هرمز سیرتی، بازیگر پیشکسوت و صدای ماندگار رادیو و تلویزیون ایران، متولد سال ۱۳۱۹ در شهر بابل است که فعالیت هنری خود را از سال ۱۳۳۸ آغاز کرد و با تکیه بر صدایی گرم و مخملین و استایلی باوقار، به یکی از ارکان اصلی نمایشهای رادیویی تبدیل شد. او که در کارنامه طولانی خود سابقه ایفای نقش در آثار متعدد تلویزیونی و سینمایی را دارد، در اواسط دهه ۹۰ به دلیل مشکلات معیشتی و کمکاری تصمیم به مهاجرت و همکاری با شبکه جم گرفت، اما خیلی زود با ابراز پشیمانی از شرایط غیرحرفهای آنجا به ایران بازگشت و اکنون در دهه نهم زندگی خود، همچنان به عنوان هنرمندی دغدغهمند و عاشق صحنه و رادیو شناخته میشود.
بیوگرافی هرمز سیرتی
در گنجینه هنر نمایش و صداپیشگی ایران، نامهایی وجود دارند که همچون ستونهای نامرئی، بارِ کیفیت و اعتبار آثار هنری را به دوش میکشند. هرمز سیرتی یکی از همین نامهای وزین و معتبر است. هنرمندی که شاید نسل جدید او را با حواشی مربوط به مهاجرت کوتاهمدتش به یاد بیاورند، اما برای نسلهای قدیمیتر، او صدایی گرم در قصههای شب رادیو و چهرهای متین در سریالهای ماندگار تلویزیونی است. هرمز سیرتی، نمادی از نسل طلایی بازیگران ایرانی است که هنر را نه در فرش قرمزها و جنجالهای اینستاگرامی، بلکه در استودیوهای تاریک رادیو و صحنههای خاکخورده تئاتر آموختند. او مسیری طولانی را از خطه سرسبز شمال ایران تا پایتخت و حتی فراتر از مرزها طی کرد و دوباره به خانه بازگشت. زندگی او پر از فراز و نشیبهای دراماتیک است؛ از درخشش در نقشهای جدی و اتوکشیده تا گلایههای تلخ از بیمهری روزگار نسبت به پیشکسوتان. در این مقاله قصد داریم غبار از چهره این استاد بازیگری برگیریم و نگاهی عمیق به زندگی، آثار و تصمیمات مهم او بیندازیم. اگر میخواهید بدانید مردی که صدایش آرامشبخش شبهای رادیو بود، چگونه زندگی کرده و چه دیدگاهی به هنر دارد، این مطلب جامع برای شماست.
سن هرمز سیرتی
بررسی سن و سال هنرمندانی چون هرمز سیرتی، ما را به سفری در تونل زمان و تاریخ معاصر ایران میبرد. هرمز سیرتی متولد سال ۱۳۱۹ شمسی است. او در آستانه ورود ایران به دهه بیست و در دورانی که جهان درگیر التهابات جنگ جهانی دوم بود، چشم به جهان گشود. متولدین سال ۱۳۱۹، نسلی هستند که کودکیشان با تغییرات بزرگ سیاسی ایران و نوجوانیشان با شکلگیری ساختارهای نوین هنری و فرهنگی کشور همزمان شد.
اکنون که این متن نوشته میشود، هرمز سیرتی در دهه نهم زندگی خود (۸۴ سالگی) به سر میبرد. این سن برای یک هنرمند، جایگاهی رفیع و ارزشمند است که به آن “مقام پیشکسوت” میگویند. هرمز سیرتی بیش از شش دهه از عمر خود را وقف هنر کرده است. تصور کنید، شش دهه فعالیت مستمر؛ از زمانی که رادیو تنها سرگرمی مردم بود تا امروز که پلتفرمهای دیجیتال جهان را تسخیر کردهاند. سن هرمز سیرتی تنها یک عدد در شناسنامه نیست؛ بلکه نشاندهنده کولهباری از تجربه، خاطرات زنده از بزرگان هنر و مشاهدهی تحولات عظیم اجتماعی است. نکته قابل توجه درباره سن او، حفظ روحیه و استایل خاصش در کهنسالی است. با وجود اینکه گرد پیری بر چهرهاش نشسته و موهایش کاملاً سپید شده است، اما همچنان صلابت در گفتار و ایستایی در قامت او دیده میشود. او متعلق به نسلی است که “بازنشستگی” در قاموسشان معنایی ندارد. حتی در این سن و سال، دغدغهی کار دارد و از بیکاری و خانهنشینی بیزار است. گلایههای او در سالهای اخیر از کمکار شدن، نه به خاطر ناتوانی جسمی، بلکه به خاطر عشق بیپایانش به بودن در صحنه است. چهره او در این سن، مناسبترین گزینه برای ایفای نقش پدربزرگهای مهربان، خانهای مقتدر یا شخصیتهای تاریخی و روشنفکر است. او با عبور از مرز هشتاد سالگی، همچنان حافظهای قوی برای به خاطر سپردن دیالوگها و تحلیل نقشها دارد که نشان از سلامت ذهن و روح این هنرمند کهنهکار دارد.
قد هرمز سیرتی
در هنر بازیگری، ویژگیهای فیزیکی و تناسب اندام ابزارهایی هستند که بازیگر به کمک آنها کاراکتر را جان میبخشد. اگرچه در منابع رسمی بیوگرافی، عدد دقیقی برای قد هرمز سیرتی به سانتیمتر ثبت نشده است، اما با بررسی آثار تصویری و حضور او در کنار سایر بازیگران، میتوان دریافت که او دارای قدی متوسط و استاندارد (در حدود ۱۷۰ تا ۱۷۵ سانتیمتر) است. اما در مورد بازیگری در کلاس و سطح هرمز سیرتی، بحث قد فراتر از اعداد و ارقام فیزیکی است.
آنچه در فیزیک هرمز سیرتی برجسته است، “استایل و پرستیژ” اوست. او همواره به عنوان بازیگری با ظاهری آراسته، مرتب و باوقار شناخته میشود. در بسیاری از نقشهایش، او را در کت و شلوارهای رسمی، پالتوهای شیک و ظاهری که تداعیکننده افراد تحصیلکرده، پزشکان، وکلا یا مقامات است، دیدهایم. قد و قامت او به گونهای است که این نوع لباسها به خوبی بر تنش مینشینند و باورپذیری نقش را دوچندان میکنند. در تئاتر و رادیو (که تصویر وجود ندارد)، زبان بدن و استفاده از فیزیک برای تولید صدا اهمیت دارد و سیرتی استاد این فن است. نکته مهم دیگر در مورد ویژگیهای فیزیکی او، حفظ تناسب اندام در طول سالیان دراز است. برخلاف بسیاری که با افزایش سن دچار تغییرات شدید وزنی یا خمیدگی میشوند، هرمز سیرتی همواره تلاش کرده است که قامتی استوار داشته باشد. این ویژگی فیزیکی به او اجازه داده تا حتی در سنین بالا، نقشهایی را بپذیرد که نیاز به تحرک و حضور موثر در صحنه دارند. چهره استخوانی و نگاه نافذ او، ترکیبی را میسازد که فیزیک بدنیاش را تکمیل میکند. در واقع، قد او شاید خیلی بلند نباشد، اما “حضور صحنهای” (Stage Presence) او بسیار بلند و گیراست. او یاد گرفته است که چگونه با بدن خود فضا را اشغال کند و نگاه مخاطب را به سمت خود بکشد، مهارتی که تنها از بازیگران باسابقه تئاتر برمیآید.
همسر هرمز سیرتی
زندگی خصوصی هنرمندان نسل قدیم، معمولاً در هالهای از احترام و حریم خصوصی قرار دارد و هرمز سیرتی نیز از این قاعده مستثنی نیست. درباره همسر هرمز سیرتی و جزئیات دقیق زندگی زناشوییاش، اطلاعات زیادی در فضای رسانهای منتشر نشده است و او همواره تلاش کرده تا خانوادهاش را از جنجالهای خبری دور نگه دارد. اما آنچه مسلم است، او متاهل است و دارای خانوادهای گرم میباشد که در تمام فراز و نشیبهای زندگی حرفهای، پشتیبان او بودهاند.
زندگی با یک هنرمند، به ویژه هنرمندی که در عرصههای مختلف تئاتر، رادیو و تلویزیون فعالیت میکند و برنامههای کاری نامنظمی دارد، نیازمند صبوری و درک بالایی است. همسر هرمز سیرتی در تمام این سالها، نقش ستونی محکم را در زندگی او ایفا کرده است. به ویژه در دورانی که او تصمیم به مهاجرت گرفت و سپس بازگشت، فشار روانی زیادی بر خانواده وارد شد. همراهی و حمایت خانواده در این مقاطع بحرانی، نشاندهنده پیوند عمیق عاطفی در زندگی شخصی اوست. هرمز سیرتی در مصاحبههایش کمتر به نام و جزئیات همسر و فرزندانش اشاره میکند، که این موضوع ریشه در فرهنگ و منش بازیگران قدیمی دارد که معتقدند “هنر متعلق به مردم و زندگی متعلق به خودمان است”. با این حال، او بارها از اهمیت کانون گرم خانواده صحبت کرده و آرامش خود را مدیون مدیریت همسرش در خانه میداند. در دورانی که او به دلیل مسائل مالی و کاری تحت فشار بود (مانند ماجرای پیوستن به شبکه جم)، دوری از خانواده یکی از سختترین چالشهایش بود و همین دلتنگی برای همسر و فرزندان و وطن، یکی از دلایل اصلی بازگشت زودهنگام او به ایران شد. این وابستگی نشان میدهد که هرمز سیرتی، مردی خانوادهدوست است که شهرت را به قیمت از دست دادن حریم امن خانهاش نمیخواهد.
محل تولد هرمز سیرتی
ریشههای هر انسانی در خاک زادگاهش نهفته است و هرمز سیرتی فرزند خطه سرسبز شمال ایران است. محل تولد هرمز سیرتی شهر بابل در استان مازندران است. شهر بابل، مشهور به “شهر بهارنارنج”، با فرهنگی غنی و مردمانی هنردوست، بستری بود که هرمز سیرتی در آن چشم به جهان گشود و اولین فصلهای زندگیاش را تجربه کرد.
متولد شدن در شمال ایران و در مجاورت طبیعت، احتمالاً تأثیر عمیقی بر روحیه لطیف و هنری او گذاشته است. بابل در آن سالها یکی از شهرهای مهم فرهنگی در شمال کشور محسوب میشد. هرمز سیرتی دوران کودکی و نوجوانی خود را در این شهر گذراند و احتمالاً اولین جرقههای علاقه به هنر و نمایش در همان دوران مدرسه و در فضای فرهنگی بابل در ذهن او زده شد. اما مانند بسیاری از هنرمندان شهرستانی که رویاهای بزرگی در سر دارند، او نیز میدانست که برای پیشرفت حرفهای و رسیدن به جریان اصلی هنر کشور، باید به پایتخت مهاجرت کند. مهاجرت از بابل به تهران، نقطه عطفی در زندگی او بود. با این حال، او هرگز اصالت خود را فراموش نکرد. اگرچه او در رادیو و تلویزیون به زبان فارسی معیار و بدون لهجه صحبت میکند (که نشان از تسلط و تمرین او دارد)، اما ریشههای مازندرانی در خونگرمی و صمیمیت رفتاری او مشهود است. او نمایندهای از هنرمندان شهرستانی است که با تکیه بر استعداد خود به تهران آمدند و توانستند در کنار بزرگان پایتختنشین، جایگاه خود را تثبیت کنند. زادگاه او، بابل، همواره به داشتن چنین هنرمندی افتخار میکند و او نیز خود را فرزند آن دیار میداند. این پیوند با زادگاه، به او هویتی اصیل بخشیده که در پسِ چهرهی شهری و مدرن نقشهایش، همچنان سوسو میزند.
تحصیلات هرمز سیرتی
در دورانی که هرمز سیرتی وارد عرصه هنر شد، مسیر آموزش بازیگری لزوماً از دانشگاه نمیگذشت. تحصیلات هرمز سیرتی بیشتر متکی بر “تجربه” و آموزشهای کارگاهی در دلِ استودیوهای رادیویی و صحنههای تئاتر است. اگرچه مدرک دانشگاهی خاصی با عنوان دکتری یا لیسانس بازیگری در بیوگرافیهای رسمی او برجسته نشده است، اما او فارغالتحصیلِ “دانشگاهِ واقعیِ هنر” است.
هرمز سیرتی فعالیت هنری خود را از سنین جوانی (حدود سال ۱۳۳۸) آغاز کرد. در آن زمان، ورود به اداره رادیو و تلویزیون و یا گروههای تئاتری معتبر، نیازمند گذراندن آزمونهای سخت و دورههای آموزشی فشرده زیر نظر اساتید بزرگ بود. او در این دورهها، فن بیان، صداسازی، تحلیل متن و تکنیکهای بازیگری را به صورت عملی آموخت. رادیو به عنوان یکی از مهمترین پایگاههای آموزشی آن زمان، حکم دانشگاه را برای او داشت. در رادیو، بازیگر یاد میگیرد که چگونه تنها با صدا، فضاسازی کند و احساسات را منتقل نماید؛ مهارتی که نیازمند سواد و هوش بالایی است. بنابراین، وقتی از تحصیلات هرمز سیرتی صحبت میکنیم، نباید فقط به دنبال مدرک کاغذی باشیم. سواد هنری او در بیان سلیس، دایره واژگان غنی و شناختی که از ادبیات نمایشی دارد، کاملاً مشهود است. او سالها در کنار بزرگانی چون حمید سمندریان، اکبر رادی و سایر مفاخر تئاتر کار کرده و از آنها آموخته است. این نوع تحصیلات که “سینه به سینه” و “استاد-شاگردی” منتقل میشود، در بسیاری از موارد ارزشمندتر از مدارک آکادمیک امروزی است. تسلط او بر متون کلاسیک و تواناییاش در خوانش صحیح متون ادبی در رادیو، گواهی بر سطح بالای دانش و مطالعات شخصی اوست. او هنرمندی خودآموخته و تجربهاندوخته است که دانشش را در عمل اثبات کرده است.
سال شروع بازیگری هرمز سیرتی
نگاهی به سال شروع بازیگری هرمز سیرتی ما را به اواخر دهه سی شمسی میبرد. او فعالیت هنری خود را به صورت جدی از سال ۱۳۳۸ آغاز کرد. شروع فعالیت در سال ۱۳۳۸ یعنی او بیش از ۶۵ سال است که در این عرصه حضور دارد. این تداوم و استمرار، رکوردی شگفتانگیز و قابل تحسین است.
هرمز سیرتی کارش را با رادیو و تئاتر شروع کرد. در آن سالها، رادیو محبوبترین رسانه در ایران بود و بازیگران رادیویی ستارههای بیتصویرِ ذهن مردم بودند. او خیلی زود توانست با صدای خاص و مخملین خود، جایگاهی در نمایشهای رادیویی پیدا کند. اما ورود او به دنیای تصویر (سینما و تلویزیون) در سال ۱۳۴۰ اتفاق افتاد. اولین حضورهای او در سینمای قبل از انقلاب، اگرچه شاید نقشهای اصلی نبودند، اما مسیر را برای حضورهای بعدی هموار کردند. او جزو معدود هنرمندانی است که هم در دوران پیش از انقلاب و هم پس از انقلاب فعالیت مستمر داشته است. پس از انقلاب سال ۵۷، او همچنان در رادیو و تلویزیون فعال باقی ماند و در سریالهای ماندگاری به ایفای نقش پرداخت. سالهای شروع فعالیت او مصادف بود با دورانی که هنر در ایران در حال پوستاندازی و مدرن شدن بود و هرمز سیرتی بخشی از این جریانِ تحول بود. از سال ۳۸ تا امروز، او نسلهای مختلفی از کارگردانان و بازیگران را دیده و با آنها همکاری کرده است. این سابقه طولانی باعث شده تا او به گنجینهای زنده از تاریخ شفاهیِ هنرِ نمایش در ایران تبدیل شود. او شاهدی بر تولد، رشد و بلوغ سینما و تلویزیون ایران است.
فیلم ها ، سریال ها و آثار هرمز سیرتی
سینما
| تولید |
عنوان |
کارگردان |
| ۱۳۹۲ |
رنج و سرمستی |
جهانگیر الماسی |
| ۱۳۸۰ |
مه بانو |
مجید بهشتی |
| ۱۳۷۴ |
قانون |
فرامرز قریبیان |
| ۱۳۶۹ |
نقش عشق |
شهریار پارسیپور |
| ۱۳۶۶ |
سازمان ۴ |
حسن جوانبخش |
| ۱۳۶۵ |
هشت و نیم شب |
اسماعیل رحیمزاده |
| ۱۳۵۱ |
خانه قمرخانم |
بهمن فرمانآرا |
تلویزیون
| تولید |
عنوان |
کارگردان |
| ۱۳۵۳ |
سمک عیار |
باربد طاهری |
| ۱۳۶۴ |
جُنگی برای فردا |
مجید مظفری |
| ۱۳۶۳ |
پیدایش صهیونیسم |
ناصر یوسفی نژاد |
| ۱۳۶۵ |
اغر بخیر |
مجید بهشتی |
| ۱۳۶۵ |
نهضت های آزادی بخش |
اسماعیل شنگله |
| ۱۳۷۱ |
حکایتی و حکمتی |
مجتبی یاسینی |
| ۱۳۷۲ |
روزها و حکمت ها |
بهرام شاه محمدلو |
| ۱۳۷۲ |
باغ گیلاس |
مجید بهشتی |
| ۱۳۷۴ |
راهیان |
علی بیابانی |
| ۱۳۷۴ |
بر سر دوراهی |
مجید بهشتی |
| ۱۳۷۵ |
صید در پی صیاد |
صادق هاتفی |
| ۱۳۷۵ |
بافتههای رنج |
مجید بهشتی |
| ۱۳۸۰ |
بازی زندگی |
مجید بهشتی |
| ۱۳۸۶ |
سایه تنهایی |
بیژن شکرریز |
| ۱۳۹۵ |
شهر قشنگ[۴] |
مهدی مظلومی |
تئاتر
| تولید |
عنوان |
کارگردان |
| ۱۳۴۱ |
دریا روندگان |
رکنالدین خسروی |
| ۱۳۷۱ |
باغ آلبالو |
رکنالدین خسروی |
درباره زندگی شخصی هرمز سیرتی و چالشهای معیشتی
درباره زندگی شخصی هرمز سیرتی باید گفت که او انسانی صریح، دردمند و دغدغهمند است. در سالهای اخیر، بخش مهمی از زندگی شخصی او تحت شعاع مسائل مالی و گلایههای صنفی قرار گرفته است. او بارها در مصاحبههایش با صداقتی تلخ، از وضعیت بد معیشتی بازیگران پیشکسوت صحبت کرده است.
هرمز سیرتی از آن دسته هنرمندانی نیست که تظاهر به خوشبختی کند. او صراحتاً اعلام کرده که حقوق بازنشستگی و درآمدهای ناچیز رادیو، کفاف زندگی در کلانشهری مثل تهران را نمیدهد. همین فشارهای اقتصادی و کملطفی تهیهکنندگان و کارگردانان، باعث شد که او در مقطعی تصمیمی جنجالی بگیرد و به شبکه جم بپیوندد (که در بخش بعد مفصل به آن میپردازیم). در زندگی شخصی، او فردی منضبط و حرفهای است. همکارانش او را به خوشقولی و حفظ شأن هنری میشناسند. او با وجود مشکلات، هنوز عاشق کارش است و بزرگترین تفریحش مطالعه و گوش دادن به رادیوست. تنهایی و انزوای ناخواسته که گریبانگیر بسیاری از پیشکسوتان میشود، دغدغه اصلی اوست. او دوست دارد دیده شود، بازی کند و در اجتماع باشد. زندگی شخصی او آینهای از واقعیت تلخ زندگی بسیاری از هنرمندان قدیمی است که پس از سالها درخشش، در دوران پیری با بیمهری مواجه میشوند. با این حال، او همچنان امیدوار است و با هر پیشنهاد کاری جدید، جانی تازه میگیرد. عزت نفس او اجازه نمیدهد که تقاضای کمک کند، اما فریادهایش در مصاحبهها، هشداری برای مسئولین فرهنگی کشور است.
ماجرای جنجالی مهاجرت به شبکه جم و بازگشت
یکی از مهمترین و پرجستوجوترین فصول زندگی هرمز سیرتی، ماجرای پیوستن به شبکه جم (GEM TV) در سال ۱۳۹۴ و سپس بازگشت او به ایران است. این اتفاق در زمانی رخ داد که موجی از مهاجرت بازیگران ایرانی به ترکیه شکل گرفته بود. هرمز سیرتی نیز به دلیل بیکاری طولانیمدت، فشارهای مالی و بیتوجهی مسئولین، تصمیم به مهاجرت گرفت.
او در آنجا در چند سریال و فیلم تلویزیونی (مانند “شهر قشنگ” به کارگردانی مهدی مظلومی) بازی کرد. اما این مهاجرت رویایی نبود. هرمز سیرتی خیلی زود متوجه شد که شرایط آنجا با وعدههای داده شده تفاوت زمین تا آسمان دارد. او که یک بازیگر حرفهای و باسابقه بود، نمیتوانست با فضای غیرحرفهای، فیلمنامههای ضعیف و شرایط کاری نامناسب آن شبکه کنار بیاید. بنابراین، او یکی از اولین کسانی بود که با شجاعت اعلام کرد پشیمان است و به ایران بازگشت. او پس از بازگشت در مصاحبههای متعددی افشاگری کرد و گفت: “آنجا سراب بود؛ نه احترامی بود و نه هنر.” او اعتراف کرد که تصمیمش اشتباه بوده و تنها دلیلش فشار مالی بوده است. این صداقت و بازگشت به موقع، باعث شد که جامعه هنری و مردم با او همدلی کنند. هرچند که پس از بازگشت مدتی با محدودیتهای کاری مواجه شد، اما در نهایت توانست دوباره در پروژههای داخلی حضور یابد. داستان مهاجرت و بازگشت او، درسی بزرگ برای سایر هنرمندان شد و نشان داد که هیچجا خانه خود آدم نمیشود.
صدای ماندگار؛ فعالیتهای درخشان در رادیو
نمیتوان از هرمز سیرتی نوشت و به صدای جادویی او اشاره نکرد. او پیش از آنکه بازیگر تصویر باشد، مردِ صداست. فعالیتهای او در رادیو نمایش و برنامههایی چون “داستان شب”، بخش زرینی از کارنامه اوست. صدای هرمز سیرتی، صدایی بم، گرم، باصلابت و در عین حال منعطف است که قابلیت تیپسازیهای مختلف را دارد.
او در رادیو نقشهای بیشماری را جان بخشیده است؛ از بازپرسهای جدی تا پدران دلسوز و شخصیتهای ادبی. بازیگری در رادیو بسیار دشوارتر از تصویر است، زیرا بازیگر باید تمام حس و حال فضا را تنها با کلام منتقل کند و سیرتی استاد این کار است. او سالها در کنار بزرگانی چون ژاله علو، بهزاد فراهانی و صدرالدین شجره در ارگ رادیو فعالیت کرده است. حتی در دوران کمکاری در تلویزیون، رادیو همیشه خانه امن او بوده است. او معتقد است که رادیو رسانهای شریف و فرهیخته است که مخاطبان خاص خود را دارد. نسلهای مختلفی با صدای او خاطره دارند، شاید بدون آنکه چهرهاش را بشناسند. او در زمینه دوبله نیز تجربیاتی دارد و صدایش قابلیت دوبله روی شخصیتهای سنگین و جدی را داراست. میراث صوتی هرمز سیرتی در آرشیو صداوسیمای ایران، گنجینهای است که برای آیندگان باقی خواهد ماند.
جمعبندی
هرمز سیرتی، هنرمندی از تبار صدا و صحنه، نمادی از استقامت و عشق به هنر است. در این بیوگرافی خواندیم که سن هرمز سیرتی و تجربه هشتاد و چند سالهاش، او را به گواهی زنده بر تاریخ هنر ایران تبدیل کرده است. قد هرمز سیرتی و پرستیژ خاصش، او را مناسب نقشهای باوقار کرده است. اگرچه اطلاعات دقیقی از همسر هرمز سیرتی در دست نیست، اما ردپای حمایت خانواده در زندگی او مشهود است. محل تولد هرمز سیرتی در بابل، ریشههای اصیل او را شکل داده و تحصیلات هرمز سیرتی در مکتب تجربه رادیو و تئاتر کامل شده است.
از سال شروع بازیگری هرمز سیرتی در سال ۱۳۳۸ تا ماجرای تلخ مهاجرت و بازگشت، او همواره صادقانه زیسته است. در بخش درباره زندگی شخصی هرمز سیرتی با دردهای معیشتی یک پیشکسوت آشنا شدیم. هرمز سیرتی صدایی است که خاموش نمیشود و چهرهای است که با وجود تمام ناملایمات، هنوز عاشقانه به دوربین و میکروفون نگاه میکند.