کتایون ریاحی (متولد ۱۰ دی ۱۳۴۰ در تهران) بازیگر شناخته‌شدهٔ تلویزیون و سینمای ایران است که با سریال‌های «پدرسالار»، «پس از باران»، «شب دهم» و نقش ماندگار زلیخا در «یوسف پیامبر» به شهرت گسترده رسید؛ او اکنون ۶۳ ساله است، دربارهٔ قدِ کتایون ریاحی عدد موثق و دانشنامه‌ای منتشر نشده، و در منابع معتبر از دو ازدواج و یک فرزند به نام پوریا یاد شده است. ریاحی در خرداد ۱۳۸۸ به‌طور رسمی از بازیگری کناره‌گیری کرد و در سال‌های بعد بیشتر به فعالیت‌های فرهنگی و خیریه (از جمله بنیاد نیکوکاری «کمک») و نویسندگی پرداخت؛ در رویدادهای ۱۴۰۱ نیز با موضع‌گیری‌های اجتماعی خبرساز شد و پس از بازداشت کوتاه‌مدت با وثیقه آزاد گردید. مسیر کاری او از میانهٔ دهه ۱۳۷۰ تا امروز، تصویری از بازیگری کم‌اغراق، دقیق و وقارمند ارائه می‌دهد که فراتر از قاب تلویزیون، در قامت یک چهرهٔ فرهنگی فعال نیز شناخته می‌شود.

بیوگرافی کتایون ریاحی

بیوگرافی کتایون ریاحی

کتایون ریاحی بازیگر شناخته‌شدهٔ سینما و تلویزیون ایران، متولد ۱۰ دی ۱۳۴۰ (۳۱ دسامبر ۱۹۶۱) در تهران است. او با مجموعه‌هایی چون «پدرسالار» (۱۳۷۴)، «پس از باران» (۱۳۷۹)، «شب دهم» (۱۳۸۰) و به‌ویژه با نقش زلیخا در سریال «یوسف پیامبر» (۱۳۸۷–۱۳۸۸) در حافظهٔ مخاطبان ماندگار شد. از «شامِ آخر» (۱۳۸۰) تا «این زن حرف نمی‌زند» و «دعوت»، ریاحی طیفی از نقش‌های رمانتیک، اجتماعی و دینی را تجربه کرد، برای «شامِ آخر» در جشنواره فجر نامزد شد و بعدتر در کارهای خیرخواهانه و تألیف کتاب نیز فعال بود. او در خرداد ۱۳۸۸ با یادداشتی رسمی از بازیگری کناره‌گیری کرد، در ۱۳۹۳ دو کتاب منتشر کرد و در جریان رویدادهای ۱۴۰۱ از چهره‌های خبرساز عرصه فرهنگ بود. این روایت، بر داده‌های مستندِ دانشنامه‌ای استوار است و در موارد فاقد منبع معتبر، از گمانه‌زنی پرهیز می‌کند. 


سن کتایون ریاحی

کتایون ریاحی متولد ۱۰ دی ۱۳۴۰ در تهران است؛ بنابراین در آبان ۱۴۰۴ ۶۳ ساله است و در ۱۰ دی ۱۴۰۴ وارد ۶۴ سالگی می‌شود. اما «سن» در زندگی حرفه‌ای او صرفاً یک عدد نیست؛ بهتر است سن را در پیوستار کارنامه بخوانیم. ریاحی از میانهٔ دههٔ ۱۳۷۰ با «پدرسالار» بدل به چهره‌ای آشنا شد، در اواخر دههٔ ۷۰ با «پس از باران» و سپس «شب دهم» طیفی از مخاطبان را با بازی آرام و سنجیده‌اش همراه کرد و در پایان دههٔ ۱۳۸۰ با نقش زلیخا—کاراکتری پیچیده با مسیر تحول اخلاقی/عاطفی—به اوج محبوبیت تلویزیونی رسید. همین قوسِ دیده‌شدن، باعث شد «سن امروز» او برای نسل‌های مختلف، معنایی متفاوت داشته باشد: برای مخاطبان دههٔ ۷۰ یادآور نقش‌های خانوادگی و ملودرام‌های شهری است؛ برای نسل دههٔ ۸۰، زلیخا معیار سنجش توان بازی در نقش‌های تاریخی/دینی است. نکتهٔ مهم دیگر، توقف آگاهانهٔ بازیگری پس از «یوسف پیامبر» بود؛ تصمیمی که در خرداد ۱۳۸۸ اعلام شد و باعث شد بخش مهمی از دههٔ ۱۳۹۰ به فعالیت‌های اجتماعی، فرهنگی و ادبی بگذرد. این الگوی «دیده‌شدن ـ کناره‌گیری ـ بازگشت مقطعی در رسانه» درک ما از «سن» را از صرفِ زیست‌شناسی به تجربهٔ زمان در حرفهٔ بازیگری ارتقا می‌دهد: تجربه‌ای که در آن، وقار و انتخاب‌های سنجیده جایگزین پرکاریِ صرف شد. 


قد کتایون ریاحی

در هیچ منبع دانشنامه‌ای معتبر (همچون ویکی‌پدیای فارسی/انگلیسی یا صفحات آرشیوی رسمی) عدد رسمی برای قد کتایون ریاحی ثبت نشده است. نبودِ این داده برای بازیگران نسل‌های پیش از گسترش شبکه‌های اجتماعی امری عادی است؛ زمانی که تمرکز ثبت تاریخ هنر بر فیلم‌شناسی، جوایز و نقش‌های اثرگذار بود، نه اندازه‌های بدنی. اگرچه برخی وبگاه‌های عامه‌پسند فهرست‌هایی از «قد بازیگران» منتشر می‌کنند، اما این دست فهرست‌ها عموماً فاقد استناد دانشگاهی یا دانشنامه‌ای هستند و ذکرشان در متن زندگینامه، استانداردهای روایت دقیق را تضعیف می‌کند. به‌جای عددی که تأیید نشده، می‌توان از «قدِ حضور» او سخن گفت: بازیگری با بیان چهره و اقتصادِ حرکت که در قاب‌های نزدیک آثار تلویزیونی، حس‌های ریز را منتقل می‌کرد و در نقش‌های تاریخی/دینی نیز از کنترل بدن و لحن برای خلق شکوه و وقار کاراکتر استفاده می‌کرد. یادمان نرود که برداشت مخاطب از «بلندی/کوتاهی» قد در فیلم و سریال، شدیداً متأثر از میزانسن، زاویهٔ دوربین و هم‌بازی است؛ در نتیجه، توصیف‌های بصری بدون عددِ تأییدشده، بیشتر ناشی از زبان سینماست تا دادهٔ زیستی. جمع‌بندی این‌که: تا زمان انتشار منبع قابل اتکا، ذکر عدد برای قد کتایون ریاحی درست و حرفه‌ای نیست و آنچه اهمیت دارد، کیفیت حضور او در نقش‌هاست. 


همسر کتایون ریاحی

در منابع مرجع، برای کتایون ریاحی دو ازدواج ثبت شده است: امیرفرشید رحیمیان (جداشده) و مسعود بهبهانی‌نیا (جداشده). حاصل ازدواج نخست، یک فرزند به نام پوریا است که در موسیقی فعالیت آکادمیک و حرفه‌ای دارد. دربارهٔ جزئیات خصوصی زندگی مشترک، روایت‌های متعدد و گاه متناقضی در وبگاه‌های عامه‌پسند دیده می‌شود، اما روایت قابل استنادِ دانشنامه‌ای به همین حد بسنده می‌کند و نام‌ها را با قید «جداشده» ذکر می‌کند. آنچه از منظر زندگینامه‌ای اهمیت دارد، تأثیر خانواده بر مسیر حرفه‌ای و اجتماعی بازیگر است: ریاحی همواره در کنار فعالیت‌های هنری، به کنش‌های اجتماعی و خیریه نیز توجه نشان داده و این وجه دوم، به‌ویژه از اواخر دههٔ ۱۳۸۰ پررنگ‌تر شده است. در جمع‌بندی این بخش، برای پرهیز از بازنشر گمانه‌زنی، به همان سطحی از اطلاعات تکیه می‌کنیم که در منابع مرجع تأیید شده و با استانداردهای اخلاقیِ روایت زندگی‌نامه هم‌خوان است. 


محل تولد کتایون ریاحی

تهران زادگاه کتایون ریاحی است. بسیاری از معرفی‌های رسمی و دانشنامه‌ای، محل تولد او را تهران ثبت کرده‌اند و همین نسبت جغرافیایی، درک سیر رشد هنری او را ساده‌تر می‌کند: دههٔ ۱۳۷۰، دورهٔ رونق سریال‌های خانوادگی در تلویزیون ایران بود و ریاحی در همین بستر شهری/رسانه‌ای با «پدرسالار» دیده شد؛ سپس «پس از باران» و «شب دهم» این تصویر را تثبیت کردند. در اواخر دههٔ ۱۳۸۰ نیز نقش زلیخا در «یوسف پیامبر» برآمده از همین تجربهٔ زیستی و رسانه‌ای بود: بیان کم، دقت در جزئیات بازی، و تسلط بر زبان بدن. از زاویهٔ دیگری، تهران برای ریاحی تنها شهرِ تولد نبود؛ بسیاری از فعالیت‌های خیریه و فرهنگی او نیز از همین شهر آغاز شد و رسانه‌ای شد، از جمله بنیاد نیکوکاری «کُمَک» که او بنیان‌گذار و مدیرعامل آن معرفی شده است. پیوند «زادگاه» و «پایتختِ رسانه» سبب شد مسیر حرفه‌ای و اجتماعی‌اش در یک جغرافیای مشترک شکل بگیرد و به چشم بیاید. 


تحصیلات کتایون ریاحی

در ویکی‌پدیای فارسی و انگلیسی شرح مستقیمی از «مدرک دانشگاهی» کتایون ریاحی ثبت نشده است. بااین‌حال، طیف گسترده‌ای از وبگاه‌های زندگینامه‌ای فارسی—از جمله نما‌نمک، بیتوته و چند دایره‌المعارف آنلاین—او را فارغ‌التحصیل «ادبیات» و «مردم‌/انسان‌شناسی» در مقطع کارشناسی معرفی کرده‌اند. چون این ادعا در منابع دانشنامه‌ایِ دارای اتوریته تصریح نشده، روایت مسئولانه آن است که بگوییم: بر اساس شمار زیادی از بیوگرافی‌سایت‌های فارسی، ریاحی کارشناسی ادبیات و مردم‌/انسان‌شناسی دارد؛ اما ذکر این مدرک در دانشنامه‌های معیار دیده نمی‌شود. مستقل از مدرک، مسیر یادگیری او از نویسندگیِ کودک آغاز شد، با تجربه‌های پی‌درپی در تلویزیون به پختگی رسید و در سینما به «نقش‌های جدی» پیوند خورد. در دههٔ ۱۳۹۰ نیز با انتشار دو کتاب (مجموعه نمایشنامه «یک پنجره برای من» با طرح جلد عباس کیارستمی و کتاب کودک «ماهی قرمز کوچولو») نشان داد که کتابت برایش صرفاً یک علاقهٔ قدیمی نبود، بلکه مسیر دومِ حرفه‌ای است. این ترکیبِ عمل‌گرایانه—یادگیری در عمل، تجربهٔ صحنه/قاب، و نوشتن—از او چهره‌ای فرهنگی فراتر از صرفِ «بازیگر» ساخته است. 


سال شروع بازیگری کتایون ریاحی

اگر «شروع رسمی» را ملاک بگیریم، در مدخل‌های دانشنامه‌ای سال‌های فعالیتِ بازیگری ریاحی ۱۳۶۵ تا ۱۳۸۷ ثبت شده است. نخستین حضورهای سینمایی او به «پاییزان» (۱۳۶۶/۱۹۸۷) نسبت داده می‌شود و در تلویزیون نیز «پدرسالار» (۱۳۷۴) سکوی پرتابی بود که او را به عموم مخاطبان شناساند. در ادامه، «روزهای زندگی» (۱۳۷۸)، «پس از باران» (۱۳۷۹) و «شب دهم» (۱۳۸۰) تصویری روشن از توانایی او در روایت‌های خانوادگی و تاریخی ارائه کردند. نقطهٔ عطف بعدی، نقش زلیخا در «یوسف پیامبر» (۱۳۸۷–۱۳۸۸) بود که به نوعی اوج محبوبیت تلویزیونی او محسوب می‌شود. اندکی پس از همین نقش، ریاحی در خرداد ۱۳۸۸ با یادداشتی رسمی خداحافظی از بازیگری را اعلام کرد—تصمیمی که در منابع معتبر نیز بازتاب یافت. در کنار آثار تلویزیونی، کارنامهٔ سینمایی او—از «شام آخر» و «این زن حرف نمی‌زند» تا همکاری با ابراهیم حاتمی‌کیا در «دعوت» و حضور در پروژهٔ «شیرین» به کارگردانی عباس کیارستمی—چهره‌ای منعطف از او به‌دست می‌دهد؛ بازیگری که میان ملودرام شهری و روایت‌های دین‌محور جا‌به‌جا می‌شود و به اقتضای نقش، لحن بازی را تنظیم می‌کند. 


فیلم ها ، سریال ها و آثار کتایون ریاحی

سینمایی

سال عنوان کارگردان
۱۳۸۷ دعوت ابراهیم حاتمی‌کیا
۱۳۸۷ شیرین عباس کیارستمی
۱۳۸۲ تارا و تب توت فرنگی سعید سهیلی
۱۳۸۱ این زن حرف نمی‌زند احمد امینی
۱۳۸۱ بانوی من یدالله صمدی
۱۳۸۱ جایی دیگر مهدی کرم‌پور
۱۳۸۰ شام آخر فریدون جیرانی
۱۳۷۵ لاک‌پشت علی شاه‌حاتمی
۱۳۷۴ ماه مهربان قاسم جعفری
۱۳۷۱ قافله مجید جوانمرد
۱۳۷۱ تماس شیطانی حسن قلی‌زاده
۱۳۶۹ حکایت آن مرد خوشبخت رضا حیدرنژاد
۱۳۶۹ آپارتمان شماره ۱۳ یدالله صمدی
۱۳۶۷ کشتی آنجلیکا محمدرضا بزرگ نیا
۱۳۶۷ آخرین لحظه فرخ انصاری بصیر
۱۳۶۶ غریبه رحمان رضایی (کارگردان)
۱۳۶۶ خبرچین نصرت‌الله زمردیان، مازیار پرتو
۱۳۶۶ پاییزان رسول صدرعاملی

مجموعه تلویزیونی

سال مجموعه نقش کارگردان پخش
۱۳۸۷–۱۳۸۳ یوسف پیامبر زلیخا فرج‌الله سلحشور شبکه ۱
۱۳۸۴ مرده متحرک رضا کریمی شبکه ۱/پخش در ماه رمضان
۱۳۸۱ عروج سیروس مقدم شبکه ۳
۱۳۸۰ شب دهم فخرالزمان حسن فتحی شبکه ۱
۱۳۸۱–۱۳۷۸ روشن‌تر از خاموشی سارا بانو حسن فتحی شبکه ۱
۱۳۷۹–۱۳۷۸ پس از باران خانم بس سعید سلطانی شبکه ۳
۱۳۷۸–۱۳۷۷ روزهای زندگی فاطمه سیروس مقدم شبکه ۳
۱۳۷۷–۱۳۷۶ خبرنگار خارجی[۲۷] محمدحسین لطیفی شبکه ۳
۱۳۷۷–۱۳۷۶ فردا دیر است بازیگر مهمان حسن فتحی شبکه ۳
۱۳۷۷–۱۳۷۶ شرکت عبدالله باکیده شبکه ۳
۱۳۷۶ بازگشت پرستوها ابوالقاسم طالبی شبکه ۲
۱۳۷۵ صدای صنوبر[۲۸] شاپور قریب شبکه ۲

۷ قسمت

۱۳۷۴ پهلوانان نمی‌میرند فاطمه حسن فتحی شبکه ۲
۱۳۷۴ شیخ مفید

(خورشید شب)

فریبرز صالح شبکه ۲
۱۳۷۳ عاطفه حسن فتحی شبکه ۲
۱۳۷۲ پدرسالار زهرا اکبر خواجویی شبکه ۲
۱۳۷۲ همسایه‌ها حسن فتحی شبکه ۱/پخش در ماه رمضان
۱۳۷۱ دردسر مجید ماهیچی شبکه ۲
۱۳۶۹ هفت شهر عشق محمدعلی نجفی شبکه ۱
۱۳۶۴ سایهٔ همسایه مریم اسماعیل خلج شبکه ۲

جوایز کتایون ریاحی

  • افتخارات کسب شده برای فیلم‌های سینمایی:
جایزه بهترین بازیگر زن از جشنواره بین‌المللی فیلم قاهره برای فیلم شام آخر سال ۱۳۸۱[۲۹]
کاندیدای سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن (شام آخر) – دوره ۲۰ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) – سال ۱۳۸۰
کاندیدای تندیس زرین بهترین بازیگر نقش اول زن (این زن حرف نمی‌زند) – دوره ۷ جشن خانه سینما (مسابقه) – سال ۱۳۸۲
کاندیدای تندیس زرین بهترین بازیگر نقش اول زن (شام آخر) – دوره ۶ جشن خانه سینما (مسابقه) – سال ۱۳۸۱
کاندیدای لوح زرین بهترین بازیگر زن (شام آخر) – دوره ۳ منتخب سایت ایران اکتور (بهترین‌های سال) – سال ۱۳۸۲
کاندیدای لوح زرین بهترین بازیگر زن (این زن حرف نمی‌زند) – دوره ۴ منتخب سایت ایران اکتور (بهترین‌های سال) – سال ۱۳۸۳
بازیگر نقش اول زن سال (این زن حرف نمی‌زند) – دوره ۱۸ منتخب نویسندگان و منتقدان (بهترین‌های سال) – سال ۱۳۸۲
بازیگر برگزیده منتقدان و جشن سینمایی دنیای تصویر (جشن حافظ) ۱۳۹۰(نقش اول زن سریال درام، یوسف پیامبر)
بازیگر برگزیده منتقدان و جشن سینمایی دنیای تصویر (جشن حافظ) ۱۳۸۲(بازیگر نقش اول زن، این زن حرف نمی‌زند)
بازیگر برگزیده منتقدان و جشن سینمایی دنیای تصویر (جشن حافظ) ۱۳۸۱(نقش اول زن سریال درام، شب دهم)

افتخارات کسب شده برای مجموعه‌های تلویزیونی:

بازیگر برگزیده جشنواره سیما برای مجموعه پس از باران
بازیگر برگزیده جشنواره سیما برای مجموعه فردا دیر است
بازیگر برگزیده جشنواره سیما برای مجموعه روزهای زندگی
بازیگر برگزیده جشنواره سیما برای مجموعه شب دهم
بازیگر برگزیده جشنواره سیما برای مجموعه یوسف پیامبر
بهترین بازیگر مردمی برگزیده جشنواره سیما

دربارهٔ زندگی شخصی کتایون ریاحی

در سطح عمومیِ مورد استناد، دربارهٔ زندگی شخصی ریاحی سه محور موثق دیده می‌شود: خانواده، کتابت/ادبیات و کنش اجتماعی. او یک فرزند به نام پوریا دارد که مسیر حرفه‌ای‌اش را در موسیقی دنبال کرده است. در خرداد ۱۳۸۸ با انتشار یادداشتی در رسانهٔ رسمی، از بازیگری کناره‌گیری کرد و به فعالیت‌های فرهنگی/اجتماعی پرداخت. در سال ۱۳۹۳ دو کتاب منتشر کرد و در ۱۴۰۱ از نخستین چهره‌های شناخته‌شده‌ای بود که در حمایت از اعتراضات، حجاب اجباری را کنار گذاشت؛ در ۲۹ آبان ۱۴۰۱ بازداشت و آذر همان سال با قرار وثیقه آزاد شد. در سال‌های پس از کناره‌گیری، وجه خیریه زندگی‌اش—به‌عنوان بنیان‌گذار و مدیرعامل بنیاد نیکوکاری «کمک»—در معرفی‌ها پررنگ بود و او علاوه بر این، به‌عنوان سفیر بنیاد «مِهرافَرین» نیز معرفی شده است. در کنار این‌ها، روایت‌هایی از تجربه‌های ناگوار شخصی و حضور رسانه‌ای (مصاحبه‌ها، برنامه‌های تلویزیونی و لایوهای اینترنتی) دیده می‌شود که نشان می‌دهد او حتی دور از صحنهٔ بازیگری، راویِ زندگی حرفه‌ای و اجتماعیِ خودش مانده است. در این بخش، همان‌گونه که روش حرفه‌ای اقتضا می‌کند، تنها داده‌هایی ذکر شد که در مدخل‌های مرجع یا رسانه‌های معتبر ثبت شده‌اند. 


جوایز، نامزدی‌ها و ارزیابی بازیگری

در ارزیابی کارنامهٔ ریاحی، نام «شامِ آخر» (۱۳۸۰) به‌عنوان بهترین بازی سینمایی او زیاد تکرار می‌شود؛ همان نقشی که برایش نامزد سیمرغ بلورین شد و در سطح بین‌الملل نیز توجه جشنواره‌ها را برانگیخت. در تلویزیون، «پس از باران» و «شب دهم» سکوهای تثبیت بودند و «یوسف پیامبر» نقطهٔ اوج؛ جایی که طیفِ عاطفیِ پیچیدهٔ زلیخا—از شیفتگی تا توبه و حِلم—با بازی حساب‌شدهٔ او جان گرفت. منتقدان دربارهٔ سبک ریاحی معمولاً از اقتصاد حرکت، بیان میمیک دقیق و پرهیز از اغراق در نقش‌های دراماتیک سخن می‌گویند؛ ویژگی‌هایی که او را برای نقش‌های وقارمند/تاریخی مناسب کرده است. از منظر جایزه‌ها، علاوه بر نامزدی‌ها و جوایز داخلی، مدخل‌های انگلیسی به دستاوردهای بین‌المللی او در اوایل دههٔ ۲۰۰۰ اشاره دارند و همراه با فهرست آثار، تصویری روشن از اعتبار حرفه‌ای‌اش ارائه می‌دهند. جمع‌بندی منتقدانه این است که ریاحی در کاراکترهای «زنِ محوریِ داستان»—به‌ویژه در ملودرام‌ها و روایت‌های تاریخ‌محور—ترجیع‌بندِ بازیِ کم‌تکان اما پُرازش را پی می‌گیرد و بیش از هر چیز با تعادلِ حس و فرم به یاد می‌ماند. 


خداحافظی از بازیگری و فعالیت‌های خیریه

کناره‌گیری رسمی ریاحی از بازیگری در خرداد ۱۳۸۸ منتشر شد؛ تصمیمی که به گفتهٔ منابع، بعد از تجربهٔ معنوی/اخلاقیِ سریال «یوسف پیامبر» شکل گرفت. پس از آن، بنیاد نیکوکاری «کمک»—که او بنیان‌گذار و مدیرعاملش معرفی شده—به محور فعالیت‌های رسانه‌ای‌اش بدل شد و نام ریاحی، علاوه بر حوزهٔ هنر، در خبرهای اجتماعی نیز شنیده شد. او همچنین به‌عنوان سفیر بنیاد «مِهرافَرین» معرفی شده است. این مسیرِ «از قاب تا جامعه»، نشان می‌دهد که ریاحی شهروندی فرهنگی را هم‌سنگِ هویت هنری‌اش می‌بیند: در سال‌های دوری از صحنهٔ بازیگری، از نوشتن غافل نشد، دو کتاب منتشر کرد و هرجا نیاز بوده، دربارهٔ مسائل اجتماعی صدا شد؛ چه در قالب بیانیه‌های صنفی زنان سینماگر، چه در همراهی با مطالبات مدنی ۱۴۰۱. چنین ترکیبی از هنر، ادبیات و کنشگری مدنی، چهره‌ای چندبعدی از او ساخته که در روایت زندگینامه، بخشی جدایی‌ناپذیر از هویت حرفه‌ای‌اش است. 


جمع‌بندی

بیوگرافی کتایون ریاحی تصویری از بازیگری پرتجربه و چندبعدی ارائه می‌دهد که در ۱۰ دی ۱۳۴۰ در تهران به دنیا آمد، با مجموعه‌هایی چون «پدرسالار»، «پس از باران» و «شب دهم» به تثبیت رسید و با نقش زلیخا در «یوسف پیامبر» به اوج محبوبیت تلویزیونی دست یافت. امروز اگر از سن کتایون ریاحی بپرسید، با توجه به تاریخ تولد، او ۶۳ ساله است. دربارهٔ قد کتایون ریاحی عدد مستند و رسمی در منابع دانشنامه‌ای وجود ندارد و هر عددی که در وبگاه‌های غیرمرجع می‌بینید، قابل اتکا نیست. در مورد همسر کتایون ریاحی، منابع مرجع دو نام را ذکر می‌کنند: امیرفرشید رحیمیان و مسعود بهبهانی‌نیا (هر دو جداشده) و از یک فرزند به نام پوریا یاد شده است که در موسیقی فعال است. محل تولد کتایون ریاحی تهران است و دربارهٔ تحصیلات کتایون ریاحی، اگرچه بسیاری از وبگاه‌های بیوگرافی از کارشناسی ادبیات و مردم‌/انسان‌شناسی می‌نویسند، اما دانشنامه‌های معیار این مدرک را تصریح نکرده‌اند؛ پس آن را با احتیاط نقل می‌کنیم. سال شروع بازیگری کتایون ریاحی در مدخل‌های مرجع ۱۳۶۵ (تلویزیون) تا ۱۳۶۶/۱۹۸۷ (سینما) دانسته شده و خداحافظی از بازیگری در خرداد ۱۳۸۸ ثبت است. در زندگی شخصی کتایون ریاحی، وجه خیریه و کنش اجتماعی—از بنیان‌گذاری بنیاد «کمک» تا همراهی با مطالبات مدنی در ۱۴۰۱—پررنگ است؛ بازداشتی کوتاه‌مدت و آزادی با وثیقه نیز در همان سال ثبت شد. این جمع‌بندی نشان می‌دهد چرا ریاحی، فراتر از مرزبندی‌های ژانری و نسلی، در حافظهٔ مخاطب مانده است: ترکیب وقار بازیگری، انتخاب‌های سنجیده و شهروندیِ فرهنگی

این مطلب را به اشتراک بگذارید

بیوگرافی های دیگر

آخرین مطالب سایت میتراکانا

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

0
سبد خرید شما
سبد خرید خالیخرید