان فرو بست.
محل تولد مهری مهرنیا
محل تولد مهری مهرنیا، خطه سرسبز و زیبای سوادکوه در استان مازندران است. او زاده روستای آلاشت یا مناطق اطراف آن در سال ۱۲۹۶ بود. سوادکوه، سرزمینی کوهستانی با طبیعتی خشن و در عین حال زیباست که مردمانی سختکوش و مقاوم دارد. ریشههای مازندرانی مهری مهرنیا تاثیر عمیقی بر شخصیت و حتی سبک بازیگری او داشت. صلابت، صراحت لهجه و نوعی سرسختی که در نگاه و رفتار او دیده میشد، بیارتباط با خاستگاه جغرافیاییاش نبود.
رشد و نمو در فضای روستایی و سنتی شمال ایران در اوایل قرن، از او زنی ساخت که با فرهنگ بومی و اصیل ایران آشنایی کامل داشت. وقتی او نقش زنان روستایی یا زنان سنتی را بازی میکرد، نیازی به تقلید و ادا نداشت؛ او این زندگی را تجربه کرده بود. او بوی خاک، سختی کار در مزرعه و روابط ساده و صمیمی روستایی را میشناخت. این پیشینه، به بازیهای او عمق و اصالت میبخشید.
مهاجرت او از سوادکوه به تهران، نقطه عطفی در زندگیاش بود. تهرانِ آن روزگار، شهری در حال مدرن شدن بود و ورود یک دختر شهرستانی به پایتخت و سپس ورود به دنیای هنر، جسارت زیادی میطلبید. با این حال، مهری مهرنیا هیچگاه اصالت خود را فراموش نکرد. حتی در سالهای اوج شهرت در تهران، سادگی و بیآلایشی یک زن شمالی در رفتارش مشهود بود. او نمادی از استعدادهایی بود که از نقاط مختلف ایران به تهران آمدند و بدنه سینمای ایران را شکل دادند. سوادکوه همیشه در شناسنامه او به عنوان نقطهی آغاز یک مسیر طولانی و پرافتخار ثبت شده است.
تحصیلات مهری مهرنیا
در بررسی تحصیلات مهری مهرنیا، نباید به دنبال مدارک دانشگاهی آکادمیک در رشته بازیگری یا تئاتر باشیم. او متعلق به نسلی بود که هنر را نه در دانشگاه، بلکه در “مکتب تجربه” میآموختند. مهری مهرنیا تحصیلات کلاسیک خود را تا مقطع دبیرستان ادامه داد و گفته میشود در رشتههایی مثل ریاضی یا علوم طبیعی درس خوانده است، اما تحصیلات عالیه در زمینه هنر نداشت. در آن زمان، دانشکدههای هنری به شکل امروزی وجود نداشتند و اکثر بازیگران بزرگ آن دوره، به صورت تجربی و با کار کردن در تئاتر وارد این عرصه میشدند.
تحصیلات واقعی مهری مهرنیا، حضور در صحنههای تئاتر و پشت صحنه فیلمها بود. او بازیگری را به صورت غریزی و با مشاهده دقیق زندگی آموخت. او یاد گرفت که چگونه احساسات را بدون اغراقهای تئاتریِ آن زمان، به شکلی سینمایی نمایش دهد. هوش سرشار او در درک موقعیتهای دراماتیک، جای خالی تحصیلات آکادمیک را پر میکرد. او دیالوگها را با حسی ادا میکرد که گویی کلمات از قلب خودش برمیآیند، نه از روی کاغذ فیلمنامه.
همکاری با کارگردانان بزرگ و روشنفکری همچون ابراهیم گلستان، بهمن فرمانآرا و ناصر تقوایی، برای او حکم دانشگاهی معتبر را داشت. کار کردن در فیلمهایی مثل “خشت و آینه” یا “شازده احتجاب”، او را با سینمای مدرن و تکنیکهای پیچیده بازیگری آشنا کرد. بنابراین، اگرچه او مدرک لیسانس یا فوق لیسانس بازیگری نداشت، اما سواد بصری و درک هنری او از بسیاری از فارغالتحصیلان امروز بیشتر بود. او ثابت کرد که جوهر بازیگری در استعداد و تجربه نهفته است، نه لزوماً در مدارک تحصیلی. مهری مهرنیا دانشآموختهی دانشگاه زندگی و سینمای ایران بود.
سال شروع بازیگری مهری مهرنیا
سال شروع بازیگری مهری مهرنیا به سال ۱۳۲۷ (۱۹۴۸ میلادی) بازمیگردد. او فعالیت هنری خود را از تئاتر آغاز کرد و سپس وارد دنیای سینما شد. سال ۱۳۲۷، دورانی بود که سینمای ایران هنوز در حال برداشتن قدمهای اولیه خود برای صنعتی شدن بود (دوران اول فیلمفارسی). ورود یک زن به عرصه سینما در آن سالها، اقدامی شجاعانه و پیشرو محسوب میشد.
اولین حضور سینمایی او با فیلم “رؤیای نیمهشب تابستان” یا به نقلی دیگر فیلم “زندانی امیر” رقم خورد. اما تداوم حضور او در دهههای ۳۰ و ۴۰ بود که جایگاهش را تثبیت کرد. او بیش از ۶۰ سال در عرصه بازیگری فعالیت مستمر داشت. این تداوم حیرتانگیز است. او از دوران سیاه و سفید تا دوران دیجیتال، در مقابل دوربین قرار گرفت.
دهه ۴۰ شمسی، نقطه عطفی در کارنامه کاری او بود. همکاری با موج نوی سینمای ایران، چهرهای متفاوت از او ساخت. بازی در فیلم شاهکار “خشت و آینه” (۱۳۴۴) ساخته ابراهیم گلستان، نشان داد که او توانایی ایفای نقشهای پیچیده و رئالیستی را دارد. او در این فیلم نقش دایهای را بازی کرد که یکی از ماندگارترین تصویرهای اوست. سال شروع فعالیت او (۱۳۲۷) نشان میدهد که او یکی از قدیمیترین و باسابقهترین زنان سینمای ایران بوده است. او تاریخ زندهای بود که تمام تحولات بازیگری را از نزدیک دید و خود را با تغییرات زمانه وفق داد تا همواره در صحنه باقی بماند.
فیلم ها ، سریال ها و آثار مهری مهرنیا
سینمایی
- همیشه پای یک زن در میان است (۱۳۸۶)
- تله روباه (۱۳۸۵)
- ازدواج به سبک ایرانی (۱۳۸۳)
- آن سوی آینه (۱۳۷۶)
- سرحد (۱۳۷۵)
- تنگنا (۱۳۷۴)
- سکوت کوهستان (۱۳۷۴)
- روسریآبی (۱۳۷۳)
- کلاهقرمزی و پسرخاله (۱۳۷۳)
- دمرل (۱۳۷۲)
- من زمین را دوست دارم (۱۳۷۲)
- چهارشنبه عزیز (۱۳۷۱)
- دیدار در استانبول (۱۳۷۰)
- راه و بیراه (۱۳۷۰)
- مسافران دره انار (۱۳۷۰)
- نقش عشق (۱۳۶۹)
- زمان ازدسترفته (۱۳۶۸)
- گل سرخ (۱۳۶۸)
- روز باشکوه (۱۳۶۷)
- گل (۱۳۶۷)
- جهیزیهای برای رباب (۱۳۶۶)
- خارج از محدوده (۱۳۶۶)
- شکوه زندگی (۱۳۶۶)
- مسافران مهتاب (۱۳۶۶)
- حریم مهرورزی (۱۳۶۵)
- دزد و نویسنده (۱۳۶۵)
- هشت و نیم شب (۱۳۶۵)
- اتوبوس (۱۳۶۴)
- تنوره دیو (۱۳۶۴)
- زیر باران (۱۳۶۳)
- مشت (۱۳۶۳)
- هیولای درون (۱۳۶۲)
- چوپانان کویر (۱۳۵۹)
- سایههای بلند باد (۱۳۵۷)
- شازده احتجاب (۱۳۵۳)
- علی کنکوری (۱۳۵۲)
- بیتا (۱۳۵۱)
- رضا هفتخط (۱۳۵۱)
- ساعت فاجعه (۱۳۵۱)
- مرد اجارهای (۱۳۵۱)
- سهقاپ (۱۳۵۰)
- رهایی[۴] (۱۳۵۰)
- آرامش در حضور دیگران (۱۳۴۹)
- سکه شانس[۴] (۱۳۴۹)
- بهرام شیردل (۱۳۴۷)
- پروفسور نخاله (۱۳۴۵)
- آقا موچول (۱۳۴۵)
- خشت و آینه (۱۳۴۴)
- شانس بزرگ (۱۳۴۴)
- ترانههای روستائی (۱۳۴۳)
- چهار تا شیطون (۱۳۴۳)
- دختر ولگرد (۱۳۴۳)
- عروس فرنگی (۱۳۴۳)
- جدال به خاطر عشق (۱۳۴۲)
- مسافری از بهشت (۱۳۴۲)
- بچهننه (۱۳۳۹)
مجموعه تلویزیونی
| سال |
نام |
سمت |
کارگردان |
توضیحات |
| ۱۳۸۱ |
مهمانپذیر طوبی |
بازیگر |
منوچهر پوراحمد |
در نوروز ۱۳۸۳ از شبکه ۱ پخش شد. |
| ۱۳۸۱ |
توپ گرد[۸] |
بازیگر |
بهروز بقایی |
برنامه کودک و نوجوان شبکه ۱ |
| ۱۳۷۷–۱۳۸۱ |
تفنگ سرپر |
بازیگر |
امرالله احمدجو |
|
| ۱۳۸۰ |
ماجرای سرابی |
بازیگر |
اسماعیل میهندوست |
|
| ۱۳۸۰ |
زیر آسمان شهر – سری دوم |
بازیگر مهمان |
مهران غفوریان |
شبکه ۳ |
| ۱۳۷۹ |
معجزه ازدواج |
بازیگر |
علیرضا خمسه |
شبکه ۲ |
| ۱۳۷۸ |
کوی دامون |
بازیگر |
عباس رنجبر |
شبکه ۱ |
| ۱۳۷۸ |
پرتوهای نور |
بازیگر |
سیدمحسن یوسفی |
|
| ۱۳۷۷ |
تلهفیلم «مهر و آذر»[۹] |
بازیگر |
جواد کراچی |
|
| ۱۳۷۶–۱۳۷۷ |
فردا دیر است |
بازیگر مهمان |
حسن فتحی |
شبکه ۳ |
| ۱۳۷۵ |
گلستان |
بازیگر |
محمدتقی رنجبر |
شبکه ۱ |
| ۱۳۷۵ |
ماجراهای خانه شماره ۱۳ |
بازیگر |
اسماعیل میهندوست |
در برنامه «سیمای خانواده» از شبکه ۱ پخش میشد. |
| ۱۳۷۵ |
فروشگاه |
بازیگر |
احمد بهبهانی |
شبکه ۳ |
| ۱۳۷۵ |
دنیای شیرین |
بازیگر |
بهروز بقایی |
از برنامه کودک و نوجوان شبکه ۱ پخش میشد. |
| ۱۳۷۵ |
مدرسه مادربزرگها |
بازیگر |
غلامرضا رمضانی |
شبکه تهران |
| ۱۳۷۴–۱۳۷۵ |
وکلای جوان |
بازیگر مهمان |
بهرام کاظمی |
|
| ۱۳۷۴ |
بیبییون |
بازیگر |
حسین پناهی |
شبکه ۱ |
| ۱۳۷۴ |
علیآقا ۱۲۱ |
بازیگر مهمان |
محمد صالحعلا |
شبکه ۲ |
| ۱۳۷۴ |
زائر غریب |
بازیگر |
اکبر صادقی |
نویسنده: «بهمن زرینپور» |
| ۱۳۷۴ |
«قصه شب سیما» |
بازیگر |
مسعود فروتن |
بازی در اپیزود «تعقیب» – شبکه ۱ |
| ۱۳۷۳ |
دوستان خوب |
بازیگر |
فریدون حسنپور |
برنامه کودک و نوجوان شبکه ۲ |
| ۱۳۷۳ |
اشتباه در اشتباه |
بازیگر |
جواد انصافی |
|
| ۱۳۷۳ |
شال و انگشتر |
بازیگر |
عبدالرضا اکبری |
از برنامه «سیمای خانواده» شبکه ۱ پخش میشد. |
| ۱۳۷۳ |
عاطفه |
بازیگر |
حسن فتحی |
کارگردان تلویزیونی: «محمود رضایی» |
| ۱۳۷۲ |
سنگ و شیشه |
بازیگر |
جمشید حیدری |
شبکه ۲ |
| ۱۳۷۲ |
ضربالمثلها[۱۰] |
بازیگر |
شاپور قریب |
برنامه کودک و نوجوان شبکه ۲ |
| ۱۳۷۲ |
تلهتئاتر «ملکههای فرانسه» |
بازیگر |
حسن فتحی |
کارگردان تلویزیونی: «سیمین دولو» – شبکه ۲ |
| ۱۳۷۱ |
دردسر |
بازیگر |
مجید ماهیچی |
شبکه ۲ |
| ۱۳۷۰ |
تلهتئاتر «مدالی برای ویلی» |
بازیگر |
جاوید مهتدی |
شبکه ۲
کارگردان تلویزیونی: «شیرین جاهد»
نویسنده: «ویلیام برَنچ» |
| ۱۳۷۰ |
مش خیرالله صندوقچه اسرار |
بازیگر |
داریوش مؤدبیان
حسین فردرو |
بازی در اپیزود «شتر و پنبه دانه» |
| ۱۳۷۰ |
روزهای برفی |
بازیگر |
مجید جوانمرد |
در برنامه کودک و نوجوان شبکه ۲ پخش میشد. |
| ۱۳۷۰ |
قصههای زندگی |
بازیگر |
رضا کرمرضایی |
|
| ۱۳۷۰ |
ماجرا[۱۱] |
بازیگر |
سیاوش دولتسرایی |
|
| ۱۳۷۰ |
گل پامچال |
بازیگر |
محمدعلی طالبی |
شبکه ۱ |
| ۱۳۶۹–۱۳۷۰ |
مسافران دره انار |
بازیگر |
یدالله نوعصری |
در ۶ قسمت ۵۰ دقیقهای از شبکه ۲ پخش شد. |
| ۱۳۶۹ |
عطر گل یاس |
بازیگر |
بهمن زرینپور |
از شبکه ۱ پخش شد |
| ۱۳۶۹ |
آرایشگاه زیبا |
بازیگر |
مرضیه برومند |
شبکه ۲ |
| ۱۳۶۷–۱۳۶۹ |
رعنا |
بازیگر |
داوود میرباقری |
شبکه ۱ |
| ۱۳۶۸ |
راز |
بازیگر |
قاسم سیف |
شبکه ۱ |
| ۱۳۶۸ |
ایستادن در باد |
بازیگر |
سیاوش دولتسرایی |
شبکه ۲ |
| ۱۳۶۸ |
تلهفیلم «یاقوت آبی»[۱۲] |
بازیگر |
بهمن زرینپور |
به سفارش کمیتهٔ انقلاب اسلامی |
| ۱۳۶۷ |
بوی خوش آشنایی[۱۳] |
بازیگر |
سعید شریفیان |
کاری از گروه شاهد شبکهٔ ۱ |
| ۱۳۶۷ |
زندگی و جنگ[۱۴] |
بازیگر |
احمد نجیبزاده |
نویسنده: «احمد بهبهانی» |
| ۱۳۶۶ |
تلهتئاتر «عزیز گلاب خانم» |
بازیگر |
رسول نجفیان |
کارگردان تلویزیونی: «شیرین جاهد» |
| ۱۳۶۳–۱۳۶۶ |
کوچک جنگلی |
بازیگر |
بهروز افخمی |
|
| ۱۳۶۵ |
تلهتئاتر «کابوس خسرو پرویز» |
بازیگر |
هوشنگ توکلی |
شبکه ۱ |
| ۱۳۶۳ |
تلهفیلم «مادر» |
بازیگر |
فتحعلی اویسی |
شبکه ۱ / نویسنده: نادر ابراهیمی |
| ۱۳۶۲ |
تلهفیلم «بادیههای شیر» |
بازیگر |
محمد آفریده |
شبکه ۲ |
| ۱۳۵۷ |
عشق پیری |
بازیگر |
جلال احساس |
کارگردان تلویزیونی: «فرانک دولتشاهی» |
| ۱۳۵۶ |
طلاق |
بازیگر |
مسعود اسداللهی |
|
| ۱۳۵۴ |
آتش بدون دود |
بازیگر |
نادر ابراهیمی |
|
| ۱۳۵۳ |
سمک عیار |
بازیگر |
محمدرضا اصلانی |
|
| ۱۳۵۲ |
تلهتئاتر «گلدان» |
بازیگر |
پرویز ظهوری |
نویسنده: «بهمن فرسی» |
| ۱۳۵۰ |
حرف تو حرف[۴] |
بازیگر |
حسن خیاطباشی |
|
| ۱۳۴۸ |
پهلوانان |
بازیگر |
سیروس افهمی |
کارگردان تلویزیونی: «شاهرخ ذوالریاستین»
این سریال در میان مردم با نام شخصیت اصلی سریال،
یعنی «پهلوان نایب» شناخته میشد. |
درباره زندگی شخصی مهری مهرنیا
درباره زندگی شخصی مهری مهرنیا، متاسفانه باید گفت که فصل پایانی زندگی او با تلخی و گلایه همراه بود. زنی که سالها مادر مهربان سینمای ایران بود، در سالهای پیری در انزوا فرو رفت. او سالهای آخر عمرش را در آسایشگاه سالمندان کهریزک گذراند. این موضوع بارها سوژه گزارشهای خبری و مستندها شد و دل بسیاری از دوستداران سینما را به درد آورد.
مهری مهرنیا در مصاحبههایش در کهریزک، با صراحتی که همیشه داشت، از بیوفایی دنیا و همکارانش گلایه میکرد. او میگفت: “هیچکس سراغی از من نمیگیرد، انگار نه انگار که من روزی بازیگر این مملکت بودم.” این تنهایی خودخواسته یا ناخواسته، سایهای سنگین بر زندگی شخصی او انداخت. او معتقد بود که تا وقتی توان داری و جلوی دوربین هستی، همه دوستت دارند، اما وقتی پیر و ناتوان شدی، فراموش میشوی.
با وجود این تلخیها، او روحیهای قوی داشت. حتی در آسایشگاه هم وقتی دوربین را میدید، چشمانش برق میزد و با همان جذبه همیشگی صحبت میکرد. او هیچگاه از بازیگر شدن پشیمان نبود، اما از عاقبت هنرمندان در ایران دلگیر بود. زندگی شخصی او درسی بزرگ برای جامعه هنری بود تا قدر پیشکسوتان را تا زمانی که زندهاند بدانند. مهری مهرنیا در تنهایی و دور از هیاهوی شهرتی که روزی داشت، زندگی را بدرود گفت، اما نامش به عنوان زنی که تا آخرین نفس هنرمند باقی ماند، در یادها حک شد.
سیمرغ بلورین و افتخارات هنری
یکی از درخشانترین بخشهای بیوگرافی مهری مهرنیا، کسب جوایز معتبر و همکاری با بزرگان سینماست. او برخلاف بسیاری از بازیگران نسل قدیم که بازیهایشان نادیده گرفته شد، توانست قدردانی منتقدان و جشنوارهها را به دست آورد. اوج افتخار هنری او، دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن از چهارمین جشنواره فیلم فجر در سال ۱۳۶۴ برای بازی در فیلم “تنوره دیو” به کارگردانی کیانوش عیاری بود.
دریافت سیمرغ در سنین بالا، نشاندهنده قدرت بازیگری او بود. در “تنوره دیو”، او نقش زنی روستایی و رنجکشیده را با چنان مهارتی ایفا کرد که داوران جشنواره چارهای جز تحسین او نداشتند. علاوه بر این، او نامزد دریافت سیمرغ بلورین برای فیلم “اتوبوس” (۱۳۶۴) نیز شده بود که نشان از سالی پربار برای او داشت.
مهری مهرنیا در فیلمهای شاخصی چون “شازده احتجاب” (بهمن فرمانآرا)، “تنگسیر” (امیر نادری) و “دستفروش” (محسن مخملباف) نقشآفرینی کرد. در فیلم “خشت و آینه”، بازی او کلاس درسی برای بازیگری ناتورالیستی است. او ثابت کرد که بازیگر نقش مکمل میتواند حتی از نقش اصلی تاثیرگذارتر باشد. افتخارات او تنها به جوایز محدود نمیشود؛ بزرگترین افتخار او، حضور در حافظه تصویری مردمی است که هنوز هم او را با نقشهای ماندگارش به یاد میآورند.
جمعبندی
در این مقاله تلاش کردیم تا تصویری واقعی و به دور از کلیشه از بیوگرافی مهری مهرنیا، بانوی پیشکسوت سینمای ایران ارائه دهیم. از سن مهری مهرنیا که نزدیک به یک قرن تجربه را در بر میگرفت سخن گفتیم و دیدیم که چگونه از دوران قاجار تا دهه هشتاد شمسی زندگی کرد. درباره قد مهری مهرنیا و اینکه چگونه با جثهای کوچک، بازیهایی بزرگ ارائه داد صحبت کردیم. ماجرای غمانگیز زندگی در آسایشگاه و وضعیت همسر مهری مهرنیا و خانوادهاش را بررسی کردیم.
به ریشههای او در محل تولد مهری مهرنیا (سوادکوه) پرداختیم و دیدیم که اصالت شمالی چگونه در هنرش نمود داشت. تحصیلات مهری مهرنیا را در مکتب تجربه واکاوی کردیم و سال شروع بازیگری مهری مهرنیا در سال ۱۳۲۷ را یادآوری کردیم. درباره زندگی شخصی مهری مهرنیا و گلایههایش از فراموشی نوشتیم و در نهایت افتخارات او از جمله سیمرغ بلورین را مرور کردیم. مهری مهرنیا نامی است که با تاریخ سینمای ایران گره خورده و هرگز فراموش نخواهد شد.