مهشید افشارزاده، بازیگر و کارگردان سرشناس سینمای ایران، متولد ۱۳۴۴ در آبادان است که فعالیت حرفهای خود را از سال ۱۳۶۵ با درخشش در فیلم ماندگار «بایسیکلران» آغاز کرد و به یکی از ستارههای اصلی سینمای دهههای ۶۰ و ۷۰ تبدیل شد. او که دارای تحصیلات آکادمیک هنری است، پس از سالها تجربه در عرصه بازیگری، با ساخت فیلم «پنج ستاره» در سال ۱۳۹۲، توانایی خود را در مقام کارگردان نیز به اثبات رساند. این هنرمند گزیدهکار که زندگی شخصی آرام و به دور از حاشیهای در کنار همسرش حسن کاربخش دارد، نمادی از گذار موفقیتآمیز از دنیای بازیگری به فیلمسازی محسوب میشود.
بیوگرافی مهشید افشارزاده؛ ستاره چشمروشن دهه ۷۰ و کارگردان امروز
مهشید افشارزاده نامی است که برای مخاطبان جدی سینمای ایران، بهویژه کسانی که سینمای دهههای ۶۰ و ۷۰ را دنبال میکردند، یادآور چهرهای معصوم، باوقار و البته ستارهای درخشان است. او از جمله بازیگرانی بود که در دورانی که سینمای ایران محدودیتهای خاص خود را در پردازش شخصیتهای زن داشت، توانست به یکی از ارکان اصلی گیشه تبدیل شود. اما داستان زندگی او تنها به بازیگری ختم نمیشود؛ افشارزاده مسیری طولانی را از بازیگری تا کارگردانی طی کرده است. در این مقاله قصد داریم ذرهبین را روی زندگی این هنرمند بگذاریم و ابعاد مختلف زندگی حرفهای و شخصی او را بررسی کنیم.
سن مهشید افشارزاده
مهشید افشارزاده متولد سال ۱۳۴۴ خورشیدی است. اگر بخواهیم دقیقتر به تقویم نگاه کنیم، او اکنون در دهه ششم زندگی خود به سر میبرد. اما سن برای هنرمندی که سالهاست در خاطرات بصری یک ملت ثبت شده، تنها یک عدد است. متولدین سال ۱۳۴۴ نسلی هستند که نوجوانی خود را با انقلاب و جوانی خود را با جنگ سپری کردند. این تجربه زیسته خاص، عمق عجیبی به نگاه و بازی بازیگران این نسل بخشیده است. مهشید افشارزاده نیز از این قاعده مستثنی نیست.
وقتی به سن مهشید افشارزاده نگاه میکنیم و آن را با کارنامهاش تطبیق میدهیم، متوجه میشویم که او خیلی زود و در اوج جوانی وارد عرصه حرفهای شد. او در اوایل دهه بیست سالگیاش جلوی دوربین رفت و این یعنی او فرصت این را داشت که آزمون و خطاهای خود را در سنین پایین انجام دهد و خیلی زود به پختگی برسد. نکته جالب درباره سن او و چهرهاش این است که افشارزاده همواره چهرهای جوانتر از سن واقعی خود داشته است. حتی در سالهای اخیر که کمتر جلوی دوربین ظاهر میشود و بیشتر به پشت صحنه و کارگردانی روی آورده، همچنان همان طراوت و انرژی سالهای جوانی در کلام و برخوردش دیده میشود.
گذر عمر برای بازیگران زن در سینمای جهان و بخصوص ایران، چالشهای خاص خود را دارد. معمولاً با بالا رفتن سن، پیشنهادهای نقش اول کاهش مییابد و فیلمنامهها کمتر به دغدغههای زنان میانسال میپردازند. مهشید افشارزاده با درک هوشمندانه از این موضوع و شرایط سنی خود، در مقطعی تصمیم گرفت به جای اصرار بر ماندن در مقابل دوربین به هر قیمتی، دانش خود را ارتقا دهد و وارد عرصه کارگردانی شود. این تصمیم نشاندهنده بلوغ فکری هنرمندی است که میداند چگونه با افزایش سن، جایگاه هنری خود را حفظ کند و حتی ارتقا دهد. او ثابت کرد که خلاقیت و هنر تاریخ انقضا ندارد و عدد سن نمیتواند مانعی برای خلق آثار هنری باشد.
قد مهشید افشارزاده
در بیوگرافیهای سینمایی، ویژگیهای فیزیکی بازیگران همواره مورد توجه مخاطبان بوده است. اگرچه عدد دقیقی از قد مهشید افشارزاده در منابع رسمی و دانشنامهای ذکر نشده است، اما با مرور فیلمهای او و قرار گرفتن در کنار سایر بازیگران مرد و زن همدوره خود، میتوان گفت که او دارای قدی متوسط و متناسب با استانداردهای بانوان ایرانی است. اما آنچه در مورد او اهمیت دارد، فراتر از سانتیمترهاست؛ مسئله “حضور” (Presence) و کاریزمای تصویری اوست.
در دهه ۶۰ و ۷۰ سینمای ایران، معیارهای انتخاب بازیگر با امروز تفاوتهای بنیادینی داشت. در آن دوران، عملهای زیبایی رواج نداشت و چهرهها و اندامها کاملاً طبیعی بودند. مهشید افشارزاده با چهرهای که مشخصه بارز آن چشمان روشن و نافذ بود، خیلی زود توانست توجه کارگردانان را جلب کند. فیزیک و استایل او به گونهای بود که هم میتوانست نقش زنان رنجکشیده و مظلوم طبقه پایین جامعه را ایفا کند و هم در نقش زنان مقتدر و شیکپوش طبقه مرفه ظاهر شود. این انعطافپذیری در ظاهر، یکی از برگهای برنده او بود.
در سینما، قد و قامت بازیگر ابزاری است برای بیان زبان بدن. افشارزاده به خوبی میدانست چگونه از فیزیک خود برای انتقال احساسات استفاده کند. او در صحنههایی که نیاز به نمایش استیصال بود، با نوعی خمیدگی در شانهها و نگاههای خیره، حس را منتقل میکرد و در نقشهای مقتدرتر، با قامتی برافراشته ظاهر میشد. بنابراین، بحث درباره ویژگیهای ظاهری او نباید به اعداد تقلیل یابد، بلکه باید دید که این ویژگیها چگونه در خدمت هنر بازیگری او قرار گرفتهاند. استایل پوشش او نیز در طول سالها همواره متین و کلاسیک بوده است، چه در زمانی که ستاره سینما بود و چه اکنون که در قامت کارگردان در محافل هنری ظاهر میشود.
همسر مهشید افشارزاده
زندگی خصوصی هنرمندان همواره کنجکاویبرانگیز است، اما مهشید افشارزاده از آن دسته هنرمندانی است که همیشه دیوار بلندی دور حریم شخصی خود کشیده است. طبق اطلاعات موجود در منابع معتبر و مصاحبههای قدیمی، همسر مهشید افشارزاده آقای حسن کاربخش راوری است. حسن کاربخش خود از اهالی سینماست و به عنوان تهیهکننده و سرمایهگذار فعالیتهایی داشته است. این ازدواج هنری باعث شد تا درک متقابلی از سختیهای کار سینما در زندگی مشترک آنها وجود داشته باشد.
ازدواج با همکار در سینمای ایران اتفاقی رایج است، اما پایداری آن چالشبرانگیز. مهشید افشارزاده همواره سعی کرده زندگی خانوادگیاش را از حواشی زرد رسانهای دور نگه دارد. او به ندرت در مصاحبههایش درباره جزئیات زندگی زناشویی، اختلافات احتمالی یا خوشیهای خصوصی صحبت کرده است. این رازداری و وقار باعث شده تا نام او هرگز با تیترهای جنجالی و زرد گره نخورد. ثمره این زندگی مشترک نیز فرزند یا فرزندانی است که آنها هم دور از جنجال رسانهها بزرگ شدهاند (اطلاعات دقیقی از تعداد و نام فرزندان به دلیل حفظ حریم شخصی منتشر نشده است).
وجود همسری که خود از بدنه سینماست و دغدغههای تولید و اکران را میشناسد، احتمالاً یکی از دلایل موفقیت افشارزاده در گذار از بازیگری به کارگردانی بوده است. حمایت عاطفی و شاید حرفهای همسر در پروژههایی که افشارزاده کارگردانی کرده، نقشی غیرقابل انکار دارد. در فرهنگی که خانواده رکن اصلی جامعه است، پایداری زندگی مشترک یک ستاره زن سینما، نشان از مدیریت قوی او در تعادل بخشیدن بین کار سنگین سینمایی و وظایف خانوادگی دارد. او نمونهای از یک زن موفق ایرانی است که توانسته است شهرت و خانواده را در کنار هم حفظ کند.
محل تولد مهشید افشارزاده
مهشید افشارزاده فرزند جنوب ایران است. او در شهر آبادان دیده به جهان گشود. آبادان، شهری که به پاریس کوچولو معروف بود و مهد فرهنگ، سینما و نفت در ایران محسوب میشد. تولد در آبادان، برای هر هنرمندی یک موهبت محسوب میشود، چرا که این شهر پیش از جنگ تحمیلی، یکی از مدرنترین شهرهای ایران بود و سینماها و باشگاههای فرهنگی آن فضایی را ایجاد میکردند که هنر در خون ساکنینش جریان یابد. بسیاری از بزرگترین سینماگران ایران ریشه در خاک جنوب دارند و افشارزاده نیز از این میراث بهرهمند است.
محل تولد مهشید افشارزاده و بزرگ شدن در فضای گرم و صمیمی جنوب، تاثیرات خود را بر شخصیت هنری او گذاشت. خونگرمی، صراحت و جسارت که از ویژگیهای بارز جنوبیهاست، در بازیهای او نیز نمود داشت. اما سرنوشت این شهر با جنگ گره خورد. مهشید افشارزاده نوجوانیاش مصادف شد با آغاز جنگ تحمیلی و محاصره آبادان. تجربه جنگ و احتمالاً مهاجرت اجباری (مانند بسیاری از جنگزدگان آن دوران) تجربهای تلخ اما سازنده برای او بود. این تجربیات زیسته، به او عمقی بخشید که بعدها در ایفای نقشهای دراماتیک به کمکش آمد.
مهاجرت به تهران و ورود به دنیای شلوغ پایتخت، فصل جدیدی در زندگی دختر آبادانی بود. او با خود کولهباری از خاطرات جنوب و استعداد ذاتی را به تهران آورد. با اینکه سالهاست در تهران زندگی میکند و فعالیت دارد، اما اصالت جنوبی همواره بخشی از هویت او باقی مانده است. این ریشه داشتن در خاک هنرپرور خوزستان، باعث شده تا او همواره با نوعی افتخار از زادگاهش یاد کند. تاثیر جغرافیا بر هنر انکارناپذیر است و آبادان، شهری که سینما رکس و سینما تاج را داشت، ناخودآگاه فرزندانش را شیفته پرده نقرهای میکرد.
تحصیلات مهشید افشارزاده
یکی از ویژگیهای متمایز مهشید افشارزاده نسبت به بسیاری از همنسلانش که صرفاً به صورت تجربی وارد سینما شدند، توجه او به تحصیلات آکادمیک است. او دارای مدرک لیسانس هنر و طراحی از دانشگاه خزر جمهوری آذربایجان است. این تحصیلات در رشتهای مرتبط با زیباییشناسی و هنر، دید بصری او را تقویت کرد. اما عطش او برای یادگیری به همینجا ختم نشد.
علاقه او به سینما باعث شد تا تنها به تجربه بازیگری بسنده نکند. او میدانست که برای ماندگاری در این عرصه و شاید روزی نشستن بر صندلی کارگردانی، نیاز به دانش فنی دارد. تحصیل در خارج از کشور و آشنایی با متدهای آموزشی متفاوت، افق دید او را گسترش داد. تحصیلات مهشید افشارزاده به او کمک کرد تا سینما را نه فقط به عنوان یک بازیگر، بلکه به عنوان یک طراح و خالق ببیند. درک ترکیببندی، رنگ و نور که در رشته طراحی آموخته بود، بعدها در کارگردانی فیلمش بسیار به کار آمد.
بسیاری از بازیگران پس از رسیدن به شهرت، نیازی به ادامه تحصیل احساس نمیکنند، اما افشارزاده مسیر متفاوتی را طی کرد. او همواره بر این باور بوده که سینما علمی است که باید آموخته شود. ترکیب تجربه عملی او در پروژههای بزرگ سینمایی با دانش تئوریک و آکادمیک، از او هنرمندی ساخت که بر ابعاد مختلف تولید یک اثر هنری مسلط است. این پیشزمینه تحصیلی باعث شد تا وقتی اولین فیلم بلند خود را ساخت، با اثری شلخته روبرو نباشیم، بلکه فیلمی با ساختار بصری درست و استاندارد را شاهد باشیم.
سال شروع بازیگری مهشید افشارزاده
نقطه آغازین فعالیت حرفهای مهشید افشارزاده بسیار درخشان و طوفانی بود. او در سال ۱۳۶۵ با بازی در فیلم ماندگار و تحسینشده “بایسیکلران” به کارگردانی محسن مخملباف، رسماً وارد سینمای ایران شد. شروع کار با کارگردانی صاحبنام مانند مخملباف، شانسی است که نصیب کمتر بازیگری در ابتدای راه میشود. فیلم “بایسیکلران” یکی از آثار مهم تاریخ سینمای ایران است که جوایز بینالمللی متعددی کسب کرد و دیده شدن این فیلم، سکوی پرتابی برای افشارزاده بود.
ورود او به سینما در اواسط دهه ۶۰ اتفاق افتاد؛ دورانی که سینمای ایران در حال پوستاندازی بود و به سمت معناگرایی و سینمای اجتماعی حرکت میکرد. سال شروع بازیگری مهشید افشارزاده سرآغاز یک دوره پرکاری برای او بود. پس از بایسیکلران، سیل پیشنهادات به سوی او سرازیر شد. در سال ۱۳۶۶ در فیلم “دوران سربی” بازی کرد و سپس در فیلمهای متعددی چون “افسون”، “دخترم سحر” و “بچههای طلاق” ظاهر شد. دهه ۷۰ اوج دوران ستاره بودن او بود.
این شروع قدرتمند باعث شد تا او خیلی زودتر از همنسلانش مسیر شهرت را طی کند. در آن سالها که تعداد بازیگران زن محدود بود و ممیزیها سختگیرانه، افشارزاده توانست با انتخابهای نسبتاً درست و بازیهای روان، جای پای خود را محکم کند. او از همان ابتدا نشان داد که بازیگری نیست که فقط برای پر کردن قاب تصویر آمده باشد، بلکه آمده تا نقشی موثر در پیشبرد درام داشته باشد. همکاری با کارگردانان مختلف در سالهای ابتدایی، کلاس درس بزرگی برای او بود که تجربیات آن سالها، پایه و اساس دوران حرفهای او را شکل داد.
فیلم ها ، سریال ها و آثار مهشید افشارزاده
کارگردان
کوتاه
- آغاز دوم (۱۳۸۰)
- موریانه (۱۳۷۸)
- تحقیقات محلی (۱۳۸۷)
بلند
بازیگر
تلویزیون
- قهر و آشتی (۱۳۹۳)
- ملکوت (۱۳۸۹)
- شب هزار و یکم (۱۳۸۷)
- روزگار قریب (۱۳۸۶)
- شب چراغ (۱۳۸۱)
- همسفر (۱۳۷۸)
- بومرنگ (۱۳۷۶)
- برگ و باد (۱۳۷۶)
- توفان شن (۱۳۷۵)
- آن سفر کرده (۱۳۷۴)
- ارثیه باد (۱۳۷۲)
- ایستادن در باد (۱۳۶۸)
- آئینه (فصل سوم) (۱۳۶۶)
سینما
- ارثیه فامیلی (۱۳۹۹)[۲]
- خواب یک ستاره (۱۳۹۰)
- سپید و سیاه (۱۳۸۸)
- عیار ۱۴ (۱۳۸۷)
- کمال عدل (۱۳۸۰)
- آقای رئیسجمهور (۱۳۷۹)
- آی پارا (۱۳۷۷)
- خطها و سایهها (۱۳۷۷)
- علفهای هرز (۱۳۷۷)
- توفان شن (۱۳۷۵)
|
- روز دیدار (۱۳۷۴)
- انتهای قدرت (۱۳۷۳)
- شریک زندگی (۱۳۷۳)
- بلوف (۱۳۷۲)
- شاهین طلایی (۱۳۷۲)
- یاران (۱۳۷۲)
- مردی در آینه (۱۳۷۱)
- مستأجر (۱۳۷۱)
|
- شقایق (۱۳۷۰)
- افسانه آه (۱۳۶۹)
- آخرین پرواز (۱۳۶۸)
- بچههای طلاق (۱۳۶۸)
- دخترم سحر (۱۳۶۸)
- افسون (۱۳۶۷)
- دوران سربی (۱۳۶۷)
- بایسیکلران (۱۳۶۶)
|
درباره زندگی شخصی مهشید افشارزاده
مهشید افشارزاده در زندگی شخصی، فردی آرام، کتابخوان و به دور از هیاهو توصیف میشود. برخلاف بسیاری از سلبریتیها که زندگیشان خوراک شبکههای اجتماعی است، او ترجیح میدهد در سایه زندگی کند و با کارهایش قضاوت شود. او علاقه زیادی به ورزش و حفظ سلامتی دارد که این موضوع در ظاهر جوان و شاداب او نیز مشهود است. گفته میشود او زمان زیادی را صرف مطالعه رمان و فیلمنامهها میکند و فیلم دیدن جزو برنامه روزانه اوست.
درباره زندگی شخصی مهشید افشارزاده نکته جالب توجه، استقلال شخصیتی اوست. او هیچگاه خود را وابسته به باندهای سینمایی نکرد و سعی کرد روی پای خود بایستد. دوستان نزدیکش او را فردی مهربان، دلسوز و بسیار رک توصیف میکنند. او از غیبت و حواشی پشت صحنه بیزار است و همین اخلاق حرفهای باعث شده تا احترام زیادی نزد همکارانش داشته باشد. او همچنین دغدغههای اجتماعی دارد و نسبت به مسائل زنان و کودکان حساس است، هرچند که این دغدغهها را کمتر رسانهای میکند و بیشتر در قالب فعالیتهای خیرخواهانه خاموش انجام میدهد.
تمرکز او بر روی رشد شخصی و حرفهای باعث شده تا در طول این سالها، کمتر در مهمانیهای پر زرق و برق سینمایی دیده شود. او معتقد است که هنرمند باید فرصتی برای خلوت و بازسازی روحی خود داشته باشد تا بتواند در نقشهایش خلاقیت به خرج دهد. سفر کردن و آشنایی با فرهنگهای مختلف نیز از علایق اوست که به گفته خودش، دید او را نسبت به انسانها و دنیا بازتر کرده است. این سبک زندگی سالم و بیحاشیه، راز ماندگاری و سلامت روان او در محیط پر استرس سینماست.
ورود به عرصه کارگردانی و ساخت فیلم “پنج ستاره”
یکی از مهمترین فصول زندگی هنری مهشید افشارزاده، چرخش او از جلوی دوربین به پشت دوربین بود. پس از سالها تجربه اندوختن در بازیگری، او تصمیم گرفت شانس خود را در کارگردانی امتحان کند. نتیجه این تصمیم، ساخت فیلم سینمایی “پنج ستاره” در سال ۱۳۹۲ بود. این فیلم یک درام اجتماعی با رگههای طنز بود که بازیگران مطرحی همچون شهاب حسینی، سحر قریشی و بهنوش بختیاری در آن ایفای نقش کردند.
ساخت “پنج ستاره” نشان داد که افشارزاده سلیقه مخاطب عام را به خوبی میشناسد. این فیلم برخلاف بسیاری از فیلمهای اول کارگردانان که فضایی تجربی و هنری دارند، یک فیلم قصهگو و خوشساخت برای بدنه سینما بود. او توانست داستانی ساده را با روایتی روان به تصویر بکشد. موفقیت نسبی این فیلم در گیشه و استقبال مخاطبان، اعتماد به نفس او را در این عرصه جدید افزایش داد.
کارگردانی برای یک بازیگر زن در سینمای ایران کار آسانی نیست. مدیریت یک گروه بزرگ، سر و کله زدن با مشکلات تولید و راضی کردن تهیهکننده، چالشهایی است که افشارزاده با تکیه بر سالها تجربه حضور در صحنههای فیلمبرداری از پس آنها برآمد. او در مصاحبههایش گفته است که کارگردانی به او اجازه میدهد تا جهانبینی خود را به تصویر بکشد، کاری که در بازیگری همیشه محدود به نقش و خواسته کارگردان دیگر بود. فیلم “پنج ستاره” اثبات کرد که او پتانسیل بالایی در فیلمسازی دارد و میتواند در این مسیر نیز موفق باشد.
چرا مهشید افشارزاده در سالهای اخیر کمکار شده است؟
سوالی که ذهن بسیاری از طرفداران قدیمی او را مشغول کرده، علت کمکاری مهشید افشارزاده در دهه اخیر است. این کمکاری دلایل متعددی دارد که ریشه در تغییرات سینمای ایران و البته انتخابهای شخصی خود او دارد. با تغییر نسل فیلمسازان و ورود چهرههای جدید، سلیقه سینمایی تغییر کرد و پیشنهادهایی که به بازیگران نسل او میشد، بعضاً در شان و جایگاه سابقه آنها نبود.
افشارزاده بارها در گفتگوهایش اشاره کرده که حاضر نیست به هر قیمتی جلوی دوربین برود. او ترجیح میدهد اگر قرار است بازی کند، در نقشی باشد که چالشبرانگیز و تاثیرگذار باشد، نه نقشهای کلیشهای و تکراری. ضعف فیلمنامهها در پردازش شخصیتهای زن میانسال، معضلی است که بسیاری از بازیگران همنسل او با آن دست و پنجه نرم میکنند. علاوه بر این، تمرکز او بر روی کارگردانی و نوشتن فیلمنامه نیز باعث شد تا وقت کمتری برای بازیگری داشته باشد.
همچنین، تغییر فضای پشت صحنه سینما و روابط حاکم بر انتخاب بازیگران، باعث دلزدگی برخی از پیشکسوتان شده است. مهشید افشارزاده که همواره بر اصول اخلاقی و حرفهای پایبند بوده، تمایلی به ورود به این بازیهای حاشیهای برای گرفتن نقش ندارد. او گزیدهکاری را به پرکاری بیهوده ترجیح داده است. این “غیبت خودخواسته”، نه به معنای فراموشی، بلکه به معنای احترام به خود و مخاطب است تا تنها با اثری ارزشمند بازگردد.
جمعبندی
در این مقاله سعی کردیم نگاهی جامع به زندگی هنری و شخصی مهشید افشارزاده داشته باشیم. از بررسی سن مهشید افشارزاده و شروع فعالیتش در نوجوانی گرفته تا محل تولد مهشید افشارزاده در آبادان که خاستگاه هنر او بود. دیدیم که چگونه او با تحصیلات مهشید افشارزاده در رشته هنر، پشتوانهای علمی برای کارش ساخت و سال شروع بازیگری مهشید افشارزاده با فیلم مهمی چون بایسیکلران رقم خورد. اگرچه اطلاعاتی مثل قد مهشید افشارزاده جزئیات ظاهری هستند، اما همسر مهشید افشارزاده و ثبات زندگی شخصیاش نشان از شخصیت محکم او دارد. در نهایت، درباره زندگی شخصی مهشید افشارزاده دانستیم که او هنرمندی گزیدهکار و بیحاشیه است که با ساخت فیلم “پنج ستاره” فصل جدیدی را در کارنامهاش گشود. امیدواریم این ستاره دهه ۷۰ را باز هم در اوج ببینیم.