مهران غفوریان، بازیگر و کارگردان محبوب و صاحبسبک سینما و تلویزیون ایران، متولد ۳ شهریور ۱۳۵۳ در تهران و فارغالتحصیل رشته نقاشی است که فعالیت هنری خود را از سال ۱۳۷۳ آغاز کرد و با خلق شخصیت ماندگار «بهروز خالیبند» در سریال «زیر آسمان شهر» به اوج شهرت رسید. این هنرمند که سالها به عنوان نماد کمدی شناخته میشد، در دهه پنجم زندگیاش با کاهشی چشمگیر در وزن و تغییری شگرف در مسیر حرفهای، توانایی خود را در ایفای نقشهای جدی و درام در آثاری چون «قورباغه» و «خاتون» به اثبات رساند. غفوریان که تجربه عمل سنگین قلب باز را پشت سر گذاشته، زندگی عاشقانهای را در کنار همسرش آرزو کمانی و دخترش «هانا» سپری میکند و همچنان به عنوان یکی از وزنههای اصلی بازیگری ایران در هر دو ژانر کمدی و جدی میدرخشد.
بیوگرافی مهران غفوریان
کمتر کسی را در ایران میتوان یافت که با شنیدن نام مهران غفوریان لبخند بر لبانش ننشیند. او مردی است که سالهای سال، خنده را مهمان خانههای مردم کرد و با خلق شخصیتهای ماندگار، بخشی از حافظه جمعی چند نسل شد. از دوران طلایی طنزهای آیتمی در دهه هفتاد تا خلق شاهکار «زیر آسمان شهر» و شخصیت فراموشنشدنی «بهروز خالیبند»، مهران غفوریان همواره در اوج بوده است. اما داستان زندگی او فقط به خنداندن ختم نمیشود. او در سالهای اخیر با یک چرخش قهرمانانه در مسیر حرفهای و تغییر ظاهری شگفتانگیز، ثابت کرد که یک بازیگر تمامعیار است که میتواند ترسناکترین و جدیترین نقشها را نیز ایفا کند. در این مقاله قصد داریم پرونده زندگی این هنرمند دوستداشتنی را باز کنیم و از کودکی در تهرانسر تا درخشش در سریالهای نمایش خانگی را با هم مرور کنیم. اگر میخواهید بدانید این کمدین محبوب که حالا به ستارهای درام تبدیل شده، چه مسیری را طی کرده است، با ما همراه باشید.
سن مهران غفوریان
برای درک درست جایگاه هنری مهران غفوریان، باید ابتدا نگاهی به شناسنامه و سن و سال او بیندازیم. مهران غفوریان متولد ۳ شهریور سال ۱۳۵۳ است. او فرزند تابستان است و در گرمای شهریور ماه چشم به جهان گشود. با یک محاسبه ساده درمییابیم که او اکنون در دهه ششم زندگی خود (پنجاه سالگی) به سر میبرد. رسیدن به پنجاه سالگی برای یک بازیگر، نقطه عطفی حیاتی محسوب میشود. این سنی است که بازیگر از هیجانات خامی جوانی عبور کرده و با کولهباری از تجربه، به پختگی کامل رسیده است.
متولدین سال ۱۳۵۳ در ایران، نسلی هستند که نوجوانیشان با سالهای پس از جنگ و دوران سازندگی همزمان بود. مهران غفوریان نیز در همین اتمسفر رشد کرد. او خیلی زود و در اوج جوانی، یعنی در بیستسالگی وارد عرصه بازیگری شد. بنابراین، وقتی از سن مهران غفوریان صحبت میکنیم، با فردی روبرو هستیم که بیش از سه دهه از عمر ۵۰ سالهاش را در جلوی دوربین و زیر نور پروژکتورهای صحنه گذرانده است. این تداوم حضور باعث شده تا مخاطبان احساس کنند که با او بزرگ شدهاند و او جزئی از خانوادهشان است.
نکته جالب درباره سن مهران غفوریان، روحیه جوان و سرزنده اوست. با وجود اینکه شناسنامه عدد ۵۰ را نشان میدهد، اما انرژی و شور و هیجان او در برنامههای تلویزیونی و مصاحبهها، نشانی از خستگی میانسالی ندارد. البته گذر عمر و بالا رفتن سن، تاثیر خود را بر انتخابهای هنری او گذاشته است. او دیگر آن جوان پرچنبوجوش که صرفاً به دنبال خنداندن بود نیست؛ بلکه مردی جاافتاده است که در دهه پنجم زندگیاش تصمیم گرفت ریسک کند و وارد دنیای نقشهای جدی شود. شاید بتوان گفت پنجاه سالگی برای مهران غفوریان، تولدی دوباره در دنیای بازیگری بود، جایی که او پوست انداخت و چهرهای جدید از خود به نمایش گذاشت.
قد مهران غفوریان و ماجرای کاهش وزن عجیب
در بررسی بیوگرافی بازیگران، ویژگیهای فیزیکی همیشه مورد توجه است. قد مهران غفوریان حدود ۱۷۰ سانتیمتر است که او را در رده مردان با قد متوسط قرار میدهد. اما داستان فیزیک مهران غفوریان، داستانی فراتر از قد است؛ داستان اراده و تغییر باورنکردنی وزن اوست که تیتر تمام رسانهها شد. برای سالهای طولانی، مردم مهران غفوریان را به عنوان مردی چاق، بانمک و تپل میشناختند. اضافه وزن او بخشی از کاراکتر هنریاش شده بود و حتی در بسیاری از نقشها (مثل بهروز خالیبند یا نقشهایش در کارهای مهران مدیری) از همین فیزیک برای خلق موقعیتهای کمدی استفاده میکرد.
اما این اضافه وزن شدید، عوارض جسمانی زیادی برای او به همراه داشت. ساییدگی مفاصل پا و مشکلات حرکتی باعث شد تا او تصمیمی بزرگ و حیاتی بگیرد. او با انجام عمل جراحی و رعایت رژیمهای سخت، کاهش وزن بسیار زیادی را تجربه کرد. این کاهش وزن به قدری چشمگیر بود که چهره و استایل او را کاملاً دگرگون کرد. مهران غفوریانِ بعد از لاغری، دیگر آن چهره صرفاً کمدی و بامزه نبود؛ بلکه صورتی استخوانیتر، نگاهی نافذتر و قامتی متناسبتر پیدا کرده بود.
این تغییر فیزیکی تاثیر مستقیمی بر مسیر بازیگری او گذاشت. وقتی او لاغر شد، کارگردانان متوجه پتانسیلهای جدیدی در چهره او شدند. صورتی که حالا میتوانست خشم، اندوه و ترس را بهتر از همیشه منتقل کند. قد متوسط او در کنار اندام جدیدش، به او اجازه داد تا در نقشهای دراماتیک و حتی نقشهای منفی (مثل سریال قورباغه) بسیار خوش بنشیند. او ثابت کرد که بازیگر نباید اسیر فیزیک خود باشد و میتواند با تغییر در ظاهر، سرنوشت حرفهای خود را تغییر دهد. لاغری مهران غفوریان نه فقط برای زیبایی، بلکه برای سلامتی و بقای هنری او یک ضرورت بود که او با ارادهای مثالزدنی از پس آن برآمد.
همسر مهران غفوریان
زندگی شخصی هنرمندان همواره برای طرفدارانشان جذاب است و مهران غفوریان نیز از این قاعده مستثنی نیست. همسر مهران غفوریان، خانم آرزو کمانی است. مهران غفوریان که تا چهل سالگی مجرد بود و همیشه در مصاحبهها با شوخی از زیر بار سوالات ازدواج فرار میکرد، سرانجام در ۱۳ دی ماه سال ۱۳۹۳ ازدواج کرد و به جرگه متاهلین پیوست. این خبر در آن زمان بازتاب زیادی داشت و طرفداران او خوشحال بودند که کمدین محبوبشان سر و سامان گرفته است.
ماجرای آشنایی و ازدواج آنها نیز شنیدنی است. آنها در یک مرکز خرید با هم آشنا شدند و این آشنایی منجر به ازدواج شد. مهران غفوریان بارها در مصاحبههایش از همسرش به عنوان زنی صبور، مهربان و حامی یاد کرده است. او معتقد است که آرامش فعلی زندگیاش و حتی موفقیتهای سالهای اخیرش در عرصه نقشهای جدی، مدیون حمایتهای همسرش است. همسر او اگرچه در عرصه بازیگری فعالیت ندارد، اما درک بالایی از شرایط کاری دشوار همسرش دارد و محیط خانه را برای او امن و آرام نگه میدارد.
حاصل این ازدواج عاشقانه، دختری زیبا به نام هانا است که در بهمن ماه سال ۱۳۹۷ به دنیا آمد. تولد هانا دنیای مهران غفوریان را دگرگون کرد. او که همیشه شخصیتی احساساتی داشت، با پدر شدن روی دیگری از عواطف خود را نشان داد. عکسها و ویدئوهای دوتایی او با دخترش هانا در فضای مجازی، نشاندهنده رابطه عمیق و عاشقانه پدر و دختری است. مهران غفوریان میگوید تمام خستگیهایش با دیدن لبخند هانا در میرود. زندگی مشترک مهران غفوریان و آرزو کمانی، یکی از نمونههای موفق و کمحاشیه در بین زوجهای هنری است که بر پایه احترام و عشق بنا شده است.
محل تولد مهران غفوریان
محل تولد مهران غفوریان شهر تهران و محله تهرانسر است. او یک تهرانی اصیل است که در دل پایتخت بزرگ شده است. پدرش ناخدای نیروی دریایی بود و به دلیل شغل پدر، نظم و دیسیپلین خاصی در خانه آنها حاکم بود، هرچند که طبع هنری مهران مسیر دیگری را برایش رقم زد. تهرانِ سال ۱۳۵۳ و محله تهرانسر، بستری بود که کودکی و نوجوانی مهران در آن شکل گرفت.
بزرگ شدن در تهران به عنوان کانون فرهنگی و هنری کشور، شانس بزرگی برای او بود. دسترسی به کلاسهای هنری، دانشگاههای معتبر و نزدیکی به سازمان صدا و سیما، مسیر ورود او به دنیای هنر را هموارتر کرد. او در خانوادهای هنر دوست بزرگ شد. پدرش با وجود نظامی بودن، خطاط بود و نقاشی میکشید و تار مینواخت. برادرش مهدی غفوریان نیز در زمینه موسیقی فعالیت دارد. بنابراین، اتمسفر محل زندگی و خانواده او، آمیخته با هنر بود.
مهران غفوریان همواره با افتخار از محله کودکیاش یاد میکند. او بچه پایینشهر یا محلههای لوکس نبود؛ او فرزند طبقه متوسط تهران بود و همین موضوع باعث شد تا شناخت دقیقی از فرهنگ عامه مردم داشته باشد. شخصیتهایی که او بعدها در سریالهایش خلق کرد (مثل بهروز پیرپکاجکی)، ریشه در مشاهدات او از آدمهای کوچه و بازار تهران داشت. او ادبیات، تکیهکلامها و مرام و مسلک مردم تهران را خوب میشناخت و با هنرمندی تمام آنها را در کارهایش بازتاب داد. تهران برای مهران غفوریان فقط یک محل تولد نیست، بلکه صحنهای بزرگ است که او شخصیتهایش را از دل خیابانهای آن بیرون کشیده است.
تحصیلات مهران غفوریان
شاید تصور کنید مهران غفوریان که سلطان بداههگویی و طنز است، تحصیلاتش در زمینه تئاتر یا بازیگری باشد، اما واقعیت چیز دیگری است. تحصیلات مهران غفوریان در رشته نقاشی است. او فارغالتحصیل مقطع لیسانس رشته نقاشی از دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی است. این تضاد بین رشته تحصیلی (که هنری بصری، ساکت و درونگراست) با شغل او (که پر از هیاهو و کلام است) بسیار جالب توجه است.
تحصیل در رشته نقاشی تاثیر عمیقی بر دیدگاه هنری او گذاشته است. شاید در نگاه اول به نظر نیاید، اما مهران غفوریان دید بصری بسیار قویای دارد. این دیدگاه به ویژه زمانی که او در مقام کارگردان قرار میگیرد (مثل سریال زیر آسمان شهر یا همسایهها) به کمکش میآید. او ترکیببندی، رنگ و قاب را میشناسد. خودش میگوید که نقاشی خواندن باعث شده تا جهان را با جزئیات بیشتری ببیند و این دقت در جزئیات، در بازیگری و خلق تیپهای مختلف بسیار موثر بوده است.
علاوه بر تحصیلات دانشگاهی، او دارای کمربند مشکی کاراته نیز هست که نشاندهنده فعالیتهای ورزشی او در کنار تحصیل است. اما هنر همیشه اولویت اول او بود. جالب است بدانید که او پیشنهادهایی برای تدریس نقاشی هم داشته اما عشق به بازیگری باعث شد تا قلممو را زمین بگذارد و جلوی دوربین برود. با این حال، ذهنیت هنری و آکادمیک او در تمام سالهای فعالیتش همراهش بوده و باعث شده تا او صرفاً یک کمدین تجربی نباشد، بلکه هنرمندی با پشتوانه تحصیلات دانشگاهی در عرصه هنر باشد که زیباییشناسی را درک میکند.
سال شروع بازیگری مهران غفوریان
داستان سال شروع بازیگری مهران غفوریان به دوران جوانی و دهه هفتاد شمسی برمیگردد. او فعالیت هنری خود را به طور جدی از سال ۱۳۷۳ آغاز کرد. یعنی زمانی که تنها ۲۰ سال سن داشت. اولین حضور او در تلویزیون با مجموعه طنز آیتمی «جنگ ۳۹» به کارگردانی داریوش کاردان رقم خورد. در آن سالها، برنامههای طنز آیتمی بسیار محبوب بودند و مهران غفوریان با آن چهره بانمک و تپل، خیلی زود توانست توجهها را به خود جلب کند.
اما نقطه عطف واقعی و سکوی پرتاب او، سال ۱۳۷۶ و برنامه «گلها» بود. پس از آن، او مسیر پیشرفت را با سرعتی باورنکردنی طی کرد. حضور در مجموعههایی مثل «حرف تو حرف» و «این چند نفر» (که به هژیرها معروف شد)، او را به عنوان یک کمدین خلاق تثبیت کرد. در «این چند نفر»، او نقش برادری را بازی میکرد که دستش همیشه میلرزید و این کاراکتر چنان محبوب شد که تکهکلامهایش در بین مردم رواج پیدا کرد.
اما اوج قله موفقیت او در سالهای شروع، ساخت و بازی در سریال «زیر آسمان شهر» در سال ۱۳۸۰ بود. این سریال که اولین سریال طنز هر شبی (نود شبی) با داستانی پیوسته بود، خیابانهای ایران را خلوت میکرد. خلق شخصیت «بهروز خالیبند» شاهکاری بود که نام مهران غفوریان را برای همیشه در تاریخ تلویزیون ایران جاودانه کرد. شروع فعالیت او از سال ۷۳ تا رسیدن به اوج در سال ۸۰، نشاندهنده نبوغ و استعداد سرشار او بود که توانست در مدت کوتاهی از یک بازیگر تازهکار به یک کارگردان و ستاره پولساز تبدیل شود.
فیلم ها ، سریال ها و آثار مهران غفوریان
سینما
| سال |
عنوان |
کارگردان |
| ۱۴۰۳ |
زیبا صدایم کن |
رسول صدرعاملی |
| کفایت مذاکرات |
سهیل موفق |
| ۱۴۰۲ |
تمساح خونی |
جواد عزتی |
| آبی روشن[۱۴] |
بابک خواجهپاشا |
| بیسروصدا |
مجیدرضا مصطفوی |
| ۱۳۹۷ |
ما همه با هم هستیم |
کمال تبریزی |
| ۱۳۹۶ |
داش آکل |
محمد عرب |
| خالتور |
آرش معیریان |
| ما خیلی باحالیم |
بهمن گودرزی |
| ۱۳۹۵ |
آس و پاس |
آرش معیریان |
| ارادتمند؛ نازنین بهاره تینا |
عبدالرضا کاهانی |
| ۱۳۹۴ |
ناردون |
فریدون حسنپور |
| ۵۰ کیلو آلبالو |
مانی حقیقی |
| ۱۳۹۳ |
مجرد ۴۰ ساله |
شاهین باباپور |
| ۱۳۹۲ |
کالسکه |
آرش معیریان |
| ۱۳۹۱ |
جابهجا |
علی توکلنیا |
| ۱۳۸۹ |
پیتزا مخلوط |
حسین قاسمی جامی |
| سه نفر روی خط |
خسرو ملکان |
| فوتبالیها |
سیامک خواجهوند |
| ۱۳۸۸ |
پرواز مرغابیها |
علی شاهحاتمی |
| حلقههای ازدواج |
شاهین باباپور |
| شیر و عسل |
آرش معیریان |
| ۱۳۸۵ |
دختر میلیونر |
اکبر خامین |
| زن بدلی |
مهرداد میرفلاح |
| کلاهی برای باران |
مسعود نوابی |
| ۱۳۸۳ |
انتخاب |
تورج منصوری |
| شارلاتان |
آرش معیریان |
| ۱۳۷۶ |
کلید ازدواج |
داوود موثقی |
تلویزیون
| سال |
عنوان |
سمت |
کارگردان |
شبکه |
| ۱۴۰۵–۱۳۹۸ |
سلمان فارسی |
بازیگر |
داوود میرباقری |
سه |
| ۱۴۰۳–۱۴۰۲ |
شب خوش[۱۵] |
مجری |
مهران غفوریان |
| ۱۴۰۱ |
خندوانه |
مهمان |
رامبد جوان |
نسیم |
| دورهمی (مسابقه تلویزیونی) |
شرکت کننده |
مهران مدیری |
| ۱۳۹۸ |
اعجوبهها[۱۶] |
مجری |
احسان عبدیپور |
سه |
| زوج یا فرد |
بازیگر |
علیرضا نجف زاده |
| ۱۳۹۷ |
خندوانه (فصل پنجم) |
استندآپ کمدی |
رامبد جوان |
نسیم |
| کوبار |
بازیگر |
فریدون حسن پور |
دو |
| ۱۳۹۶ |
خندوانه (فصل چهارم) |
استندآپ کمدی |
رامبد جوان |
نسیم |
| پنچری |
بازیگر |
برزو نیک نژاد |
سه |
| ۱۳۹۵ |
خندوانه (فصل سوم) |
استندآپ کمدی |
رامبد جوان |
نسیم |
| همسایهها |
بازیگر و کارگردان |
مهران غفوریان |
دو
نسیم |
| ۱۳۹۴ |
در حاشیه ۲ |
بازیگر |
مهران مدیری |
سه |
| سه شو |
مجری |
سید جواد رضویان |
| خندوانه (فصل دوم) |
استندآپ کمدی |
رامبد جوان |
نسیم |
| خاتون |
بازیگر |
مرتضی آتش زمزم |
پنج
اصفهان |
| در حاشیه |
مهران مدیری |
|
| ۱۳۹۳ |
سیگنال موجود است |
مهدی مظلومی |
سه |
| ۱۳۹۲ |
روزهای بد، بهدر |
سعید آقاخانی |
| ۱۳۹۱ |
خانه اجارهای ۲ |
شاهد احمدلو |
| ۱۳۹۰ |
چمدان |
خسرو ملکان |
دو |
| خانه اجارهای |
رامین ناصرنصیر |
سه |
| راه در رو |
سعید آقاخانی |
| ۱۳۸۸ |
زنبابا |
| عید امسال |
پنج |
| ۱۳۸۵ |
قرارگاه مسکونی |
سید جواد رضویان |
| ۱۳۸۴ |
ارث بابام |
سید جواد رضویان |
سه |
| شبکه سه و نیم |
داریوش کاردان |
| ۱۳۸۲ |
ورود ممنوع ممنوع |
کارگردان |
مهران غفوریان |
پنج |
| ۱۳۸۱ |
زیر آسمان شهر ۳ |
بازیگر و کارگردان |
سه |
| ۱۳۸۰ |
زیر آسمان شهر ۲ |
| زیر آسمان شهر |
| طبقه وسط |
پنج |
| ۱۳۷۹ |
گلهای ۷۹ |
سه |
| تماشا ۷۹ |
| ۱۳۷۸ |
شب روباه (نسخه تلویزیونی) |
بازیگر |
همایون اسعدیان |
دو |
| گلهای ۷۸ |
بازیگر و کارگردان |
مهران غفوریان |
سه |
| این چند نفر |
| حرف تو حرف |
پنج |
| پرواز سپید |
کارگردان |
مهران غفوریان |
پنج |
| ۱۳۷۷ |
عید آن سالها |
بازیگر |
سعید ابراهیمیفر |
دو |
| گلهای ۷۷ |
بازیگر و کارگردان |
مهران غفوریان |
سه |
| جنگ ۷۷[۱۷] |
بازیگر |
مهران مدیری |
سه |
| ۱۳۷۶ |
عروسی ۷۷ |
مهرداد پوراحمد |
یک |
| گلهای ۷۶ |
مسعود آب پرور |
سه |
| سلام سلام |
سیدعلی سمنانی |
پنج |
| ۱۳۷۵ |
مسابقه پنج |
غلامحسین لطفی |
| نوروز ۷۵ |
داریوش کاردان |
یک |
| فروشگاه |
احمد بهبهانی |
سه |
| جنگ ۳۹ |
داریوش کاردان |
دو |
| ۱۳۷۳ |
لبخند سوم |
مسعود رشیدی |
سه |
فیلم تلویزیونی
| سال |
نام اثر |
کارگردان |
شبکه پخشکننده |
| ۱۳۸۸ |
کبرا ۰۰۱۱[۱۸] |
مهدی مظلومی |
شبکه تهران |
شبکه نمایش خانگی
| سال |
عنوان |
کارگردان |
| ۱۴۰۳ |
زخم کاری: مجازات (مهمان) |
محمدحسین مهدویان |
| گردنزنی |
سامان سالور |
| زخم کاری: انتقام (مهمان) |
محمدحسین مهدویان |
| اسکار |
مهران مدیری |
| ۱۴۰۲ |
نیسان آبی ۲ |
مسعود اطیابی |
| تیانتی |
حامد آهنگی |
| ناتو |
مهدی صفییاری |
| زخم کاری: بازگشت |
محمدحسین مهدویان |
| ۱۴۰۱ |
مهمونی |
ایرج طهماسب |
| نوبت لیلی |
روحالله حجازی |
| ۱۴۰۰ |
جوکر |
احسان علیخانی
سید حامد میرفتاحی |
| نیسان آبی |
منوچهر هادی |
| خاتون |
تینا پاکروان |
| شبهای مافیا |
سعید ابوطالب |
| مردم معمولی |
رامبد جوان |
| ۱۳۹۹ |
قورباغه |
هومن سیدی |
| ۱۳۹۵ |
با من خوش میگذره[۱۹] |
مرتضی آتش زمزم |
| ۱۳۹۴ |
عطسه |
مهران مدیری |
| ۱۳۹۲ |
یه اتفاق ساده[۲۰] |
متین اوجانی |
| شهر امن و امان است[۲۱] |
| عاریه[۲۲] |
| شوخی کردم |
مهران مدیری |
| مشعل[۲۳] |
عباس خواجه وند |
| دل سپرده[۲۴] |
عباس مرادیان |
| زندگی به شرط چاقو[۲۵] |
| دربست تا لواسون[۲۶] |
جواد مزد آبادی |
| تلخ اما شیرین[۲۷] |
| من کارگرم[۲۸] |
علی توحیدپرست |
| شام ایرانی ۳ |
سروش صحت |
| ۱۳۹۱ |
سر پیری و معرکهگیری[۲۹] |
راهب قاسمیان |
| گدایان تهران[۳۰] |
عباس خواجوند |
| شوخی با ستارگان |
امیرحسین قهرایی |
| ۱۳۹۰ |
نردبان چوبی[۳۱] |
فرهاد ارج |
| رفیق فابریک[۳۲] |
علیرضا نجف زاده |
| ۱۳۸۹ |
من پلیس نیستم[۳۳] |
مهران غفوریان |
| ۱۳۸۸ |
بی ستاره |
بهمن گودرزی |
| ۱۳۸۷ |
یه آسمون آبی سقف اتاق منه[۳۴] |
مجتبی چراغعلی |
| توهم[۳۵] |
اکبر منصورفلاح |
| ۱۳۸۶ |
هندوانه شب یلدا |
سعید آقاخانی |
درباره زندگی شخصی مهران غفوریان
درباره زندگی شخصی مهران غفوریان ناگفتههای زیادی وجود دارد که نشاندهنده روحیه لطیف و حساس اوست. برخلاف ظاهر خندان و شوخطبعش، مهران غفوریان انسانی بسیار احساساتی و دلرحم است. او عاشق خرید کردن است و به گفته خودش، پاساژگردی و خرید لباس از تفریحات مورد علاقهاش محسوب میشود. او به برندهای معتبر علاقه دارد و همیشه سعی میکند خوشپوش و آراسته باشد.
یکی از اتفاقات تلخ و تکاندهنده در زندگی شخصی او، ماجرای سکته قلبی و عمل قلب باز او بود. این اتفاق سر صحنه فیلمبرداری سریال نیسان آبی رخ داد و شوک بزرگی به جامعه هنری و خانوادهاش وارد کرد. خوشبختانه او با اراده قوی و دعای مردم توانست این بحران را پشت سر بگذارد. این حادثه باعث شد تا او بیش از پیش قدر سلامتی و زندگی در کنار خانوادهاش را بداند.
مهران غفوریان در آشپزی هم دستی بر آتش دارد و غذاهای خوشمزهای درست میکند. او رابطه بسیار نزدیکی با مادرش دارد و همیشه با احترام و عشق از او یاد میکند (پدرش سالها پیش فوت کرده است). در محافل دوستانه، او همانقدر که جلوی دوربین بامزه است، در واقعیت هم مجلسگرمکن و شوخ است، اما خط قرمزهایی هم دارد و اجازه نمیدهد کسی وارد حریم خصوصیاش شود. صداقت و روراستی از ویژگیهای بارز اخلاقی اوست؛ او اهل ریا و تظاهر نیست و همین موضوع باعث شده تا محبوبیتی دلی در بین مردم داشته باشد.
تحول شگرف: از بهروز خالیبند تا نقشهای جدی و تلخ
شاید مهمترین بخش بیوگرافی حرفهای مهران غفوریان در سالهای اخیر، تغییر مسیر ناگهانی او از کمدی به درام باشد. برای دههها، او نماد خنده و شوخی بود. اما ناگهان با بازی در سریال «قورباغه» به کارگردانی هومن سیدی، همه را میخکوب کرد. او در این سریال نقش نگهبان پیری را بازی کرد که هیچ شباهتی به مهران غفوریانِ همیشگی نداشت. بازی کنترلشده، نگاههای سرد و جدیت محض او، منتقدان را شگفتزده کرد.
این موفقیت با بازی در سریال «خاتون» و سپس «زخم کاری» ادامه یافت. در خاتون، او نقش «موسیو» را چنان با ظرافت بازی کرد که نشان داد تواناییهایش محدود به خنداندن نیست. او ریسک بزرگی کرد؛ معمولاً کمدینها میترسند که با بازی در نقش جدی، مخاطبان خود را از دست بدهند، اما غفوریان ثابت کرد که بازیگر اگر توانمند باشد، در هر قالبی میدرخشد.
خودش در مصاحبهای گفته است که هومن سیدی کاشف بخش پنهان بازیگری او بود. این تغییر ژانر، همزمان با تغییر فیزیکی و لاغری او اتفاق افتاد و ترکیبی برنده را ساخت. امروز مهران غفوریان دیگر فقط آن پسر بانمک زیر آسمان شهر نیست؛ او بازیگری است که میتواند نقشهای چندلایه، منفی و تراژیک را به بهترین شکل اجرا کند. این انعطافپذیری هنری، او را به یکی از ارزشمندترین سرمایههای بازیگری ایران تبدیل کرده است که کارگردانان برای هر دو ژانر کمدی و درام روی او حساب ویژهای باز میکنند.
جمعبندی
در این مقاله به بررسی موشکافانه و دقیق بیوگرافی مهران غفوریان پرداختیم. از سن مهران غفوریان و رسیدن او به پنجاه سالگی گفتیم و دیدیم که چگونه با تجربهتر و پختهتر شده است. ماجرای تغییرات فیزیکی و قد مهران غفوریان را مرور کردیم و دانستیم که لاغری او چه تاثیر بزرگی بر کارنامهاش گذاشته است. همچنین به زندگی عاشقانه و همسر مهران غفوریان و دخترش هانا اشاره کردیم که کانون آرامش او هستند. محل تولد مهران غفوریان در تهران و تاثیر خانواده هنریاش را بررسی کردیم.
دانستیم که تحصیلات مهران غفوریان در رشته نقاشی است که دید بصری او را تقویت کرده است. سال شروع بازیگری مهران غفوریان از سال ۷۳ و اوجگیری او با زیر آسمان شهر را یادآوری کردیم. درباره زندگی شخصی مهران غفوریان، عمل قلب باز و علایقش نوشتیم و در نهایت به تحول بزرگ او در بازیگری درام پرداختیم. مهران غفوریان هنرمندی است که توانست با عبور از کلیشهها، خود را بازآفرینی کند و همچنان در قله محبوبیت باقی بماند.