علی مصفّا (متولد ۱۱ آذر ۱۳۴۵/۱ دسامبر ۱۹۶۶ در تهران)، بازیگر، کارگردان، نویسنده و تهیهکنندهٔ ایرانی است؛ ۵۸ ساله و دانشآموختهٔ مهندسی عمران از دانشگاه تهران. از ۱۳۷۱ با «امید» وارد سینما شد، با «پری» (سیمرغ نقش مکمل) و «لیلا» شناخته شد و بعد در آثاری چون «در دنیای تو ساعت چند است؟»، «وارونگی»، «خوک» و «جهان با من برقص» و نیز بهعنوان نقش اصلی در «گذشته»ی اصغر فرهادی (۲۰۱۳) درخشید. او کارگردانی را با «سیمای زنی در دوردست» و سپس «پلهٔ آخر» ادامه داد؛ دومی جایزهٔ منتقدان فیپرِسکیِ کارلوویواری و جایزهٔ فیلمنامهٔ اقتباسی فجر را گرفت. همسرش لیلا حاتمی است (ازدواج ۱۳۷۷) و دو فرزند دارند؛ در خانوادهای ادبی (فرزند مظاهر مصفّا و امیربانو کریمی و نوهٔ امیری فیروزکوهی) بزرگ شده و سبک بازیاش با کمینهگرایی، مکثهای سنجیده و قابشناسی دقیق شناخته میشود. دربارهٔ قد علی مصفّا تاکنون رقم رسمیِ قابلاستناد منتشر نشده است.
بیوگرافی علی مصفا
علی مصفّا بازیگر، فیلمساز، نویسنده و تهیهکنندهای است که در چهار دههٔ گذشته با سبک بازی مینیمال، بیان کماغراق و قابشناسی دقیق شناخته شده و از همکاریهای تأثیرگذار با داریوش مهرجویی تا ایفای نقش اصلی در «گذشته» اثر اصغر فرهادی و سپس کارگردانی/فیلمنامهنویسی در «پلهٔ آخر» و «سیمای زنی در دوردست» مسیر حرفهای کمحاشیه اما عمیقی را پیموده است. او ۱۱ آذر ۱۳۴۵ در تهران به دنیا آمد (در منابع انگلیسی تولد او ۱ دسامبر ۱۹۶۶ نیز ثبت شده)؛ پدرش «مظاهر مصفّا» شاعر و استاد ادبیات فارسی و مادرش «امیربانو کریمی» استاد ادبیات و پژوهشگر برجستهاند و پدربزرگ مادریاش سیدکریم امیریفیروزکوهی از شاعران نامدار بود. مدرک دانشگاهیِ علی مصفا، مهندسی عمران از دانشگاه تهران است؛ با اینحال از ۱۳۷۱/۱۹۹۱ وارد بازیگری شد، برای «پری» (۱۳۷۳) سیمرغ نقش مکمل گرفت و با «لیلا» (۱۳۷۵/۱۹۹۶) به چهرهای محبوب تبدیل شد. همسر او لیلا حاتمی است و دو فرزند دارند.
سن علی مصفا
تاریخ تولد علی مصفّا در ویکیپدیای فارسی «۱۱ آذر ۱۳۴۵» درج شده و نسخهٔ انگلیسی «۱ دسامبر ۱۹۶۶» را آورده است؛ اختلاف یکروزه در همارزی تقویمی، معمولاً ناشی از تبدیل هجری شمسی به میلادی است و در هر دو صورت، سن او در زمان نگارش این متن ۵۸ سال است. محاسبهٔ سن نهفقط برای کنجکاوی، بلکه برای خواندنِ ریتم کارنامه مفید است: مصفّا در ۲۵سالگی با «امید» (۱۳۷۱/۱۹۹1) جلوی دوربین رفت؛ در ۲۸سالگی با «پری» (۱۳۷۳) سیمرغ گرفت و در ۳۰سالگی با «لیلا» (۱۳۷۵/۱۹۹۶) به چهرهٔ اول سینمای اجتماعی بدل شد. ورود به دههٔ چهارم زندگی مقارن با تجربهٔ کارگردانی بود: «سیمای زنی در دوردست» (۱۳۸۴/۲۰۰۵) و پس از آن «پلهٔ آخر» (۱۳۹۰/۲۰۱۲) که جایزهٔ منتقدان بینالمللی فدراسیون فیپرِسکی را از کارلوویواری ۲۰۱۲ گرفت و جایزهٔ فیلمنامهٔ اقتباسی را در فجر نصیبش کرد. در دههٔ پنجاه زندگی، بازی در آثار جشنوارهپسند و پرفروش همزمان ادامه یافت: از «وارونگی» (۱۳۹۵/۲۰۱۶) و «خوک» (۱۳۹۶/۲۰۱۸) تا «جهان با من برقص» (۱۳۹۸/۲۰۱۹) که برایش دیپلم افتخار بازیگری فجر را آورد. امروز که مصفّا در اواخر دههٔ پنجم زندگی است، نقشهایش کمکلامتر، لایهمندتر و تکیهگاهشان نگاه و مکث است؛ مزیتی که با پختگی سنی و تجربهٔ پشتصحنه همافزا شده. این خطّ زمانی—از دههٔ هفتاد تا امروز—تصویر بازیگری را میسازد که بدون هیاهو، پیوسته کار کرده و هرچه سن بالاتر رفته، اقتصادِ بیان و دقت در جزئیات در بازیاش پررنگتر شده است.
قد علی مصفا
در منابع مرجع مانند ویکیپدیا (فارسی/انگلیسی)، بانکهای اطلاعاتی شناختهشده و دایرةالمعارفها رقم رسمی و مستندی برای «قدِ علی مصفا» منتشر نشده است؛ هر عددی که در وبگاههای غیرتخصصی میبینید، بدون سند اولیه است و نمیتواند مبنای یک متن منبعمحور باشد. پایبندی به امانتِ اطلاعات ایجاب میکند صریح بگوییم: قدِ رسمیِ علی مصفّا اعلام نشده است. اما نبودِ عدد مانعِ فهم «قدِ روایی» او در قاب نیست. مصفّا از همان «پری» و بعد «لیلا» تا بازیهای دههٔ نود و امروز، بهجای اغراقهای فیزیکی، با میزانسن دقیق، ایستادنهای متوازن، چرخشهای کوتاه سر و اقتصاد در حرکت قاب را پر میکند. در «وارونگی» و «در دنیای تو ساعت چند است؟»، کافی است نگاه اندکی تغییر کند یا مکث کمی طولانی شود تا ریزتنشهای رابطه در قاب حس شود؛ در «گذشته» (۲۰۱۳) هم نقشِ «احمد» را بیش از هرچیز با صدا و مکث پیش میبرد، نه با ژستهای بزرگ. این کمینهگراییِ بدنی، در قابهای نزدیک (کلوزآپ) و روایتهای شهری/روابطی کار میکند و خطای اندازهگیری ظاهری (قد/هیکل) را به نفع عمقِ واکنش کنار میزند. از منظر سینماشناسی بازی، میتوان گفت مصفّا «بدنِ روایتگر» دارد: بدنش نه برای نمایشِ نیرو، بلکه برای انتقال زیرمتن به کار میآید. این الگو در همکاریهایش با مهرجویی و فرهادی—که هر دو به جزئیات رفتاری حساساند—به بهترین وجه جواب داده است. بنابراین دربارهٔ «قد»، صادقانه تنها چیزی که میدانیم همان «عدمِ انتشار رقم رسمی» است؛ اما دربارهٔ حضورِ بدنی، شواهد کارنامه نشان میدهد که قدِ تصویریِ علی مصفّا نتیجهٔ دقت در بدن، اقتصاد حرکت و ریتم نگاه است، نه سانتیمتر.
همسر علی مصفا
همسر علی مصفّا «لیلا حاتمی» است؛ ازدواج در سال ۱۳۷۷ ثبت شده و آشنایی آنها به پروژهٔ «لیلا» (۱۳۷۵) برمیگردد؛ فیلمی که نقشهای اصلیاش را همین دو بازیگر ایفا کردند. روایتهای متعدد نشان میدهد که داریوش مهرجویی با انتخاب این زوج روی پرده، پیوندی واقعی هم رقم زد. حاصل این ازدواج دو فرزند است: پسرشان «مانی» (متولد فوریهٔ ۲۰۰۷) و دخترشان «عسل/اَسَل» (متولد اکتبر ۲۰۰۸)؛ این جزئیات در نسخهٔ انگلیسی ویکیپدیا بهروشنی آمده است. در صفحهٔ فارسی، نام فرزندان ذکر نشده اما اصل ازدواج در ۱۳۷۷ و پیوند خانوادگی با علی حاتمی و زری خوشکام بهعنوان پدر و مادرِ لیلا روشن است. نکتهٔ مهم در این زندگی مشترک، حفظ مرز حریم خصوصی است: هر دو بازیگر، برخلاف بسیاری از چهرهها، کمتر دربارهٔ خانه و فرزندان در رسانهها صحبت میکنند و حضورشان در رویدادها صرفاً حرفهای است؛ همین کمحاشیه بودن سبب شده افکار عمومی بیش از هر چیز، آنها را با نقشها و آثارشان به یاد بیاورد. از طرف دیگر، همکاریهای هنریِ مشترک هم داشتهاند: از «سیمای زنی در دوردست» تا «پلهٔ آخر»، که در آن بازی لیلا حاتمی و کارگردانی/نویسندگی مصفّا با تحسین منتقدان روبهرو شد. یادآوری این نکته هم بیراه نیست که نسبتهای خانوادگی در این ازدواج، پیوندهای فرهنگی را پررنگتر میکند: علی حاتمی—پدرِ لیلا—یکی از سینماگران مؤلف ایران است و زری خوشکام بازیگر تئاتر/سینما؛ این سرمایهٔ فرهنگیِ خانوادگی با پیشینهٔ ادبیِ خانوادهٔ مصفّا جمع شده و خاستگاه مشترکی از ادبیات و سینما ساخته است. جمعبندی این بخش ساده است: ازدواج ۱۳۷۷، دو فرزند، پرهیز از حاشیه و همکاریهای گزیده، چهار مؤلفهٔ اصلیِ زندگی مشترک علی مصفّا و لیلا حاتمی است.
محل تولد علی مصفا
تهران محل تولد علی مصفّا است؛ دادهای که هم در مدخل فارسی ویکیپدیا و هم در نسخهٔ انگلیسی ثبت شده و با هویت فرهنگیِ خانواده همخوانی دارد. پدر و مادر او—مظاهر مصفّا و امیربانو کریمی—هر دو استاد ادبیات فارسی در دانشگاه تهران بودند؛ بنابراین کودک در خانهای آکنده از شعر و نثر و گفتوگوهای ادبی بزرگ شده است. این بافت شهری-دانشگاهی در تهرانِ دهههای ۵۰ و ۶۰ خورشیدی، معمولاً فرزندان را به خواندن و اندیشیدن عادت میداد و ردّش را در سبک بازی و کارگردانیِ مصفّا میشود دید: زبانِ دقیق، کماغراق، علاقه به اقتباس ادبی (در «پلهٔ آخر») و توجه به جزئیات رفتار. تهران، علاوه بر محیط خانوادگی، مرکز تولید سینمای ایران است؛ دسترسی به گروههای فیلمسازی، سالنهای نمایش و کارگاههای آموزشی باعث شد که مصفّا پس از پایان تحصیلات، مسیر حرفهای را سریع و پیوسته طی کند: از همکاریهای پیاپی با مهرجویی (از «پری» تا «لیلا» و «میکس») تا حضور در تلویزیون («کیف انگلیسی»، «پریدخت») و سپس فیلمهای مستقلِ جشنوارهای. در کنار تهرانِ سینمایی، تهرانِ دانشگاهی هم اثرگذار بود: دانشگاه تهران—بهعنوان محل تحصیل او—با انجمنهای فیلم و تئاتر، کتابخانهها و فضای فکریِ بازتر، بستری فراهم میکرد که دانش مهندسی با حسّ زیباییشناسی پیوند بخورد. همین دوگانهٔ تهرانِ فرهنگی/دانشگاهی، توضیح میدهد چرا مصفّا در کارگردانی نیز به ادبیات و جهان شخصی رجوع میکند و چرا بازیاش—even در نقشهای کمنام—وزن درونی دارد. نتیجهٔ طبیعی این بافت، همکاری با فیلمسازان مؤلف و حضور بیحاشیه ولی پُراثر در پروژههای تلویزیونی و سینمایی بود؛ روندی که تا امروز ادامه دارد.
تحصیلات علی مصفا
علی مصفّا فارغالتحصیل مهندسی عمران از دانشکدهٔ فنیِ دانشگاه تهران است—اطلاعی که در هر دو نسخهٔ ویکیپدیای فارسی و انگلیسی آمده. این داده ساده به نظر میرسد، اما برای خواندن سلیقهٔ هنری او کلیدی است. مهندسی عمران ذهن را به ساختار، نظم و دقت ریاضی عادت میدهد؛ در مقابل، بازیگری/کارگردانی به ریتم، زیرمتن و جزئیات انسانی نیاز دارد. پیوند این دو، در کارنامهٔ مصفّا به روایتهای آرام و لایهمند منتهی شده: در «در دنیای تو ساعت چند است؟» و «وارونگی»، بازی او اندازهگیریشده است؛ در «پلهٔ آخر»، فیلمنامه و کارگردانیِ او دقیق و مهندسیشده بهنظر میرسد و صراحتاً اقتباسی از «مرگ ایوان ایلیچ» تولستوی و «مردگان» جیمز جویس را در بافت ایرانی بازترکیب میکند. علاوه بر اینها، علاقهٔ ادبی در خانوادهٔ مصفّا به ترجمه هم رسیده: او «یادداشتهای زیرزمینی» داستایفسکی را ترجمه کرده که در ویکیپدیای فارسی ثبت است؛ انتخابی که نشان میدهد جهانبینیِ ادبی/فلسفی در کار او نقش دارد. اگر تحصیلات را با پیشینهٔ خانوادگیِ ادبی جمع بزنیم، نتیجه میشود هنرمندی با ذهن ساختاریافته که دقیق مینویسد، دقیق میسازد و دقیق بازی میکند. این دقت در تدوین رفتار نیز دیده میشود: مصفّا بهجای تکیه بر بداههٔ پرزرقوبرق، جزئیات کمحجم اما کارآمد میچیند—نوعی مهندسیِ حس که به تعادل عاطفه و فکر در نقشها میرسد. به همین علت است که آثار کارگردانیاش در جشنوارههای کارلوویواری، لندن، شیکاگو و… دیده شدند و «پلهٔ آخر» جوایز فیپرِسکی و فجر را گرفت. تحصیلات عمران برای یک بازیگر شاید غیرمعمول به نظر برسد، اما در مورد مصفّا هویت هنریاش را کاملتر کرده است.
سال شروع بازیگری علی مصفا
شروع حرفهایِ علی مصفّا در سینما «امید» (۱۳۷۱/۱۹۹۱) به کارگردانی حبیب کاووش بود. دو سال بعد، با «پری» (۱۳۷۳/۱۹۹۴) درخشش او به قدری بود که سیمرغ بهترین نقش مکمل را در جشنوارهٔ فیلم فجر گرفت. سپس «لیلا» (۱۳۷۵/۱۹۹۶)، «میکس» (۱۳۷۸/۲۰۰۰) و «پارتی» (۱۳۷۹/۲۰۰۰) او را به چهرهای ثابت در سینمای شهریِ ایران بدل کردند. در تلویزیون، حضور در «کیف انگلیسی» (۱۳۷۸) و «پریدخت» (۱۳۸۶) دامنهٔ مخاطبانش را افزایش داد. از اواسط دههٔ هشتاد، مصفّا بهموازات بازیگری، کارگردانی را آغاز کرد: «سیمای زنی در دوردست» (۲۰۰۵) نخستین فیلم بلندش بود و «پلهٔ آخر» (۲۰۱۲) دومین؛ دومی در کارلوویواری با جایزهٔ منتقدان (FIPRESCI) و جایزهٔ بهترین بازیگر زن برای لیلا حاتمی درخشید و در ایران نیز جایزهٔ فیلمنامهٔ اقتباسی گرفت. در ۲۰۱۳، مصفّا با نقش اصلی «گذشته» (Le Passé) کنار برنسی بِژو و طاهر رحیم در کن دیده شد. مسیر بازیگریاش در سالهای اخیر با عناوینی چون «وارونگی» (۲۰۱۶)، «خوک» (۲۰۱۸)، «روزهای نارنجی» (۲۰۱۸)، «سال دوم دانشکدهٔ من» (۲۰۱۸)، «جهان با من برقص» (۲۰۱۹)، «مردی بدون سایه» (۲۰۱۹)، «بازی با ستارهها/ستارهبازی» (۲۰۲۱)، «چرا گریه نمیکنی؟» (۲۰۲۲) و «بیهمگان/نابُدن/الف—طبق فهرستهای جدید» ادامه یافته است. سال شروع برای مصفّا فقط یک تاریخ نیست؛ دروازهٔ پیوستگی است: از بازیگر جوانِ مهرجویی به کارگردان مستقلِ اقتباسمحور و سپس چهرهٔ بینالمللی که در کنار بازی، تهیهکنندگی چند فیلم مهم (از «در دنیای تو ساعت چند است؟» تا «یلدا» و «قانون فرضی/خط فرضی») را بر عهده داشته است. این خط با رجوع به ویکیپدیای فارسی (فهرست آثار/سالها) و صفحات انگلیسی فیلمها روشن و قابل راستیآزمایی است.
فیلم ها ، سریال ها و اثار علی مصفا
سینمایی
مجموعه تلویزیونی
- کیف انگلیسی (۱۳۷۸)
- پریدخت (۱۳۸۶)
نمایش خانگی
| سال تولید |
نام اثر |
نقش |
کارگردان |
| ۱۴۰۰ |
حرفهای |
|
مصطفی تقیزاده |
| میدان سرخ |
|
ابراهیم ابراهیمیان |
| ۱۴۰۲ |
هفت |
|
کیارش اسدیزاده |
| شریک جرم |
|
همایون اسعدیان |
| مگه تموم عمر چندتا بهاره |
|
سروش صحت |
| ۱۴۰۳ |
ازازیل |
|
حسن فتحی |
نویسنده و کارگردان
- همسایه (فیلم کوتاه)
- فریب شعر (مستند داستانی)
- سیمای زنی در دوردست (۱۳۸۲)
- پله آخر (۱۳۹۰)
- نبودن (۱۳۹۹)
تهیهکننده
- باقیماندهها[۵] (۱۴۰۱)
- نبودن (۱۳۹۹)
- خط فرضی (۱۳۹۸)
- مسخرهباز (۱۳۹۷)
- یلدا (۱۳۹۷)
- در دنیای تو ساعت چند است؟ (۱۳۹۲)
- پله آخر (۱۳۹۰)
ترجمه
- یادداشتهای زیرزمینی، نوشتهٔ فیودور داستایفسکی، نشر چشمه
دربارهٔ زندگی شخصی علی مصفا
زندگی شخصیِ علی مصفّا با دو محور شناخته میشود: خانوادهٔ ادبی و زندگی مشترک کمحاشیه. پدرش مظاهر مصفّا—شاعر و استاد دانشگاه تهران—و مادرش امیربانو کریمی—پژوهشگرِ نامدارِ سبک هندی—نهفقط پیشینهٔ فرهنگی، که ذائقهٔ ادبی را به او منتقل کردهاند. در «سیمای زنی در دوردست» حتی تصویر پدر و مادرش را—بهعنوان ادای دین—در بخشی از فیلم گنجانده است. از سوی دیگر، ازدواج با لیلا حاتمی (۱۳۷۷) زندگی مشترکی کمحاشیه پدید آورده که در آن تمرکز بر آثار جای نمایش زندگی خصوصی را گرفته است؛ فرزندانشان مانی و عسل نیز در رسانهها کمحضورند. مصفّا افزون بر بازی و کارگردانی، در ترجمه و تهیهکنندگی هم فعال بوده و شرکت تولید او در فهرستهای جدید، نامش را کنار آثاری چون «یلدا، شبی برای بخشش» (برندهٔ جایزهٔ بزرگ هیئت داوران ساندنس ۲۰۲۰) مینشاند؛ نمودی از نگاه جهانی در کنار ریشهٔ ایرانی. در روایتهای خبریِ فارسی، گهگاه به کمگویی و خوی آرام او اشاره شده؛ خصلتی که در سلوک حرفهای نیز میبینیم: پرهیز از جنجال، انتخابهای دقیق، و اعتمادپذیری برای کارگردانان مؤلف. اگر زندگی شخصی را به معنای «آنچه در خارج از قاب میگذرد» بگیریم، دربارهٔ مصفّا سکوت، مطالعه، خانواده و کار چهار ضلع اصلیاند؛ هرچه هم دایرهٔ شهرت بزرگتر شده، این اقتصادِ نمایشِ خود حفظ شده است. همین منش، باعث میشود اثر—نه حاشیه—مرکز توجه بماند؛ و شاید به همین دلیل است که نام علی مصفّا برای بخش مهمی از مخاطبان، مترادفِ وقار و دقت در سینمای ایران شده است.
جوایز، افتخارات و همکاریهای بینالمللی
کارنامهٔ مصفّا با نقاط عطف جوایز و پلهای بینالمللی مشخص میشود. خیلی زود، در دههٔ هفتاد، سیمرغ بهترین نقش مکمل مرد برای «پری» جایگاهش را محکم کرد. «پلهٔ آخر» (۲۰۱۲)—که اقتباسی هوشمندانه از تولستوی و جویس داشت—در کارلوویواری جایزهٔ فیپرِسکی را گرفت و لیلا حاتمی برای آن کریستال گلوب بهترین بازیگر زن را برد؛ در ایران نیز تندیس/سیمرغ فیلمنامهٔ اقتباسی برای مصفّا ثبت شد. این فیلم همراه با «سیمای زنی در دوردست» نشان داد که مصفّا کارگردانی جهاندار بلد است: روایتهای درونی، ضربآهنگ کند اما پرکشش، و توجه به حافظه و خیال. در ۲۰۱۳، بازیِ نقش اصلی در «گذشته» اثر اصغر فرهادی او را در رقابتِ کن قرار داد؛ فیلمی که با بازی بهاندرونکشیدهٔ مصفّا تعادل سهضلعی رابطه را نگه میداشت. در دههٔ اخیر، حضور در آثار جشنوارهپسندی چون «وارونگی» و «روزهای نارنجی» و نیز کارهای پرفروش/پرگفتوگو مثل «خوک»، دامنهٔ مخاطبان داخلی/خارجی را گسترش داده است. از سوی دیگر، تهیهکنندگی برای پروژههای بینالمللی نظیر «یلدا»، «خط فرضی» و… نشان میدهد که مصفّا تنها مصرفکنندهٔ اعتبار بینالمللی نیست؛ بلکه تولیدکنندهٔ فرصت جهانی هم هست. در مجموع، جوایز و همکاریها تصویری میسازند از هنرمندی که درونگرایی بیان را با استانداردهای جهانی تولید جمع کرده و نشان داده سینمای مؤلف ایرانی میتواند در نقشهٔ جهانی جشنوارهها حضوری پیوسته داشته باشد.
جمعبندی
بیوگرافی علی مصفّا با چند محور روشن تعریف میشود: سن علی مصفّا با تولد ۱۱ آذر ۱۳۴۵ (اوایل دسامبر ۱۹۶۶) او را امروز به ۵۸سالگی رسانده؛ محل تولد علی مصفّا تهران است و تحصیلات علی مصفّا به مهندسی عمرانِ دانشگاه تهران برمیگردد. سال شروع بازیگری علی مصفّا ۱۳۷۱/۱۹۹۱ بود؛ خیلی زود با «پری» سیمرغ نقش مکمل گرفت و با «لیلا» شناخته شد. در دههٔ بعد، به کارگردانی رو آورد: «سیمای زنی در دوردست» و «پلهٔ آخر» که دومی جایزهٔ منتقدان بینالمللی (FIPRESCI) در کارلوویواری و جایزهٔ فیلمنامهٔ اقتباسی را از آن خود کرد. در سطح بینالمللی، حضورِ نقش اصلی در «گذشته» (۲۰۱۳) کنار برنسی بِژو و طاهر رحیم او را به مخاطبان گستردهتری معرفی کرد و در سالهای اخیر، با آثاری همچون «وارونگی»، «روزهای نارنجی»، «خوک» و «جهان با من برقص»، تداوم و تنوع را نشان داده است. دربارهٔ قد علی مصفّا عدد رسمی در منابع مرجع منتشر نشده و این متن عمداً از بازگویی اعداد بیمنبع پرهیز کرد. همسر علی مصفّا، لیلا حاتمی است (ازدواج ۱۳۷۷) و دو فرزند دارند؛ زندگی خصوصیشان کمحاشیه و تمرکزشان بر اثر است. اگر بخواهیم در یک جملهٔ بلند، کلمههای کلیدی این صفحه را طبیعی به کار ببریم و درعینحال تصویر دقیقی بدهیم: علی مصفّا—بازیگر و کارگردان تهرانی، فارغالتحصیل عمران، با سال شروع بازیگری ۱۳۷۱—در ۵۸سالگی با کارنامهای منسجم همچنان یکی از چهرههای وقار و دقت در سینمای ایران است؛ قدِ رسمیِ اعلامشدهای ندارد اما قدِ رواییاش از بدنِ دقیق و مکثهای سنجیده ساخته میشود؛ همسرش لیلا حاتمی و زندگی شخصیِ کمحاشیهاش در کنار جوایز و همکاریهای بینالمللی، این تصویر را تکمیل میکند.