بیوگرافی غلام‌علی پورعطایی

بیوگرافی غلام‌علی پورعطایی

موسیقی نواحی و مقامی ایران، گنجینه‌ای بی‌بدیل از احساسات، تاریخ و فرهنگ مردمی است که سینه به سینه و نسل به نسل منتقل شده است. در این میان، خطه خراسان با اصالت و عرفان خاص خود، مهد پرورش هنرمندانی بوده که نامشان برای همیشه در تاریخ هنر این مرز و بوم جاودانه شده است. وقتی صحبت از موسیقی خراسان و ساز دوتار به میان می‌آید، نام استاد غلام‌علی پورعطایی همچون نگینی درخشان خودنمایی می‌کند. هنرمندی که با صدای اساطیری و پنجه‌های سحرآمیزش روی پرده‌های دوتار، نه تنها مردم ایران، بلکه جهانیان را مسحور هنر خود کرد. بسیاری از مردم او را با اجرای بی‌نظیر و جاودانه قطعه «نوایی نوایی» می‌شناسند، اما ابعاد هنری و شخصیتی این استاد بزرگ بسیار فراتر از یک قطعه موسیقی است.

غلام‌علی پورعطایی تنها یک خواننده و نوازنده نبود؛ او یک معلم، یک بازیگر سینما و یک پژوهشگر عملی در عرصه فرهنگ عامه بود که تمام عمر خود را وقف پاسداری از میراث کهن زادگاهش کرد. صدای او، صدای بادهایی بود که در دشت‌های خراسان می‌وزید و دوتار او، راوی قصه‌های پرغصه و شادی‌های عمیق مردمان کویر بود. در این مقاله قصد داریم به طور جامع و کامل به بررسی بیوگرافی این اسطوره موسیقی مقامی بپردازیم و زوایای مختلف زندگی شخصی، هنری و حرفه‌ای او را زیر ذره‌بین قرار دهیم. به عنوان یک نویسنده محتوا که سال‌هاست در زمینه زندگی‌نامه هنرمندان تحقیق می‌کنم، تلاش کرده‌ام تا در این مطلب، تصویری روشن، مستند و خواندنی از مسیر پرفراز و نشیب زندگی این هنرمند بزرگ به شما مخاطبان عزیز ارائه دهم. با ما همراه باشید تا برگ‌های دفتر زندگی یکی از ستون‌های اصلی موسیقی فولکلور ایران را با هم ورق بزنیم.

سن غلام‌علی پورعطایی

بررسی سن و سال و طول عمر هنرمندانی چون غلام‌علی پورعطایی، در واقع مرور یک تاریخ زنده از تحولات فرهنگی و هنری یک منطقه است. استاد پورعطایی در سال ۱۳۲۰ خورشیدی چشم به جهان گشود و پس از یک عمر تلاش خستگی‌ناپذیر در راه اعتلای هنر موسیقی مقامی، سرانجام در تاریخ ۱۲ مهرماه سال ۱۳۹۳ در سن ۷۳ سالگی دار فانی را وداع گفت. هفتاد و سه سال زندگی در دنیای پرالتهاب هنر، آن هم هنری که کمتر مورد حمایت‌های مادی و نهادی قرار می‌گیرد، نشان از عشقی بی‌پایان در وجود این مرد بزرگ داشت. سن او تنها یک عدد نبود، بلکه نمادی از پختگی و کمالی بود که قطره قطره و در گذر زمان به دست آمده بود.

اگر بخواهیم دوران زندگی او را بر اساس سن تفکیک کنیم، متوجه می‌شویم که او از همان دوران کودکی و نوجوانی با موسیقی محیط پیرامونش پیوندی عمیق برقرار کرد. در دهه‌های بیست و سی خورشیدی که او دوران نوجوانی خود را سپری می‌کرد، موسیقی مقامی خراسان در خالص‌ترین و بکرترین حالت خود قرار داشت. او در سنین جوانی، یعنی در دهه‌های بیست و سی زندگی‌اش، ضمن پرداختن به شغل معلمی، به طور جدی‌تری وارد عرصه اجرا و یادگیری عمیق‌تر مقام‌های دوتار شد. در این سنین، او توانست با تسلط بر تکنیک‌های پیچیده آوازی و سازی، نام خود را در منطقه خراسان بر سر زبان‌ها بیندازد. جوانی او مقارن بود با دوران طلایی جمع‌آوری و ثبت موسیقی‌های نواحی ایران که پورعطایی نقش مهمی در آن ایفا کرد.

رسیدن به سنین میانسالی برای استاد پورعطایی، آغاز دوران شکوفایی ملی و بین‌المللی او بود. او در دهه‌های چهل و پنجاه زندگی‌اش، با سفرهای متعدد به تهران و سایر شهرهای ایران و همچنین شرکت در جشنواره‌های معتبر خارجی، صدای دوتار خراسان را به گوش جهانیان رساند. پختگی صدای او در این سنین به اوج خود رسیده بود؛ صدایی که دیگر تنها یک حنجره جوان نبود، بلکه تجربه‌ها، دردها و عرفان نهفته در اشعار خراسانی را با تمام وجود منعکس می‌کرد. در نهایت، در سنین کهنسالی و عبور از هفتاد سالگی، او به عنوان یک پیر دِیر و یک مرجع بی‌بدیل در موسیقی نواحی شناخته می‌شد که حضورش در هر محفلی، اعتبار آن جمع به شمار می‌رفت. مرگ در ۷۳ سالگی، اگرچه برای دوستداران هنر ضایعه‌ای زودهنگام و تلخ بود، اما کارنامه پربار او در این هفت دهه، به اندازه چندین قرن برای فرهنگ ایران ارزش و اعتبار به همراه داشت.

قد غلام‌علی پورعطایی

در دنیای جستجوهای اینترنتی امروزی، بسیاری از کاربران به دنبال دانستن جزئیات فیزیکی سلبریتی‌ها و چهره‌های مشهور مانند قد و وزن هستند. اما وقتی در مورد مفاخر هنر سنتی و اساتید پیشکسوت موسیقی مقامی مانند استاد غلام‌علی پورعطایی صحبت می‌کنیم، ماجرا کاملاً متفاوت است. در هیچ منبع رسمی، مصاحبه یا دانشنامه‌ای، عدد دقیقی برای قد این هنرمند بزرگ ثبت نشده است. دلیل این امر بسیار روشن است؛ در فضای هنر اصیل و عرفانی خراسان، آنچه اهمیت دارد، بلندی طبع، قامت هنر و وسعت روح هنرمند است، نه اندازه‌های فیزیکی او. با این حال، با تکیه بر تصاویر و ویدیوهای به جا مانده از اجراهای متعدد ایشان، می‌توان تحلیلی دقیق از ویژگی‌های ظاهری و حضور فیزیکی او بر روی صحنه ارائه داد.

از نظر فیزیکی، استاد پورعطایی دارای اندامی متوسط و متناسب با مردان هم‌نسل و هم‌اقلیم خود بود. اما آنچه در ظاهر او به شدت جلب توجه می‌کرد و به او عظمتی خاص می‌بخشید، استایل پوششی و نحوه استقرار او در هنگام نواختن دوتار بود. او همواره با لباس‌های سنتی و اصیل خراسانی بر روی صحنه حاضر می‌شد. پیراهن و شلوار سفید و گشاد محلی، به همراه جلیقه و دستار (مِندیل) سفیدی که بر سر می‌بست، از او تصویری شبیه به عارفان و خنیاگران افسانه‌ای تاریخ می‌ساخت. این پوشش اصیل، نه تنها نشان‌دهنده احترام او به زادگاهش بود، بلکه به لحاظ بصری، قامت او را در نگاه مخاطب بسیار باصلابت‌تر و پرشکوه‌تر جلوه می‌داد. نشستن چهارزانوی او بر روی زمین و در آغوش گرفتن ساز دوتار، تصویری است که در ذهن تمام علاقه‌مندان به موسیقی حک شده است.

علاوه بر پوشش، باید به فیزیک بدنی مورد نیاز برای اجرای موسیقی مقامی نیز اشاره کرد. خواندن آوازهای خراسانی که نیازمند پرتاب صدای بسیار بالا، تحریرهای طولانی و نفس‌گیری‌های عمیق است، قدرت بدنی و حجم ریه قابل توجهی را می‌طلبد. همزمان با این آواز خسته‌کننده، پنجه‌کشی‌های سریع و قدرتمند روی سیم‌های دوتار برای ساعت‌های طولانی، نشان از توانمندی جسمانی بالای ایشان داشت. قامت هنری او زمانی در اوج خود دیده می‌شد که چشمانش را می‌بست و با تمام وجود غرق در مقام‌های عرفانی می‌شد. در آن لحظات، تماشاگر احساس می‌کرد که او از زمین کنده شده و به لحاظ معنوی، قامتی به بلندای تاریخ خراسان پیدا کرده است. بنابراین، اگرچه عدد قد او در جایی ثبت نشده، اما بزرگی و شکوه حضور او بر صحنه هنر ایران، غیرقابل انکار و همیشگی است.

همسر غلام‌علی پورعطایی

ورود به حریم خصوصی و زندگی خانوادگی اساتید هنر سنتی ایران، همواره با محدودیت اطلاعاتی روبرو است. استاد غلام‌علی پورعطایی نیز از این قاعده مستثنی نبود. در فرهنگ غنی و نجیب خراسان و شهرستان تربت جام، خانواده دارای قداست و حریم بسیار ویژه‌ای است. به همین دلیل، در رسانه‌ها و منابع خبری، اطلاعات دقیق و مستقیمی درباره نام همسر ایشان یا جزئیات زندگی مشترکشان منتشر نشده است. این موضوع نشان‌دهنده منش پهلوانی و حجب و حیای ذاتی این هنرمند است که ترجیح می‌داد هنر خود را در ویترین رسانه‌ها قرار دهد و خانواده‌اش را در حاشیه امنیتی آرام و دور از هیاهو حفظ کند. با این وجود، نمی‌توان از نقش پررنگ و حیاتی همسر ایشان در شکل‌گیری موفقیت‌های این اسطوره موسیقی چشم‌پوشی کرد.

پشت سر هر مرد موفق، زنی صبور و همراه ایستاده است؛ این جمله کلیشه‌ای در مورد زندگی هنرمندان موسیقی نواحی، یک حقیقت محض و غیرقابل انکار است. زندگی یک خنیاگر محلی، پر از سفرهای مداوم، اجراهای طولانی، شب‌نشینی‌های هنری و البته دغدغه‌های مالی است که ذات هنر مستقل در ایران به همراه دارد. همسر استاد پورعطایی در تمام این سال‌ها، بار مدیریت خانه و تربیت فرزندان را در شهری مانند تربت جام بر دوش کشید تا استاد بتواند با خیالی آسوده، دوتار خود را در دست بگیرد و برای پاسداشت فرهنگ ایران، به گوشه و کنار کشور و حتی جهان سفر کند. بدون شک، فضایی که این بانوی فداکار در خانه فراهم کرده بود، بستر مناسبی برای خلق شاهکارهای هنری استاد بود.

ثمره این زندگی مشترک و تربیت اصیل خانوادگی، پرورش فرزندانی است که امروزه خود از ادامه‌دهندگان راه پدر در عرصه موسیقی هستند. پسران ایشان، از جمله هادی پورعطایی و جمشید پورعطایی، سال‌هاست که ساز دوتار را در دست گرفته‌اند و با صدای گرم خود، یاد و خاطره پدر را زنده نگه می‌دارند. این فرزندان صالح و هنرمند، آینه تمام‌نمای زحمات مادری هستند که در کنار پدری هنرمند، توانست نسلی طلایی از خنیاگران را به جامعه تحویل دهد. حضور خانواده و فرزندان استاد در مراسم‌های بزرگداشت و تشییع پیکر ایشان، نشان از یک خانواده به شدت منسجم، با اصالت و هنرپرور داشت که ریشه در یک زندگی مشترک موفق و مبتنی بر درک متقابل داشت.

آهنگ ها و آثار غلام‌علی پورعطایی

وی همچنین در بیش از ۱۸ فیلم و سریال به کارگردانی افرادی چون واروژ کریم مسیحی، بهرام بیضایی ایفا نقش نموده‌است.

شرکت در مراسم شاهنامه خوانی با دوتار چون جنگ هفت لشکر، داستان سیاوش، داستان بیژن و منیژه، جنگ کُک کوه زاد (قلعه‌ای در تربت جام به نام قَلْعِگَگ ــ یعنی قلعه یا روستای کوچک) از دیگر فعالیت‌های وی است.

عطایی برای خواندن «نوایی نوایی» و دیگر عاشقانه‌های خراسانی شهرت و محبوبیتی فراوان داشت.

محل تولد غلام‌علی پورعطایی

برای درک عمیق سوز و گداز نهفته در صدای یک هنرمند موسیقی نواحی، باید به خاکی که در آن ریشه دوانده و هوایی که در آن نفس کشیده است، توجه کرد. غلام‌علی پورعطایی در محمودآباد، یکی از توابع شهرستان تاریخی و هنرپرور تربت جام در استان خراسان رضوی متولد شد. این منطقه جغرافیایی، تنها یک نقطه روی نقشه نیست؛ تربت جام پایتخت بلامنازع موسیقی مقامی و عرفانی ایران است. منطقه‌ای مرزی که در طول قرن‌ها، محل تلاقی فرهنگ‌ها، قومیت‌ها و آیین‌های مختلف بوده و از دل این تنوع، هنری به غایت ناب و خالص بیرون آمده است که دوتار، نماد اصلی آن به شمار می‌رود.

بزرگ شدن در تربت جام، به معنای تنفس در فضایی آکنده از شعر، عرفان و موسیقی است. زادگاه او شهری است که نام خود را از عارف بزرگ، شیخ احمد جامی (ژنده‌پیل) وام گرفته است و مقبره این عارف بزرگ، همواره میعادگاه عاشقان و درویشان بوده است. پورعطایی در کودکی با لالایی‌های مادرانه، دوبیتی‌های اصیل خراسانی (چهاربیتی‌ها) و نوای ساز دوتار نوازندگان محلی بزرگ شد. او صدای زوزه باد در کویر، صدای حرکت گله‌ها و نغمه‌های کشاورزان در فصل برداشت محصول را به عنوان اولین کلاس‌های موسیقی خود تجربه کرد. طبیعت خشک و در عین حال گیرای تربت جام، تاثیری مستقیم بر لحن حماسی و در عین حال حزن‌انگیز صدای او گذاشت.

تاثیر محل تولد بر هنر استاد پورعطایی به حدی بود که او هرگز حاضر نشد اصالت خود را به زرق و برق پایتخت یا زندگی در خارج از کشور بفروشد. او همیشه خود را یک روستایی و یک مرد از دیار جام می‌دانست و با افتخار لهجه و پوشش منطقه خود را در معتبرترین سالن‌های کنسرت جهان حفظ کرد. تربت جام به او هویت داد و او نیز متقابلاً نام تربت جام را در عرصه هنر بین‌المللی پرآوازه کرد. ملودی‌ها و مقام‌هایی که او اجرا می‌کرد (مانند مقام الله، نوایی، سرحدی و جمشیدی) همگی ریشه در خاک همین منطقه داشتند و او به عنوان یک راوی امانت‌دار، این الحان را از دل کویر جام استخراج کرد و به گوش تمام عاشقان موسیقی در سراسر جهان رساند.

تحصیلات غلام‌علی پورعطایی

در بررسی بیوگرافی چهره‌های سنتی، بحث تحصیلات معمولاً به دو شاخه تحصیلات کلاسیک و آکادمیک، و آموزش‌های سینه‌به‌سینه و سنتی تقسیم می‌شود. استاد غلام‌علی پورعطایی از جمله هنرمندانی بود که در هر دو مسیر گام برداشت و تجربه‌های ارزشمندی کسب کرد. برخلاف تصور برخی که گمان می‌کنند هنرمندان محلی از تحصیلات رسمی بی‌بهره بوده‌اند، استاد پورعطایی دارای تحصیلات کلاسیک مناسب زمان خود بود و بخش عمده‌ای از عمر کاری خود را به عنوان کارمند و معلم بازنشسته وزارت آموزش و پرورش سپری کرد. او سال‌ها در مدارس منطقه خود به تدریس و آموزش کودکان و نوجوانان مشغول بود و شغل شریف معلمی، تاثیر عمیقی بر نظم فکری و رویکرد فرهنگی او گذاشت.

حضور او در فضای آموزش و پرورش باعث شد تا نگاه او به موسیقی نیز یک نگاه تربیتی و آموزشی باشد. او به خوبی می‌دانست که هنر دوتارنوازی برای بقا، نیازمند انتقال اصولی به نسل‌های بعدی است. اما در کنار این تحصیلات رسمی و شغل اداری، مهم‌ترین بخش از سواد و دانش او، تحصیل در «دانشگاه بزرگ فرهنگ عامه خراسان» بود. او موسیقی را نه از روی نت‌های نوشته شده در هنرستان‌ها، بلکه از طریق شاگردی در مکتب اساتید گمنام و قدیمی منطقه، گوش دادن به نغمه‌های شبانه و تلمذ در محضر پیران دوتارنواز فرا گرفت. این نوع آموزش که در فرهنگ ایرانی به آن «آموزش سینه به سینه» می‌گویند، سخت‌ترین و در عین حال معتبرترین نوع یادگیری در موسیقی مقامی است.

استاد پورعطایی با هوش سرشار و حافظه شنیداری بی‌نظیر خود، توانست صدها مقام، دوبیتی، منظومه و داستان‌های حماسی و عاشقانه خراسانی را در ذهن خود ثبت و ضبط کند. او در واقع یک دایرةالمعارف زنده از ادبیات شفاهی و موسیقیایی زادگاهش بود. پژوهشگران و اتنوموزیکولوگ‌های معتبری در طول دهه‌های گذشته به سراغ او رفتند تا از دانش عظیم او برای ثبت تاریخ موسیقی ایران استفاده کنند. او با تسلط کامل بر اوزان شعری، تلفیق شعر و موسیقی و شناخت دقیق ریتم‌های پیچیده لنگ در موسیقی خراسان، نشان داد که سواد موسیقایی او بسیار فراتر از مدارک کاغذی است و او به معنای واقعی کلمه، یک دانشمند در عرصه فولکلوریک محسوب می‌شد.

سال شروع بازیگری غلام‌علی پورعطایی

یکی از جذاب‌ترین و شاید کمتر شناخته‌شده‌ترین ابعاد زندگی هنری استاد غلام‌علی پورعطایی، حضور پررنگ و موفق او در عرصه سینما و بازیگری است. اگرچه او در درجه اول یک موسیقیدان بود، اما چهره کاریزماتیک، بیان قدرتمند و تسلط او بر فضای دراماتیک موسیقی محلی، توجه بسیاری از کارگردانان بزرگ سینمای ایران را به خود جلب کرد. ورود او به دنیای بازیگری و تصویر، نه برای شهرت یا تجربه فضاهای جدید، بلکه بیشتر به عنوان ابزاری برای معرفی اصالت موسیقی خراسان در قالب مدیوم قدرتمندی به نام سینما بود. او در بیش از ۱۸ فیلم سینمایی و سریال تلویزیونی به ایفای نقش پرداخت که این آمار برای یک نوازنده محلی، رکوردی خیره‌کننده و بی‌نظیر محسوب می‌شود.

همکاری‌های او با نام‌آوران سینمای ایران نشان از جایگاه والای او دارد. حضور او در مقابل دوربین، با فیلمسازان بزرگ و سخت‌گیری همچون بهرام بیضایی و واروژ کریم‌مسیحی گره خورده است. او در آثاری چون فیلم «سمک عیار» به کارگردانی بیضایی و فیلم‌های «فاخته» و «کوچ» به کارگردانی کریم‌مسیحی، و همچنین «نهانخانه دل» حضور داشت. حضور او در این آثار معمولاً در نقش‌هایی بود که ارتباط تنگاتنگی با هویت واقعی خودش داشت؛ یعنی یک خنیاگر پیر، یک عارف دوتارنواز، یا شخصیتی که حامل پیام‌های عمیق فرهنگی است. چهره استخوانی، ریش سفید و چشمان نافذ او، به قاب دوربین کارگردانان، اصالت و وزنی مستندگونه می‌بخشید.

یکی از درخشان‌ترین تجربه‌های بازیگری او که پیوند عمیقی با موسیقی‌اش داشت، بازی در فیلم سینمایی «کولی» به کارگردانی علی شاه‌حاتمی بود. در این فیلم که حول محور قدرت جادویی موسیقی می‌چرخد، او نقش یک دوتارنواز منزوی را بازی می‌کند که تنها اوست که می‌تواند «مقام الله» را بنوازد. داستان فیلم درباره جوانی است که برای بارش باران و رفع خشکسالی، نیازمند یادگیری این مقام از استاد است. ایفای این نقش توسط پورعطایی، در واقع بازسازی مستندی از زندگی واقعی هنرمندان مقامی بود که با موسیقی خود با طبیعت و خداوند راز و نیاز می‌کردند. این تجربیات سینمایی باعث شد تا چهره و صدای او در حافظه تصویری میلیون‌ها ایرانی ثبت شود و نامش در کنار بازیگران مطرح کشور قرار گیرد.

درباره زندگی شخصی غلام‌علی پورعطایی

زندگی شخصی غلام‌علی پورعطایی، تبلور عینی هنری بود که ارائه می‌داد؛ ساده، عمیق، بی‌ریا و سرشار از عشق به مردم. او انسانی به شدت متواضع و خاکی بود. با وجود اینکه در سطح بین‌المللی شناخته شده بود و بارها به کشورهای اروپایی و آسیایی برای اجرای برنامه دعوت شده بود، اما هرگز اسیر غرور و تکبر ناشی از شهرت نشد. او ترجیح می‌داد اوقات فراغت خود را در زادگاهش، در کنار دوستان قدیمی و همشهریانش سپری کند. خانه‌اش همواره به روی علاقه‌مندان به موسیقی، پژوهشگران جوان و شاگردان باز بود و بدون هیچ چشم‌داشت مادی، داشته‌های ارزشمند خود را در اختیار آن‌ها می‌گذاشت.

جمله معروفی از ایشان به یادگار مانده است که عمق نگاه او را به ساز تخصصی‌اش نشان می‌دهد. او می‌گفت: «دوتار ساز دل است. هیچ‌کس در خراسان از عبارت دوتارنوازی استفاده نمی‌کند و همه می‌گویند؛ دوتارزنی. دوتار را می‌زنند، ولی بقیه سازها را می‌نوازند. دوتار یک جور فریاد است، اما این زدن به معنای خشونت نیست. بیشتر جوشش و عصیان روح است. روال دوتار زدن این‌گونه است که از یک دعوا و درد شروع می‌شود و در نهایت به آشتی و آرامش ختم می‌شود.» این دیدگاه فلسفی، در تمام شئون زندگی شخصی او جریان داشت. او با مشکلات و بی‌مهری‌هایی که گاه از سوی نهادهای فرهنگی به هنرمندان نواحی می‌شد، با صبوری و بزرگواری برخورد می‌کرد و پاسخ تمام بی‌مهری‌ها را با نوای دلنشین سازش می‌داد.

در سال‌های پایانی زندگی، متاسفانه سایه سنگین بیماری بر زندگی او افتاد. او ماه‌ها با بیماری‌های مختلف از جمله دردهای شدید گردن و کمر (که از عوارض سال‌ها نوازندگی سنگین بود) و در نهایت با عفونت ریه و سنگ صفرا دست و پنجه نرم کرد. دوران بستری شدن او در بیمارستان، روزهای تلخی برای اهالی هنر بود. با این حال، روحیه بالا و عشق او به زندگی تا آخرین لحظات در وجودش زبانه می‌کشید. گفته می‌شود در شبکه‌های اجتماعی و محافل هنری، خبر بیماری او موجی از همدلی را ایجاد کرد، هرچند که گلایه‌هایی نیز از کم‌توجهی برخی مسئولین به وضعیت درمانی این سرمایه ملی مطرح شد. زندگی شخصی او با شرافت آغاز شد، با خلق زیبایی تداوم یافت و با نامی نیک به پایان رسید.

داستان خلق و اجرای قطعه جاودانه نوایی نوایی

غیرممکن است درباره بیوگرافی غلام‌علی پورعطایی صحبت کنیم و به شاهکار بی‌بدیل او یعنی قطعه «نوایی نوایی» نپردازیم. این اثر نه تنها معروف‌ترین کار اوست، بلکه به عنوان یکی از نمادهای اصلی موسیقی سنتی و محلی ایران در سراسر جهان شناخته می‌شود. شعر زیبای این اثر که مطلع آن با «غمش در نهانخانه دل نشیند/ بنازی که لیلی به محمل نشیند» آغاز می‌شود، از اشعار بسیار کهن و عارفانه است که اغلب به طبیب اصفهانی نسبت داده می‌شود، اما اجرای آن در قالب موسیقی مقامی خراسان، سابقه‌ای طولانی دارد. استاد پورعطایی با تنظیم مجدد، خوانش منحصر‌به‌فرد و پنجه‌کشی‌های جادویی خود، این قطعه را احیا کرد و به آن روحی تازه دمید.

اجرای این قطعه توسط استاد پورعطایی چنان قدرتمند و پر احساس بود که توانست مرزهای جغرافیایی و زبانی را درنوردد. حتی کسانی که آشنایی چندانی با ظرایف موسیقی خراسانی نداشتند، با شنیدن صدای بغض‌آلود او در ترجیع‌بند «نوایی نوایی نوایی نوایی، همه باوفایند تو گل بی‌وفایی»، منقلب می‌شدند. او این قطعه را در محافل مختلف، از شبکه‌های تلویزیونی گرفته تا سالن‌های بزرگ کنسرت در تهران و خارج از کشور اجرا کرد. راز ماندگاری این اجرا در حس عجیبی بود که پورعطایی در صدایش داشت؛ گویی او کلمه به کلمه این شعر را زیسته بود و دردهای پنهان بشری را فریاد می‌زد. این قطعه به تنهایی کافی بود تا نام او را برای همیشه در تاریخ موسیقی ایران جاودانه کند.

علت مرگ و مراسم تشییع پیکر استاد پورعطایی

پاییز سال ۱۳۹۳، یکی از تلخ‌ترین فصل‌ها برای موسیقی نواحی ایران بود. استاد غلام‌علی پورعطایی که مدت‌ها با مشکلات جسمانی متعدد درگیر بود، در روزهای ابتدایی مهرماه به دلیل وخامت حالش در بیمارستان امام رضا (ع) شهر مشهد بستری شد. تیم پزشکی علت اصلی وخامت حال ایشان را عفونت شدید ریه و مشکلات ناشی از سنگ صفرا اعلام کردند. با وجود تلاش‌های کادر درمان، بدن خسته این هنرمند بزرگ دیگر توان مبارزه نداشت و سرانجام در ظهر روز شنبه، ۱۲ مهرماه ۱۳۹۳، خنیاگر خوش‌صدای جام، نوای آخر را سر داد و به سوی حق‌تعالی شتافت. انتشار این خبر، جامعه هنری ایران را در ماتمی عمیق فرو برد و پیام‌های تسلیت متعددی از سوی مقامات فرهنگی و هنرمندان برجسته صادر شد.

مراسم تشییع پیکر استاد پورعطایی، با حضور گسترده و پرشور مردم، هنرمندان، شاگردان و مسئولین فرهنگی در میان حزن و اندوه فراوان برگزار شد. پیکر این استاد بزرگ در ابتدا در صبح روز ۱۴ مهرماه در مجتمع فرهنگی امام رضا (ع) در مشهد (محل پارک ملت) تشییع شد. حضور نوازندگان دوتار که در سوگ استاد خود می‌نواختند، فضایی به شدت احساسی و تراژیک را رقم زده بود. پس از برگزاری مراسم ادای احترام در مشهد، پیکر ایشان طبق وصیت و خواست خانواده‌اش، به زادگاه محبوبش یعنی شهرستان تربت جام منتقل شد تا در آغوش خاکی آرام بگیرد که تمام عمر برای اعتلای فرهنگ آن تلاش کرده بود. مرگ او، زنگ خطری جدی برای حفظ گنجینه‌های زنده موسیقی نواحی بود که یک به یک در حال ترک این جهان هستند.


جمع‌بندی

در این مقاله تلاش کردیم تا با بررسی جامع بیوگرافی غلام‌علی پورعطایی، یاد و نام این اسطوره بی‌تکرار موسیقی خراسان را گرامی بداریم. با مرور زندگی او متوجه می‌شویم که سن غلام‌علی پورعطایی که به ۷۳ سال رسید، صرفاً تقویمی از اعداد نبود، بلکه مجموعه‌ای از تلاش‌های مستمر برای حفظ اصالت‌ها بود. اگرچه اطلاعات دقیقی از اندازه قد غلام‌علی پورعطایی در دست نیست، اما صلابت و شکوه حضور او با لباس‌های محلی بر روی صحنه، همواره در ذهن مخاطبان به عنوان نمادی از بزرگی ثبت شده است. همچنین، حمایت‌های بی‌دریغ همسر غلام‌علی پورعطایی در کنار تربیت فرزندانی هنرمند، نقش مهمی در آرامش و موفقیت‌های درباره زندگی شخصی غلام‌علی پورعطایی ایفا کرد.

ریشه‌های هنری این استاد بزرگ در محل تولد غلام‌علی پورعطایی یعنی شهرستان تربت جام شکل گرفت و او توانست با تکیه بر سنت‌ها و همچنین بهره‌گیری از فضای فرهنگی دوران خود، مسیر تکامل را طی کند. جالب است بدانید که تحصیلات غلام‌علی پورعطایی به عنوان یک معلم بازنشسته، به او در انتقال مفاهیم هنری کمک شایانی کرد. او مرزهای موسیقی را درنوردید و با آغاز سال شروع بازیگری غلام‌علی پورعطایی و ایفای نقش در بیش از ۱۸ فیلم سینمایی، نشان داد که ظرفیت‌های هنر بومی ایران تا چه حد گسترده است. یاد او با نوای جاودانه دوتارش برای همیشه در قلب تاریخ هنر این سرزمین زنده خواهد ماند.

این مطلب را به اشتراک بگذارید

آخرین مطالب سایت میتراکانا

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

0
سبد خرید شما
سبد خرید خالیخرید